شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 248700

عاشورا دنیای مدرن را نشانه گرفته است-قسمت آخر

ادامه مصاحبه دکتر مطیع با مجموعه فرهنگی امام صادق (ع) با عنوان « عاشورا، روح دنیای مدرن را نشانه گرفته است.»

من این­جا طرفدار شریعتی می­شوم و نه طرفدار سروش. جملة «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» حدیث نیست. هرچند که جمله قشنگ و درستی است.این موضوعات از نظر روایی و منبع موثق نیستند. من این را قبول دارم.گاهی یک جمله را می گویند که حدیث است که هر چند حرف درستی است، ولی حدیث نیست.

سوال: برداشت هایی مثل برداشت شما که ایدولوژیک هستند، آیا منجر به خشونت نمی­شوند؟

پاسخ: من یک جمله از ملکیان می­گویم .با این­که به ایشان خیلی نقد وارد است، ولی این جملة ایشان را که از قول سلیسیوس یونانی نقل می­کند را اصلاقبول ندارم که: «حتی اگر مجبور بودم در مقعد خرم زندگی کنم، حاضر بودم زندگی کنم، ولی نمی میرم.» ولی ما می­گوییم اینطور نیست و زندگی به هرقیمتی نمی­ارزد. و به قول ملکیان، این­جور زندگی کردن به هر قیمتی نمی­ارزد. این­که در مقعد خر یک عمر زندگی کنی و از مقعد خر به تو آب و غذا بدهند و بعد هم نتیجه این­که بگویی: خوب زنده ام. زندگی در مقعد خر نمی­ارزد. درسی که آقای ملکیان از عاشورا می­گیرد، این است که زندگی وقتی به خشونت و درگیری کشیده می­شود، این است که یا تو کشته می­شوی و یا او به درک واصل می­شود. به این معنا، خشونت طلبی است. بگوییم یا تو مرا بکش و یا بیا تا من تو را بکشم،و راه سومی نیست. اگر راه سومی اینه که مذاکره کنم و در مقعد خر بمانم و همان­جا آب و غذا بگیرم و در مقعد خر هم بمیرم  من حاضربه این ذلت نیستم

سوال: اما امام حسین فرمود اجازه دهید برگردم به سر حدات یا مدینه و یا بروم کوفه. این به معنای تلاش برای کشتن یا کشته شدن نیست.

پاسخ: خوب امام چرا بعدمنزل زباله فرارنکرد. مگر محمد حنفیه به امام نگفته بود که برو به یمن. مگر عبدالله بن عمر نگفته بود برو به سرحدات. این عاقلان روزگار بودند که پیشنهادهای سیاسی درستی به امام می­دادند، ولی امام حسین (ع) قبول نکرد. امام گفت من می­روم. تئوری امام حسین(ع) چنین بود. یک نوع نفاق در بین کوفیان هست که باید برملا شود. امام می­خواستند نفاق پنهان کوفیان را رسوا کنند. امام متوجه شده بودند که مشکل اصلی جهان اسلام، نه شام است و نه مدینه و نه مکه و نه حتی بصره، بلکه مشکل اصلی جهان اسلام، مذهبی­ترین شهر، انقلابی­ترین و حزب اللهی­ترین و بسیجی­ترین و شیعه­ترین شهر، یعنی شهر کوفه است.

به قول امام خمینی(ره) که یک جملة کلیدی فرمودند: تکلیف ما را امام حسین(ع) روشن کرد. انقلاب ما را خط و سیدالشهدا روشن کرد. چون خط و سیر انقلاب ما برگرفته از عاشورا است. چرا نمی­خواهیم تکلیف ما را امام زین العابدین(ع) روشن کند. چون نظر امام سجاد وبقیه امامان هم این است که تکلیف ما را امام حسین(ع) روشن کرده است. دست نُه امامِ بعد، به عاشورا اشاره شده است.

سوال: بنا بر نظر شما، آیا تکلیف آیت­الله بروجردی را امام حسین(ع)، روشن نکرده بود؟

پاسخ: برداشت آیت­الله بروجردی این بود که نیرو ندارد. وفرموده بودند اگرنیروداشتم سرنگونی شاه اسان بودپس آیت­الله بروجردی در زمان خود احساس می­کرد که تاکتیکش باید این­گونه باشد. اما برداشت امام خمینی این نبود او نیرو سازی کردهمة آن­هایی که در درس خارج امام شرکت کردند، تبدیل به نیروهای اصلی امام شدند. آقای مطهری، آقای منتطری، آقای جوادی، آقای خامنه­ای، آقای هاشمی،اقای طالقانی آقای بهشتی، آقای مصباح و ... لذازمینه برای امام فراهم شد

سوال: پس شما محوری­ترین و تاثیرگذارترین اتفاقی که از نظر تفکرسیاسی، در دوران معصومین افتاده است را، و قیام عاشورا می دانید. آیا قیام امام حسین قیامی سیاسی است؟

پاسخ : نه من، که همة علما نظرشان این است. بگذارید حرف دلم را بزنم. محور قیام امام حسین(ع) محوری عرفانی وعاشقانه است اما نمیتوان انرا از سیاست وانقلاب ونهی از منکر خالی کرد.  

من می­خواهم بگویم که امام حسین(ع)، مفسرقرآن است. در دایکوتومی امام حسین(ع)، از عاشورا می­خواهم دو درس مهم بگیرم.

درس سنتی که می­توانیم از این قیام بگیریم این است که در عاشورا نمی­توانی منافق باشی. مفهوم نفاق، یک مفهوم سنتی است و در قرآن و احادیث زیاد در مورد آن صحبت شده است. امام حسین(ع) در روز عاشورا کاری با آدم می­کند، که شما در عاشورا شما دیگر نمی­توانید منافق باشید و باید اصل خود را نشان بدهید. حربن یزید ریاحی، اصل خود را نشان می­دهد. پروندة عمر سعد تا قبل از عاشورا خیلی بهتر بود. عمر سعد تا عصر روز تاسوعابه دنبال مذاکره است. از او می­پرسند چرا می­خواهی با مذاکره حل کنی؟ عمر سعد می­گوید پدرش با مذاکره حل کرد و برادرش هم با مذاکره حل کرد، پس ایشان را هم با مذاکره حل می­کنیم، ولی امام حسین(ع) با مذاکره حل نکرد. شیعیان محافظه کار مانند سلیمان بن صرد خزاعی همین را می­گفتند؛ این­ها حزب الهی محافظه­کار بودند و می­گفتند ما روزگار دیده­ایم. ما امام علی(ع) و امام حسن(ع) را دیده­ایم و امام حسین(ع) هم مثل آن­ها عمل می­کند ولی امام حسین(ع)  این دفعه مانند شیعیان محافظه­کار عمل نکرد و افرادی چون سلیمان بن صرد خراعی هم جا ماندند.

حال یک درس مدرن از عاشورا می­گیریم. درس مدرنی که از عاشورا می­گیریم، خیلی مهم است. روشنفکران واقعا باید به این سوال جوابگو باشند که عاشورایی بودن با یک مفهوم مدرن نمی­خواند و قابل جمع نیست. شما نمی­توانید حسینی باشید و طرفدار سوبژکتیویته هم باشید. همان­طور که در بحث سنتی گفتیم نمی­توانید منافق باشید، در این مورد هممی­گوئیم نمی­توانید هم سوبژکتیو باشید و هم حسینی. اگر حسینی شدید باید زیر آب، سوبزکتیویته را بزنید و اگر سوبژکتیو شدید باید قید حسینی شدن را بزنید. این دو با هم قابل جمع نیستند. این همان چیزی است که آقای سروش هنوز نفهمیده و حتی آقای ملکیان هم نفهمیده است ، یا خود را به نفهمی می زنند. ملکیان، هم سوبژکتیویته  را می خواهد و هم رویش نمی شود از امام حسین اعلام جدایی کند. شایدبه همین دلیل است که ملکیان در دو سه سال اخیر از امام حسین(ع) چیزی نگفته است. آخرین سخنرانی ایشان سال 92 بود که ملکیان می­گوید در بین راه من را دعوت کردند و من فکر کردم که سخنرانی من حرفی خیلی جدی برای گفتن ندارد. به لحاظ مدرن هم نمی­توانی هم سوبژکتیو باشی و هم عاشورایی و یکی از دلایلی هم که اربعین دارد در دنیا جایگاه پیدا می­کند همین است که برای بعضی آدم­هایی که در آن فضا زندگی می­کنند ، فهمیده اندسوبژکتیویته به بن بست رسیده است. این نکته خیلی مهمی است که سوبژکتیویته که مبنای اندیشه مدرن است و از دکارت آمده و به کانت و دیگران رسید است تاحال، با عاشورایی بودن و حسینی بودن جمع نمی­شود. به همین دلیل است که وقتی روشنفکرها در مود امام حسین(ع) بحث می­کنند برای شما قابل فهم نیست. گویی با هم تعارض دارند. در نتیجه دیگرانگار نمی­توانی گریه کنی یا سینه بزنی. به اصطلاح روضه هایشان در نمی اید!

اگر دین مفهومی سوبژکتیو بود­، ارزش نداشت که امام حسین(ع) یا حضرت ابوالفضل در این راه شهید شوند. ملکیان می­گوید: دین مفهومی است که از آدم مهم­تر نیست. ابوالفضل(ع)، امااین گونه فکر نمی­کند. در سوبژکتیویتة مدرن، انسان یک  محور است. نه تنها انسان محور است که تمام محورهای دیگر در اختیار اوست، هنر و اخلاق هم همین­طور است. ولی حضرت ابوالفضل(ع) می­گوید، من چیزی به دست آورده­ام که دین من است وانی احامی ابدا عن دینی. خود حضرت امام حسین(ع) ، مفهومی را به عنوان دین پذیرفته و این مفهوم از خود انسان مهم­تر است و آن­قدر مهم است که خود امام حسین(ع) هم در راهش جان می­دهد و این دقیقا ضد سوبژکتیویته است. اگر شما این مطلب را درک نکنید، صد سال دیگر هم که محرم و روضه بگیرید، پارادوکس شما حل نمی­شود و چیزی به دست نمی­آورید..

سوال: بعضی معتقدند اگرچه عاشورا سوبژکتیو نیست، اما دنیای جدید از این مسائل عبور کرده و مسائل جدید برایش مطرح شده که سوبژکتیویته یکی از آن هاست.

پاسخ : بعضی می گویند این عاشورا قابل ادامه نیست. در حالی که در احادیث داریم که وقتی امام زمان(ع) می­آید، عاشورایی عمل می­کند. نکتة مهمی که باید بگویم این است که پیروزی امام زمان نیز با شهادت وخشونت است. امام زمان با استدلال وبرهان ومنطق می ایند همه را روشن می کننداماآن­هایی که قانع نمی­شوند، دو گروه هستند: بت­پرستان و بت­تراشها. که برخی بت تراشهای امروز که طرفداران سوبژکتیویتة مدرن هستند.

سوال: شما می­فرمایید که امام زمان دلیل وحجت و برهان می­آورند و اگر کسی قانع نشد او را می­کشند؟

پاسخ : بت پرستها ی مدرن وبت تراشها دو گروه هستند که با امام زمان(ع) می­جنگند و اصلا جنگ را آن­ها شروع می­کنند. امام زمان با آن­ها صلح می­کند، یک صلح ده ساله. ولی آن­ها صلح را می­شکنند. امام صادق(ع) فرمودند: که این پیروزی حاصل نمی­شود جز در گرداب خون و عرق یعنی همان خشونت. و نباید اینقدر از خشونت ترسید.

سوال: شما می فرمایید که شریعتی و مطهری، قرائت درست را از بعد حماسی داشتند. چرا بعد از انقلاب دیگر آن­قدر در این بعد صحبت نمی­شود؟

پاسخ: بعضی هیئت­ها فقط می­گریانند و می­خواهند اشک از مردم ببینند و سکولار هستندمداحها فقط به آن منظرعاطفی نگاه می­کنند.امابعضی جاها هردوبعدهست مثلا در بیت رهبری، گویی تقسیم کاری نانوشته شده است. گویی به مداح گفته­اند که اشک بریزد و به سخنران گفته­اند، حماسه ایجاد کند. همة جنبه­ها درست است.

سوال: آن زمان کسی که از این فضا بیرون می­آمد، شوری داشت که گویی می­خواست با شاه بجنگد. اما امروزه مطلقا چنین نیست؟

پاسخ: اگر نیست ، علت آن نادیده گرفتن جنبه حماسی است

سوال: این تفکر که از اول تا حالا فرمودید، آیا برای شما خطرناک نیست؟ چون سنی­ ها هم می توانند بگویند: باید شیعیان را کشت!، چون آن­ها در موضع باطل هستند. و همیشه در جنگ­ها هم گفته­ایم اول استدلال، و بعد جنگ.

پاسخ : بله در نهایت اگر غیر از این باشد بایدشما زندگی کردن در مقعد الاغ را بپذیرید. شما قیام مردم را در بهمن ۵۷ ببینید. انهم با الهام از عاشورابود

سوال: پس می­توان نتیجه گرفت، حتی اگر این تفکر خطرناک باشد، ولی نیاز است.

پاسخ: خطرکردن، یک جاهایی نیاز است.

سوال: نتیجه این­که تفکر شما دنیا را نا امن­تر می­کند و به سمت خشونت بیشتری می­برد؟

پاسخ :ببینید، از خشونت نترسید. ناامنی هم دو جور است. یکی ناامنی قبل از عدالت و یکی هم ناامنی بعد از عدالت و در مقابل ایمنی قبل از عدالت و ایمنی بعد از عدالت است.ایمنی بعد از عدالت نوش جانتان. ولی هر کس گفت ایمنی قبل از عدالت، یعنی یک ایمنی ناپایدار. ما با ایمنی قبل از عدالت موافق نیستیم. در ایمنی قبل از عدالت، هیچ چیزی نیست. لغزان و لرزان است. به هیج دردی نمی­خورد وفریب است. ما با ایمنی بعد از عدالت موافقیم که پایدار است. ایمنی که حق را به حق­دار بدهی، حق مظلوم را از ظالم بگیری و به مظلوم بدهی ارزش دارداما صرف ایمنی برای ما ارزش نیست. ایمنی بعد از عدالت برای ما ارزش شد و اگر تفکر ما جهان ظالمان را نا امن می­کند اجازه دهید که نا امن کند. دنبال ایمنی بعد از عدالت هستیم و و از این کار خوشحالیم و در این راه هم تلاش می­کنیم...

سوال:کلام اخر

پاسخ:از زیارت وارث ومخصوصا زیارت عاشوراغفلت نکنید با دقت انها بخوانید واز انها جدانشوید که صراط مستقیم است

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :