شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 97366

آیا انتخابات یک پدیده اسلامی است (پرانتز باز 4

در کشورهای جهان هم اکنون رایج است که برای بعضی از مناصب و مسئولیتها با مراجعه به آرای عمومی از شیوه ای به اسم انتخابات استفاده می کنند. نگاهی به تاریخ انبیاء و امامان، که دارای منصب حکومتی بودند نشان نمی دهد که هیچ یک از آن بزرگان برای موردی از پدیده انتخابات استفاده کرده باشند.

در کشورهای جهان هم اکنون رایج است که برای بعضی از مناصب و مسئولیتها با مراجعه به آرای عمومی از شیوه ای به اسم انتخابات استفاده می کنند. نگاهی به تاریخ انبیاء و امامان، که دارای منصب حکومتی بودند نشان نمی دهد که هیچ یک از آن بزرگان برای موردی از پدیده انتخابات استفاده کرده باشند. به عنوان مثال انبیایی مثل سلیمان (ع)، داود (ع)، یوسف (ع)، موسی (ع ) و حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) و یا امامانی مثل امام علی (ع)، امام حسن(ع) که دورانی حکومت داشته و سلطان و فرمانروای جامعه بوده اند، به گواهی تاریخ موردی ذکر نشده که برای انتخاب وزیر با رئیس یکی از شهرها و قبیله ها و ... از شیوه مراجعه به آرای عمومی استفاده کرده باشد.
پرواضح است که بیعت که مثلاً در غدیر رخ داده نیز از مقوله دیگری است اگر فی المثل حضرت رسول اعظم  (ص) 5 نفر را روز غدیر به مردم معرفی می کردند و از آنها می خواستند به یک نفر رأی بدهند وآنگاه امیرالمؤمنین (ع) رای می آورند نوعی انتخابات به شیوه امروزی بود لکن این انتخاب از طر ف خدا صورت گرفته بود و بیعت یعنی پذیرش و تسلیم امر او شدن.
گذشته از این شنیده شده که در آغاز انقلاب بعضی از مراجع به امام خمینی (ره) نامه نوشتند و متذکر شده اند این انتخابات -خصوصاً با دفعات زیادی که در قانون اساسی به آن توجه شده – اصلاً در اسلام سابقه ندارد و نظر علامه طباطبایی نیز در باره فریب بودن دموکراسی در تفسیر المیزان معلوم است و. .. 
گذشته از معایب ذاتی دموکراسی و ایراداتی که به همه انتخابهای کشورهای جهان می شود وارد کرد مثل سرمایه سالاری، تأثیر تبلیغات کاذب و عوام فریب  عدم امکان رقابت واقعی برای اکثر مردم خصوصاً دانشمندان  نادیده گرفتن حق 49 درصداز مردم  حزب  سالاری به جای مردم سالاری  ناتوانی انتخابات از نشان دادن حق، عدالت و یا شایسته سالاری  تقدم خوشایند برمصلحت هزینه مادی وروانی زیاد بر جامعه، نفوذ زر وزور وتزویر در اکثریت   احساسی و لجبازی رأی دادن   قبیله گرایی، یکی بودن رأی باسواد و بی سواد تقلب، عدم احراز مشروعیت، کند یا نیمه تعطیل شدن نهادها قبل و بعد از انتخاباتشان ،عدم اجرای برنامه درازمدت و .... که در جای خود محل  گفتگو  است :جای این سؤال هست که چرا حضرت امام خمینی به این صورت وسیع و گسترده این شیوه غربی را که با عنوان جمهوری از آن یاد می کنند به کشور ما وارد کرد و آنرا نهادینه ساختند و حتی نوع مراجعه به آرای عمومی در کشور ما از دموکرات ترین کشورهای جهان نیز افراطی تر شده. به عنوان مثال هیچ کشوری را در دنیا سراغ نداریم که به طور میانگین سالی یک انتخابات در آن برگزار شود جز ایران! به نظر میرسد دو نگاه نسبت به این برخورد حضرت روح الله و متفکرانی که انقلاب را تأسیس کردند مثل آیه الله مطهری، آیه الله بهشتی و آیه الله خامنه ای  وایه الله مصباح درباره نوع حضور مردم قابل طرح است:
الف- حضور مردم و رآی آنها تاکتیکی و از نوع مصلحت اندیشیدن است. مثلاً به خاطر اینکه در مقابل دموکراسی غربی ایران در جهان متهم نشود و یا مردم احساس مشارکت کنند و سوپاپ  اطمینانی برای حکومت ایجاد شود.
ب- حضور مردم و رأی آنها استراتژیک و بنیادی است. و  حقیقتا  نظر امام و یارانشان این بوده و هست که رأی مردم واقعی و تأثیرگذار است و حضور مردم در صندوقهای رأی نه از باب رفع تکلیف و یا بستن دهان کدخدا، بلکه جدی  و سرنوشت ساز است.
به نظر راقم  این سطور نگاه امام (ره) علیرغم بی سابقه بودن انتخابات در اسلام از نوع دوم است. یعنی از منظر ایشان اولاً دموکراسی روشی تعارض با حکومت الهی ندارد
 ثانیاً مقبولیت مردمی شرط حکومت دینی است  و باعث قوام آن و رشد سرمایه اجتماعی می شود 
ثالثاً حکومتهایی که پایگاه مردمی ندارند به بیگانه وابسته شده و به راحتی برای حفظ خود، منافع ملی را خواهند فروخت.
رابعا ً: رأی قانونی مردم – با هر نتیجه ای که در هر دوره ای به بار آید – ضامن رشد فکر و تقویت سیاسی و بصیرت بخشی به خود آنها و مسئولین است.
خامساَ » مردم باید در انتخاب سلیقه های  سیاسی و فکری آزاد باشند تا احساس فشار و خفقان نکنند و به هنگام با حاکمان نالایق تصفیه حساب کنند.  
البته مردم در انتخاب  افرادگاهی اشتباه می کنند مثل انتخاب ریاست جمهوری اول و یا مجلس ششم اما این فرصت را باید به آنها داد و این هزینه را باید نظام پرداخت کند تا همه با هم رشد کنیم و به بلوغ ذهنی برسیم. امامی که از اول با انتخاب بنی صدر مخالف بود این اجازه را به مردم دادند و رأی مردم را تنفیذ کردند تا خود آنها به نتیجه رسیدند ایشان لایق  نیست  و خود مردم می توانند با رأی های بعدی رأی قبلی خود را اصلاح کنند و کل طبقات و افشار جامعه از رشدی بیش و کم یکسان و هماهنگ در بلوغ سیاسی همراه و هماهنگ شوند.درتایید این مطلب میتوان به این ایه شریفه استناد کرد که نفرمودانبیا قسط رابرپا میکنند بلکه انبیا مردم را راهنمایی میکنندتا خودمردم قسط رابرپاکنند :لیقوم الناس بالقسط.
گذشته از این اگر الان و در این دوران گذار قبل از ظهور بهترین گزینه راهم حاکم جامعه منصوب کند ولی مردم احساس تکلف یا احساس دیکتاتوری کنند به فرمان او تن نخواهند داد و عملاً او مبسوط الید نخواهد بود که لازم است این مسأله باتمرین دموکراسی به فرجامی برسد شاید این فرجام این باشد:
الف- انتخابات چیز خوبی نیست ما همه سلیقه ها و گرایش ها را امتحان کردیم خود حاکم عادل با نظر مشاوران امین و عالمش، کارگزارانی را منصوب کند تا بهتر جامعه اداره شود و این قدر ریسک و هزینه سالانه به کشور تحمیل نشود ، برنامه های درازمدت اجرا شود و .... همان شیوه ای که انبیاء عظام و ایمه ع       در اداره حکومتهای خود داشتند
ب- انتخابات محاسن و معایب، ظرفیتها و محدودیتهایی دارد با حفظ شرایط و رعایت ملاحظاتی می توان برای اداره و تقویت حکومت اسلامی از آن استفاده کرد.
الله اعلم


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :