شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 61660

پنجمین سالگرد عروج ملکوتی مهندس سید مهران حریرچیان

سید شهید نشد تا شهید بماند

به گزارش مهران آن لاین: پنجمین سالگرد استاد شهید سید مهران حریرچیان پنج شنبه شب در حسینیه پانزده خرداد با حضور دوستان و همکاران و شاگردان وی برگزار شد. در این مراسم دکتر حسین مطیع از شاگردان و ارادتمندان وی سخنران جلسه بود.

وی با تقسیم کردن زندگی سید مهران به پنج دوره کودکی، نوجوانی، دوران جبهه، دوران جانبازی و پس از جبهه و دوران پس از شهادت، گفت: سید مهران از صلابت و استقلال رأی و شجاعتی ویژه برخوردار بود. نظافت و آراستگی آقا مهران زبانزد بود او هیچ وقت ژولیده نبود و مواظب آراستگی شان نبود. صفت زشتی که در اول انقلاب کسانی در بین افراد انقلابی ظاهر شده بود این بود که می گفتند هر چه فرد انقلابی تر ظاهرش ژولیده تر ولی ایشان یکی از افرادی بود که با آراستگی اش جلو این تفکرات مقاومت می کرد.
شجاعت سید مهران از همان دوران کودکی و خاطراتی که از وی باقی مانده است واضح و مبرهن بود، در دوران نوجوانی نیز در شهر مثل اصفهان که از لحاظ معنوی و مذهبی همیشه پیشتاز بوده جزء شاگردان شهید اژه ای و مرحوم پرورش قرار می گیرد، وی هر جا می رفت یک «آنی» داشت به قول امروزی ها «کاریزماتیک» بود، در همه مجالس محور بود و از این صفتش به هیچ عنوان برای رسیدن به منافع شخصی اش استفاده نمی کرد.

 وقتی که سید مهران وارد مباحث سیاسی روز شده بود می گفت ما در احزاب و جناح ها دنبال چهره هستیم نه مُهره، او می گفت: «حزبی واقعی است که چهره پرور باشد و خودش هم هیچ گاه با اینکه توانایی اش را داشت مرید پروری نداشت، حتی اگر می دید افرادی دارند به او نزدیک می شوند به هیچ عنوان اجازه مرید و مرید پروری نمی داد. او در سن 17 سالگی به جبهه می رود که دوستان برایش تفألی زده بودند و آیه شهادت آمده بود که: ان الله اشتری من المؤمنین...

آقای حریرچیان شهید نشد تا شهید بماند و سر اینکه خدا نخواست مهران شهید شوید این بود که برای ما بماند چرا که او به واسطه زندگی اش، مریضی اش و شهادتش انسان های بسیاری را هدایت نمود.
او یک بار حدیث اخلاص را خوانده بود که معصوم (ع) می فرمایند: « اگر کسی خودش را چهل روز برای خداوند خالص کند خداوند چشمه های حکمت را از دل او به زبانش جاری می کند» ایشان همین کار را کرده بود و حقیقتا چشمه های حکمت بر زبانش جاری و ساری بود و گاه تنها با یک ذکر یک جمله کسی را زیر و رو می کرد. شهید حریرچیان استادی حکیم، دلسوز و آگاه بود.
حقیقت آن بود که آقا مهران به شهادت جسم نرسیده بود ولی به شهادت جان رسیده بود، شهادت جان یعنی اینکه به مقام شهود رسیده بود. چرا که مقام رسیدن خیلی مهم تر است شهید رفتن هنر است ولی شهید ماندن هنر والاتری است.

آقا مهران ماند تا به ما بفهماند می توانیم شهید بمانیم، او 22 سال شهید ماند و سپس شهید رفت، او به ما فهماند که اگر بخواهیم می توانیم بدون آنکه به شهادت جسم برسیم به شهادت جان برسیم.
دوران بعد از جنگ سید مهران مهمترین دوران زندگی اش بود، او هم اهل ذکر بود و هم اهل فکر، به شاگردانش هم بحث مطالعاتی پیشنهاد می داد و هم از آنها ذکر می خواست.
نکات اخلاقی و مدیریتی که از ایشان می توان به صورت اجمالی ذکر کرد این بود که: خوش قول بود و وفای به عهد داشت؛ ایشان به کسی اجازه تملق و تعریف نمی داد؛ برای دیگران وقت می گذاشت؛ بسیار پر کار بود یک ساعت در روز او مساوی با یک روز کاری بود، برای خدا حرکت می کرد اخلاص داشت؛ آرام بود و با لبخندی که بر روی لبانش داشت همه را آرام می کرد؛ آرامش خودش را به بقیه منتقل می کرد.

در پایان با ذکر حدیثی از امام رضا(ع) از خداوند می خواهیم که ما در زمره آگاهان و شهیدان راه خودش قرار دهد؛
امام رضا(ع) می فرمایند: شرابی هست که خداوند به اولیاء خودش می دهد، هنگامی که می خورند مست می شوند، وقتی که مست می شوند به وجد می آیند وقتی که به وجد می آیند پاک می شوند، وقتی که پاک می شوند ذوب می شوند، وقتی ذوب می شوند خالص می شوند وقتی خالص می شوند می رسند وقتی می رسند متصل می شوند وقتی متصل می شوند فرقی بین آنها و خدایشان نیست.
و به راستی که شهید سید مهران حریرچیان یکی از آنانی بود که لایق خوردن شراب خدایی بود.


 



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :