شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 98329

و خدایی که تو را می خواهد

یکی از اشکالات بندگان خداوند غفلت است و یکی از غفلت ها، فراموش محبتی است که خدا به بندگان خود دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم


خدایی که تو را می خواهد

یکی از اشکالات بندگان خداوند غفلت است و یکی از غفلت ها، فراموش محبتی است که خدا به بندگان خود دارد. خدای مهربانی که بنده خود را با لطف و مهر آفرید و یک لحظه از او چشم بر نمی دارد و زبان حال او چنین است:

نی ام زکار تو غافل همیشه در کارم که لحظه لحظه تو را من عزیز می دارم

شاید تاکنون به هنرمندی برخورد کرده اید که شخصی از اثر هنری او بد بگوید و یا حتی کودکی که نقاشی او را زشت بنامند، چقدر ناراحت شده و آنرا توهین به خود تلقی می کند برای همین است که به منتقدین آثار هنری توصیه می شود. نقد هنری خود را به گونه ای مطرح نکنند که خالق اثر گمان کند کل هنر او را بد یا زشت تلقی کرده اید چرا که ناراحت شده و آنرا توهین به خود قلمداد می کند. نظام آفرینش هم کارگاه هنر خداوندی است، و هنرمندی یکه تاز این اثر  رب العالمین است :

 آفرینش همه تدبیر خداوند دل است دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

و دسته گل سرسبد این مجموعه هنری کسی نیست جز اشرف مخلوقات یعنی انسان، پس توهین به خلقت انسان، توهین به خداست. 

درحدیث قدسی امده است که  اگر کسانی که به من خدا پشت کردند میدانستند که چقدر مشتاق انهایم وچقدر منتظرشان هستم  ومایلم که معصیت راترک کننداز شدت شوق می مردندواعضاوجوارحشان از فرط محبت من پراکنده میشد!

ادامه این سخن خدا زیباتراست:

یاداوودهذه ارادتی بالمدبرین عنی فکیف ارادتی بالمقبلین الی

اینهمه خواست من درباره کسانی بودکه به من پشت کرده اند پس چگونه است ارادت من به دوستانم!

دوستان راکجا کنی محروم          توکه با دشمنان نظر داری

حال عجیب است که این انسان گاهی دچار غفلت می شود و فراموش می کند شاهکار هنرمند هستی است و چقدر هنرمند او را دوست دارد و چقدر خاطر او را می خواهد و چقدر با او مهربان است و خودرا دست کم گرفته به خود توهین روا می دارد که معنایی جز توهین به خدا ندارد.

هر چند در این محبوب شدن، تقاضای اولیه انسان شرط نیست

ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفته ی ما می شنود 

اصلاً 

داد حق را قابلیت شرط نیست بلکه شرط قابلیت داد اوست

در خبر است از سر و کائنات و  مفخر موجودات محمدمصطفی ص که هر کس با ایشان برخورد می کرد و بعد از او می پرسیدند نظر پیامبر (ص) در باره تو چه بود؟ او می گفت گمان نمی کنم ایشان هیچ کس را به اندازه من دوست بدارد، یعنی نوع برخورد پیامبر (ص) با افراد به گونه ای بود که  شعاع   محبت ایشان همه وجود فردرامیگرفت  و دچار چنین حالت شیرینی می شد.

بدون شک این صفت رسول الله از خداست، یعنی خدا به هر بنده ای به طور خاص و ویژه نظر دارد و او را به شکل منحصر به فردی دوست می دارد، هر بنده ای!

به فرموده یکی از اهل دل، هر کدام از شما به جایی می رسید که احساس می کند «خدا هیچ کس را به اندازه من دوست ندارد و تاکنون به هیچ کس به اندازه من، محبت و لطف نکرده است» اما متأسفانه بندگان غافلند و متوجه این قدر عظیم و شوکت رفیع خود نیستند.

دلا غافل ز سبحانی چه حاصل مطیع نفس و شیطانی چه حاصل

بود قدر تو افزون از ملایک تو قدر خود نمیدانی چه حاصل



 اگر بنده ای متوجه این لطف عظیم و بی حد حضرت حق بر او بود و در می یافت چقدر عزیز و معشوق خداست، فکر و حال روحی او عوض می شد.

یاردارد سرصیددل حافظ یاران شاهبازی به شکار مگسی می اید

و اگر بداند که خدا منتظر او نشسته تا او را در آغوش بگیرد، رفتار و کردارش هم عوض می شود خود را به هرپلیدی و گناهی  و زشتی نمی آلاید و شأن و منزلت خود را دست کم تلقی نمی کند و دل به هر خس   و خاشاکی نمی بندد.

تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر ندانمت که در این دامگه چه افتادست

پایان یا این یادداشت را به خاطر ای از علامه طباطبایی زینت می دهم و قتی  از آن فیلسوف بزرگ و مفسر کبیر خواسته شد از بین اشعاری که سروده، یکی را انتخاب کند این را خواند :

من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

من خس بی سر و پایم که به سیل افتادم او که می رفت مرا هم به دل دریا برد


اول رجب 1437


حبیب الله فرحزاد.حسین مطیع


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :