شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 97128

آیا انتخاب رئیس دانشگاه، دموکراتیک است؟(پرانتز باز 1

یکی از موضوعات مورد بحث امروز در فضای دانشگاهها که آغاز آن از سالها پیش مطرح شده بود، طرح انتخاباتی شدن رئیس دانشگاه است.
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا انتخاب رئیس دانشگاه، دموکراتیک است؟
یکی از موضوعات مورد بحث امروز در فضای دانشگاهها که آغاز آن از سالها پیش مطرح شده بود، طرح انتخاباتی شدن رئیس دانشگاه است. پیشنهاد دهندگان این طرح براین عقیده هستند که باید رئیس هر دانشگاه در آغاز هر دوره با رأی مستقیم اعضای هیأت علمی مشخص شده و سپس وزیر علوم، حکم ریاست را برای او صادر کند و یا با معرفی سه نفر از طریق انتخابات :وزیر، یکی از آنها را به عنوان رئیس دانشگاه معرفی کند و یا در هیأت امنا انتخاباتی صورت گیرد.
 این طرح محاسن و معایبی دارد که در ذیل فهرست می شود و نظر نهایی را به خوانندگان محترم واگذار می کنم.

الف- محاسن و مزایا
1- باعث رونق مشارکت در بین اعضای هیأت علمی می شود.
2- باعث احساس همدلی و همراهی با مسئولین و در نتیجه کمک به حل مشکلات دانشگاهها می شود و کارآیی و کارآمدی را زیادتر می سازد.
3- امکان تعویض و جابجایی رئیس دانشگاهها برای  قاطبه  اعضای هیأت علمی – در صورت عدم موفقیت – محفوظ است.
4- وقتی که مدیران گروهها، مراکز و حتی دانشکده ها معمولاً به روش انتخابی، تعیین می شود چه اشکالی دارد که این روش به کل دانشگاه هم تسری  پیدا کند؟!
5- اگر هیأت علمی که نخبگان یک کشور هستند نتوانند حق تعیین سرنوشت دانشگاه خود را داشته باشند و خود رئیس دانشگاه را تعیین کنند چه توقعی از دیگران است؟!
6- در دانشگاههای کشورهای دیگر  بعضاً این روش وجود دارد و موفق بوده.
7- این روش به حفظ و تحکیم آزادی علمی و استقلال دانشگاه کمک خواهد کرد.
8- احتمالاً این کار باعث طولانی تر شدن عمر رئیس دانشگاهها و افزایش قدرت او برای مدیریت کلان وبرنامه ریزی درازمدت علمی خواهد شد و ثبات این محیط علمی را یاعث خواهد شد.
9- انتصابی بودن باعث تنهایی رئیس در مقابل هیأت علمی های دانشگاه و حتی تضاد میان آنها و در نهایت کاهش بهره وری دانشگاه خواهد شد.

ب- معایب و معضلات
1- این نوعی دموکراسی کانالیزه و نیم بند است. مثلاً اگر برای همه اعضای هیأت علمی حق رأی درنظر گرفته شود، چرا نباید برای کارمندان چنین حقی را درنظر گرفت؟! مثلاً یک کارشناس با مدرک فوق لیسانس و 29 سال سابقه و تجربه چرا باید از رأی محروم باشد و یک مربی با همان مدرک که فقط 6ماه است استخدام شده  وهنوز بسیاری از قوانین و مقررات دانشگاه را هم نمی داند حق رأی داشته باشد؟! این سؤال در مورد دانشجویان هم مطرح است. خصوصاً دانشجویان تحصیلات تکمیلی چرا نباید حق رأی داشته باشند؟
2- دانشگاههای دولتی ، پزشکی و پیام نور از سرمایه های ملی است و متعلق به همه مردم ایران وباپول بیت المال اداره می شود،   پس  همه مردم حق دخالت و تعیین سرنوشت آنرا دارند که این کار را با انتخاب رئیس جمهور در هر 4 سال یک بار انجام می دهند. پس تخصیص عده ای    خلاف دموکراسی است.
3- در این روش دیگر وزیر پاسخگوی مشکلات پیش آمده در یک دانشگاه با کاستی ها و کمبودها و تخلفات نیست. چرا که وزیر در حالت عادی باید به هیأت دولت، شورای عالی انقلاب فرهنگی و شخص رئیس جمهور که منتخب مستقیم مردم است پاسخگو باشد.رییس دانشگاه هم پاسخگوی وزیر نیست چون کسان دیگری اورا انتخاب کرده اند وشکاف درنهاد علمی کشور ایجاد می شود
4- اگر منظور از انتخابی بودن توسط اعضای هیأت امناء و نه اعضای هیأت علمی و کارمندان باشد، آنگاه این سؤال پیش می آید که اعضای هیأت امنا را چه کسی انتخاب کند و چگونه و  ...پس شبهه برمی گردد. هلم جرا فلیتسلسل...
5- ثبات  و دوام برای یک مدیریت فرهنگی ضرورت دارد ولی این شیوه مدیریت را ناپایدار می کند. چرا که ممکن است اتفاقات و جریانهای مقطعی حتی کمتر از 4 سال فضا وجو دانشگاهها را عوض کند و زودتر و بیشتر از کل کشور، باعث تغییر و بی ثباتی مدیران بیان گردد.
6- آن دانشگاههایی که در خارج کشور به شیوه انتخابی تعیین رئیس می کنند واقعامستقل هستند، و نه تنها دلاری از دولت پول نمی گیرند، بلکه مالیات هم می دهند. یعنی از طریق اخذ شهریه یاارتباط با صنعت و .... واقعاً خودگردان هستند و لذا شیوه انتخاباتی بودن رئیس آنها طبیعی به نظر می رسد و حتی دانشجویان می توانند رئیس را عوض کنند، چون پول می دهند! اما در ایران که همه متأسفانه سر سفره نفت نشسته اند چنین راهکاری بی منطق و بی مبناست.
7- این تجربه تاحدودی در بعضی دولتهای قبلی عمل شد و موفق نبوده است. 
8- ممکن است در این روش کاندیدای ریاست قولهایی – خارج از حدود و اختیارات قانونی رئیس دانشگاهها -بدهد  تا جلب آراء کند و هزینه دانشگاه را بالا ببرد (البته این مسأله در مورد هر انتخاباتی قابل فرض است).
9- چه اشکالی دارد با تسری این طرح در همه مدارس، مدیر را معلمان و کارمندان ( و حتی دانش آموزان) در همه ادارت رئیس را کارمندان ، در همه کارخانه ها، کارگران انتخاب کنند؟ آنگاه کل نظام دموکراتیک یک کشور پاره پاره و متلاشی می شود. و اصلاً انتخاباتهای عمومی ریاست جمهوری، مجلس ، شورای شهر و ... بی معنا خواهد شد مثلاً به جای اینکه همه مردم در تعیین شهردار از طریق شورای شهر مشارکت کنند فقط کارمندان شهرداری او را انتخاب کنند !(که قطعاً خلاف دموکراسی است).
10- باعث تشدید فضای دو قطبی سیاسی کارانه و حتی قبیله ای و طایفه ای در دانشگاهها خواهد شد و نافی همدلی می باشد که برای یک محیط علمی و فرهنگی ضروری است.

11-باند بازی در دانشگاهها و گروهها و دسته ها و  سلایق ممکن است باعث شود که طیف خاصی با لطاف الحیل انسان کم لیاقتی را به ریاست دانشگاه منصوب کنند و با گروکشی از دیگران و طیفهای خاکستری دانشگاه که تعداد آنها کم هم نیست، جو را ملتهب و به نفع خود تشدید کنند (البته این مسأله هم در هر انتخاباتی قابل طرح است).



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :