ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 245723

عاشورا دنیای مدرن را نشانه گرفته است! قسمت اول

مفاهیم برآمده از عاشورا با روح دنیای مدرن یعنی سوبژکیتیویته ناسازگار است؛ مصاحبه دکتر مطیع با مجموعه فرهنگی امام صادق (ع)

مفاهیم برآمده از عاشورا با روح دنیای مدرن یعنی سوبژکیتیویته ناسازگار است.


سوال: آیا حرکت امام حسین(ع)، اساساً حرکتی عقیدتی ـ سیاسی بود یا یک تکلیف دینی؟


پاسخ: اولاً  قیام عاشورا از پنج زاویه قابل دید است. از هر دوربینی که نگاه کنیم،  برداشت های متفاوتی خواهیم داشت و هیچ­یک از این دوربین ها، دروبین دیگر را نفی نمی کند. یکی از این موارد، منظر عاطفی،  احساسی و تراژیک است که اکثرا روضه ­خوان ها از آن استفاده می­کنند و مجالسشان را داغ می کنند. یکی دیگر از این موارد، منظر حماسی است که انقلابی ها  از آن بهره می برند و افرادی مثل شریعتی و آیت­الله مطهری و بزرگان دهه 50  درسخنرانی ها به این مسئله توجه می کردند و اغلب سخن هایشان ریشه در این منظر داشت. منظر سوم، منظر عارفانه و عاشقانه است. منظر چهارم، منظر عبرت­آموزی است که ما می توانیم بحث عبرت­آموزی از عاشورا داشته باشیم.  منظر پنجم، را می توان یک روایت یا تحلیل تاریخی ساده فرض کرد.

به نظر من اگر این پنج منظر یا پنج دوربین را در نظر بگیریم، هیچ کدامشان بد نیستند و مکمل یکدیگر هستند. من سوال شما را به این شکل جواب می دهم که هم شامل نگاه سیاسی و هم دینی باشد. مگر پیامبر ص در مدینه حکومت درست نکرند و چند سال در مدینه حکومت نکردند؟ مگر امیرالمومنین چند سال در مدینه وکوفه حکومت نکردند؟آیا کارشان سیاسی بود یا دینی؟ در واقع هر دو بود. مثلا مگر این همه جنگ نکردند، این همه صلح نکردند و یا این همه معادلات خارجی نداشتند. این ها هم سیاسی بود و هم دینی. این که شما می فرمایید، یک نوع سکولاریزم پنهان در ذهنتان هست.


سوال: شما فرمودید این دو مقوله را نمی توان از هم جدا کرد ولی آقای شبستری چند وقت پیش طی صحبت هایی که داشتند گفتند: پیامبر شکل حکومتی را که در آن زمان شبیه حکومت مرسوم بود، پذیرفت، اما محتوای آن را تغییر داد یعنی به آن، اهداف اسلامی داد، اما به این صورت نبود که برنامه و شکل حکومت­داری خاصی را مطرح نماید.


پاسخ: فرض کنید مطلب شما درست باشد، باز هم نتیجه فرقی نمی کند . پیامبر کار سیاسی کرد. پیامبر می توانست مثل بعضی از انبیاء قبلی که وارد سیاست نمی شدند، اساساً وارد سیاست نشود. ولی پیامبر وارد سیاست شد و از طرفی اقتضای ظرف این زمان، این نوع حکومت بوده است. پیامبر یک عملکرد سیاسی خیلی جدی داشته و در نهایت هم عملکرد ایشان عملکرد دینی بوده است.


سوال: شما معتقدید، خلافت منوط به تایید الهی است. می­خواهم به این مطلب برسم که آیا شما خلافت و امامت را دو امر مجزا می دانید؟ که البته فرمودید این طور نیست و امامت از سوی خدا تعیین و تائید شده است. اما آیا خلافت هم همین­گونه است؟


پاسخ: همان­طور که در مسئلة قیام امام حسین(ع)، تکلیف دینی از امر سیاسی جدا نیست، مسئلة خلافت و امامت نیز تفکیک­ناپذیرند. من معتقدم ما در بعضی موارد می خواهیم این دو را به زور از هم جدا کنیم. ولی نمی توانیم.


سوال: فرمودید که نگاه های مختلف به عاشورا، همدیگر را نفی نمی کنند. چ­طور می توان نگاه عارفانه و شهادت­طلبانه را که مستلزم یک تقابل هستند با هم جمع کرد؟


پاسخ: وقتی کتاب حماسه وعرفان از آقای جوادی آملی را می خوانیم ، می بینیم که، امام واقعا یک عارف بود. در عین حال خیلی فعال بود. اما از شخصی مثل سلطان شاه حسین می شنویم که می گوید : خوب قسمت بود که کشور ما را اجانب بیایند و بگیرند. پس اجازه دهید که بیایند و بگیرند. اما ما این­گونه نمی­گوییم. شیخ نجم­الدین کبری یک عارف بود. در زمان خودش گردان تشکیل می دهد و با افتخار هم شهید می شود. یا جوان های شهر را بسیج می کند ولی مغول ها او را می خواهند و به او می گویند که شما بزرگ و عارف شهر هستی، کنار برو و اجازه بده تا ما شهر را تصرف کنیم. ولی او در مقابل آن­ها می ایستد و در این راه شهید می شود.


سوال: چند تا عارف به این­ شکل داریم؟


پاسخ : فرض کنید یکی. دومی هم امام خمینی(ره) است. و به هر حال یک چنین عرفانی داریم، عرفان حماسی. سایر عرفان ها عرفان اهل بیت نیست. «المتقدم عنکم زاهق و المتاخرعنکم مارق واللازم لکم لاحق...». این­ها متقدم یا متأخر از اهل بیت هستند. عرفان اهل بیت ملاک است. عرفان امام حسین(ع) عرفان حماسی است و اصلا مستلزم انفعال نیست. بلکه برخلاف مطالبی که صوفیان در ذهن من و شما وارد کرده­اند، یک عرفان خیلی جدی و فعال است.


سوال: ما دنبال این هستیم که ببینیم هر یک از قرائت­هایی که از عاشورا شده، چه نتیجة سیاسی به دنبال داشته است؟ مثلا قرائت عرفانی می تواند نتیجة سیاسی نداشته باشد و چه چیز از این مهم­ترکه یک گروه مشارکت سیاسی نداشته باشند. مثلا مولانا.


پاسخ:مولوی جز چندشعر مطلب دیگری درباره عاشوراندارد ونمی شود از ان چیز بیشتری استنباط کرد


سوال: ما می خواهیم بگوییم در سال ۶۰ هـ .ق یک اتفاقی افتاده است و در طول تاریخ قرائت­های مختلفی از آن شده است.


پاسخ: اگر همة این ها در یک  منظر وبافت باشد، منافات پیدا می کنند ولی اگر بافت­ها متفاوت باشد، منافاتی ندارند. مولوی که نگاه همه­جانبه به حادثة عاشورا ندارد و حتی شیعه هم نیست. مثلا عمان سامانی بحث های غلیظ تر و نگاه عارفانه و عاشقانه تری دارد. اما بحث این نیست. بحث این است که: می توانی قرائتی مثل سامانی داشته باشی و مثل شهید مطهری فکر کنی. می توانی قرائتی مثل سامانی داشته باشی و مثل صالحی نجف ابادی فکر کنی. هیچ تعارضی با هم ندارند و قابل جمع هستند.چون در دومنظر وبافت است ولی نمی توانی هم مطهری وهم صالحی راباهم قبول کنی

سوال: اگر چه ما هنوز قانع نشده­ایم اما از آن عبور می کنیم. بحث بعدی این است که آیا شیعه تفکر سیاسی واحدی داشته است یا خیر؟ و آیا آقای دکتر مطیع می توانند به صورت آکادمیک از تفکر سیاسی شیعه صحبت کنند یا خیر؟

پاسخ: اگر بپرسیم این تفکری سیاسی است که همة ابعاد و جنبه های سیاسی همة زمان ها را دربرداشته است یا خیر؟ باید بگوییم خیر، چنین نیست. زیرا هر زمانی ابعاد و برداشت های خودش را دارد. اگر ، اصول و اهداف داشته باشد، من آن را قبول دارم. یعنی یک سری کلیات را قبول دارم در مبنا و یک سری حدودرا قبول دارم در روش و یک سری اهداف را هم قبول دارم درغایت. اما این­که برنامه ای آکادمیک مثل فلان مکتب باشد، خیر نداشته­ایم. چون مکاتب دیگر هم به مرور زمان شکل گرفته اند و ناگهانی شکل نگرفته­اند.

سوال: از عمل های سیاسی شیعیان می توان نتیجه گرفت که یک خط سیاسی کلی وجود داشته است؟

پاسخ: نمی توان به این زودی قضاوت کرد. شما دوران هایی که شیعه حکومت می کرده است را در نظر بگیرید.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :