ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 264120

خیر مساوی با لذت نیست/ خیر و شر با ضد خود شناخته می شوند

عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان گفت: اسلام برخلاف روانشناسی غربی لذت محور نیست، بلکه خیر محور است، چون هر لذتی مساوی با خیر و هر دردی مساوی با شر نیست.

حسین مطیع، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان، در گفت و گو با ایکنا از اصفهان، با بیان اینکه مفهوم خیر و شر مفاهیمی واضح هستند و به همین دلیل در فرهنگ اسلامی زیاد مورد تعریف قرار نمی گیرند، اظهار کرد: این دو مفهوم به مصداق تعیین می شوند، مثلا بیماری، مرگ، زشتی، معلولیت و حوادث غیر مترقبه مثل سیل و زلزله را مصادیق شر به شمار می آورند، همین طور سختی هایی که انسان برای به دست آوردن بعضی چیزها باید تحمل کند. در واقع ما به طور طبیعی متوجه می شویم که منظور از شر، یعنی اموری که برای انسان ملالت آور است و او را آزار می دهد و منظور از خیر، اموری است که به انسان سود و بهره می رساند.

وی افزود: قرآن کریم در آیه ۲۱۶ سوره بقره به این موضوع تصریح می کند که «...وَ عَسَی أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسَی أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ...؛ چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید و در واقع شرّ و فساد شما در آن است». در واقع خیر و شر همیشه مساوی با دوست داشتن یا نداشتن ما نیست؛ به تعبیر دیگر، هر لذتی مساوی با خیر و هر دردی مساوی با شر نیست.

عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان ادامه داد: ما برای تشخیص خیر یا شر بودن امور، ابتدا به احساس خودمان مراجعه می کنیم تا ببینیم این احساس خوب است یا بد، اگر احساس لذت و فایده رسانی داشتیم، آن را به خیر تعبیر می کنیم و اگر احساس بدی داشتیم، از آن به شر تعبیر می کنیم. این قضاوت اولیه همه ماست و همه انسان ها به طور طبیعی این قضاوت را دارند، ولی قرآن به ما یاد می دهد که این برداشت اولیه را قطعی تلقی نکرده و قدری عمیق تر قضاوت کنیم. چه بسا چیزهایی که باب میل ما نیست و موجب درد و رنج می شود، ولی خیر ما در آن نهفته است.

خیر و شر با ضد خود شناخته می شوند
مطیع با بیان اینکه حکمای مسلمان پنچ پاسخ برای حل مسئله شر ارائه داده اند، گفت: پاسخ اول این است که شناخت خیر فقط در پرتو شر ممکن می شود و شناخت شر نیز فقط در پرتو خیر ممکن است. اگر همه عالم فقط خیر بود، ما شر را درک نمی کردیم، در این صورت خیر را نیز نمی فهمیدیم. اینکه گاهی مواقع خیر به ما می رسد و گاهی شر، متوجه می شویم که خیر نیز وجود دارد، وگرنه خیر شناخته نمی شد. «تعرف الاشیاء باضدادها». شر با خیر در تضاد است و اگر ضد چیزی را نشناسیم، خود آن چیز را هم نخواهیم شناخت.

وی اضافه کرد: طبق پاسخ دوم، دستیابی به خیرهای بی شمار در جهان فقط با مراجعه به بعضی از شرها ممکن است، یعنی بعضی از امور ظاهرا شر هستند یا مقدمه شر دارند، ولی باطن و نتیجه آنها خیر است. قرآن کریم نیز در آیات ۵ و ۶ سوره انشراح می فرماید: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً؛ پس (بدان كه) با هر سختى آسانى است. آرى، با هر دشوارى آسانى است». اختراعات و اکتشافات بشر از شرور ناشی می شود، اگر زحمت ها، گرفتاری ها و بیماری ها نبودند، بشر دنبال اختراع و اکتشاف نمی رفت، حتی پیشرفت هم نمی کرد. علت اصلی که باعث شد بشر این همه تلاش کرده و پیشرفت کند، این بود که شروری در عالم وجود داشت و این شرور او را اذیت می کرد، بنابراین برای حل آن شرور به دنبال اختراع و اکتشاف رفت.

عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان بیان کرد: پاسخ سوم این است که در نظام توحیدی، بعضی از شرور جنبه تنبیهی و بیدارگری دارند؛ به تعبیر دیگر، بعضی از حوادث ناگوار مجازاتی از سوی خداوند برای اعمال بد انسان هاست، مثل بلایایی که بر سر اقوام گذشته آمد، یا همان طور که در احادیث آمده اگر کسی قطع رحم کند، فلان حادثه بد برایش اتفاق می افتد.

شر بخشی از پروژه بزرگ خیر است
وی افزود: پاسخ دیگری که حکمای اسلامی برای حل مسئله شر ارائه داده اند، مبتنی بر هماهنگی نهایی است، یعنی در عالم همه چیز در نهایت نیکوست، ولی چیزی که آن را شر می نامیم، بخشی از پروژه بزرگ خیر است؛ مثل خالی سیاه بر صورتی زیبا، کل صورت زیباست و آن خال زشت است، ولی از دور که نگاه کنیم، می بینیم همان خال سیاه زشت صورت را زیباتر کرده است. به همین منوال، طرح کلی جهان در خدمت خیر قرار دارد، ولی گاهی اوقات شر هم بروز می کند. شهر پیشرفته ای را در نظر بگیرید که دارای سیستم فاضلاب است، اگرچه فاضلاب فی نفسه کثیف و بدبوست، ولی در نقشه کلی شهر یک سیستم لازم محسوب می شود.

مطیع ادامه داد: طبق پاسخ پنجم، پرورش کمالات روحی در انسان با یک سری شرور همراه است، یعنی انسان باید سختی ها و رنج هایی را تحمل کند که مقدمه دستیابی به کمالات محسوب می شود؛ مثل ورزشکاری که برای موفقیت در مسابقات باید تلاش بیشتری انجام دهد و اگرچه در این مسیر اذیت می شود، ولی موفقیتش بسته به این سختی هاست که ما به آن شر می گوییم. گاهی مواقع سختی هایی که خدا به بندگانش می دهد، برای این است که روح آنها تعالی پیدا کند.

وی با اشاره به آیه دوم سوره فلق، گفت: در این آیه نکته لطیفی وجود دارد و آن اینکه خداوند نفرموده«من شر خُلِق؛ از شری که خلق شده است»، بلکه می فرماید «من شر ما خلق؛ از شر آنچه خلق شده»، یعنی خدا مستقیما شر را خلق نکرده، فاعل شر را آفریده است، مثل انسان که با اختیار خودش شر به وجود می آورد. این لازمه جهان است. جهان در صورتی کامل خواهد بود که در آن بتوان هم خیر را برگزید و هم شر را که اصطلاحا به آن، دفاع مبتنی بر اختیار می گویند. اگر انسان نتواند شر را انتخاب کند، آفرینش او ناقص بوده و اختیار نخواهد داشت، در واقع گزینه بد نیز باید وجود داشته باشد تا اختیار انسان معنا پیدا کند. در سایه چنین اختیاری است که جهان کامل تر می شود.

شر مطلق در جهان وجود ندارد
عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان اضافه کرد: یک سری از شرور از موجوداتی صادر می شود که فاقد اختیار هستند، مثل نیش زدن عقرب و مار، در این موارد گفته می شود شر نسبی است، چنانکه مولوی می گوید: «زهر مار آن مار را باشد حیات/ نسبتش با آدمی باشد ممات»، یا «پس بد مطلق نباشد در جهان/ بد به نسبت باشد این را هم بدان». زهر مار برای خود مار نه تنها چیز بدی نیست، بلکه باعث حیات و خیر آن است. فوران آتشفشان نیز برای زمین خیر محسوب می شود، ولی زهر مار و فوران آتشفشان برای انسان مضر و کشنده است. در واقع خدا شر مطلق نیافریده، موجودی آفریده که ویژگی خاص آن برای خودش خیر و نسبت به موجودات دیگر شر است.

وی تصریح کرد: انسان در گام اول باید همه تلاش خود را انجام دهد تا چیزهایی را که ملایم با طبعش بوده و مفید و سالم است انتخاب کند، ولی اگر در مواردی موفق نشد، نباید زود قضاوت کند؛ مثلا فردی برای انتخاب همسر همه چیز را بررسی کرده و شخص شایسته ای را به زعم خودش انتخاب می کند، ولی بعد از مدتی متوجه می شود که همسرش ملایم با طبعش نیست، قرآن در اینجا می گوید عجله نکنید و به فکر جدایی از همسرتان نیفتید، اگر با همسر خود اختلاف پیدا کردید، فکر نکنید دچار شر شده اید، ای بسا چیزی را دوست نداشته باشید، ولی خدا خیر زیادی در آن قرار داده باشد. اسلام برخلاف روانشناسی غربی لذت محور نیست، بلکه خیر محور، شر گریز و شر ستیز است. چه بسا اموری همراه با درد و رنج باشد، ولی در واقع خیر باشد و چه بسا امری لذت بخش به نظر برسد، ولی در واقع شر باشد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :