ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 238987

تحلیلی کتاب شناختی بر وضعیت مطالعات دین و فناوری

در ماه های اخیر نخستین کتاب تألیفی در حوزۀ مطالعات دین و فناوری با عنوان رابطۀ دین و فناوری به قلم حسین مطیع و از سوی دانشگاه معارف اسلامی منتشر شد. این کتاب از پنج فصل تشکیل شده است: فصل اول: با عنوان کلیات شامل چیستی دین، چیستی فناوری، نسبت فناوری با علوم تجربی، پیش فرض های فناوری و آثار و لوازم فناوری است؛ فصل دوم با عنوان «موضع دین دربارۀ فناوری»، به این سؤال پاسخ می دهد که دین کدام یک از پیش فرض های فلسفی، اخلاقی و روانی فناوری را می پسندد یا طرد می کند؟ همچنین تأثیر دین بر آثار و لوازم فناوری چیست؟ در فصل سوم با تأثیر فناوری بر دین آشنا می شویم که شامل تأثیر فناوری بر معرفت دینی و رفتار جامعۀ دینی است؛ در فصل چهارم به بررسی و نقد آرای دیگران پرداخته می شود؛ در فصل پنجم یا نتیجه گیری، به این موارد توجه شده است: رابطۀ دین و فناوری در دوره های تاریخی (ادبیات موضوع)، شیوه های جلوگیری از تکوین تکنولوژی های مضر به جوامع اسلامی و محیط زیست، روش های حاکم شدن جهان بینی اسلامی بر برنامه ریزی های تکنولوژیک، و فناوری اسلامی. آن چه پیش روی شماست وضعیت شناسی مطالعات این حوزه است که به درخواست فصلنامه و از سوی مؤلف کتاب نگاشته شده است. وضعیت مطالعات «دین و فناوری» را در کشور ما می توان در دو حالت کلی بررسی کرد. اول آثاری که به طورخاص و مستقل دربارۀ رابطۀ دین و فناوری تألیف شده و دوم آثاری که در ذیل مجموعه های موضوعی بزرگ تر مثل «علم و دین»، «نقد غرب و مدرنیته»، «فلسفۀ تکنولوژی» و... تألیف شده است. در این میان این نوشته بیشتر عهده دار گروه اول است و البته نیم نگاهی هم به گروه دوم خواهد داشت. آثار گروه اول خود به سه شاخۀ عمده قابل تفکیک است: الف) کتاب های تألیفی؛ ب) کتاب های ترجمه ای؛ ج) مقالات، که به ترتیب بررسی خواهد شد.

تحلیلی کتاب شناختی بر وضعیت مطالعات دین و فناوری

 

دکتر حسین مطیع

عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان

 

مطیع، حسین. (1396)، رابطۀ دین و فناوری، قم، دفتر نشر معارف، 280 ص، 13500 تومان.

شابک: 8ـ061ـ441ـ600ـ978.

 

چکیده

در ماه های اخیر نخستین کتاب تألیفی در حوزۀ مطالعات دین و فناوری با عنوان رابطۀ دین و فناوری به قلم حسین مطیع و از سوی دانشگاه معارف اسلامی منتشر شد. این کتاب از پنج فصل تشکیل شده است: فصل اول: با عنوان کلیات شامل چیستی دین، چیستی فناوری، نسبت فناوری با علوم تجربی، پیش فرض های فناوری و آثار و لوازم فناوری است؛ فصل دوم با عنوان «موضع دین دربارۀ فناوری»، به این سؤال پاسخ می دهد که دین کدام یک از پیش فرض های فلسفی، اخلاقی و روانی فناوری را می پسندد یا طرد می کند؟ همچنین تأثیر دین بر آثار و لوازم فناوری چیست؟ در فصل سوم با تأثیر فناوری بر دین آشنا می شویم که شامل تأثیر فناوری بر معرفت دینی و رفتار جامعۀ دینی است؛ در فصل چهارم به بررسی و نقد آرای دیگران پرداخته می شود؛ در فصل پنجم یا نتیجه گیری، به این موارد توجه شده است: رابطۀ دین و فناوری در دوره های تاریخی (ادبیات موضوع)، شیوه های جلوگیری از تکوین تکنولوژی های مضر به جوامع اسلامی و محیط زیست، روش های حاکم شدن جهان بینی اسلامی بر برنامه ریزی های تکنولوژیک، و فناوری اسلامی. آن چه پیش روی شماست وضعیت شناسی مطالعات این حوزه است که به درخواست فصلنامه و از سوی مؤلف کتاب نگاشته شده است. وضعیت مطالعات «دین و فناوری» را در کشور ما می توان در دو حالت کلی بررسی کرد. اول آثاری که به طورخاص و مستقل دربارۀ رابطۀ دین و فناوری تألیف شده و دوم آثاری که در ذیل مجموعه های موضوعی بزرگ تر مثل «علم و دین»، «نقد غرب و مدرنیته»، «فلسفۀ تکنولوژی» و... تألیف شده است. در این میان این نوشته بیشتر عهده دار گروه اول است و البته نیم نگاهی هم به گروه دوم خواهد داشت. آثار گروه اول خود به سه شاخۀ عمده قابل تفکیک است: الف) کتاب های تألیفی؛ ب) کتاب های ترجمه ای؛ ج) مقالات، که به ترتیب بررسی خواهد شد.

کلیدواژه: دین، فلسفۀ فناوری، مطالعات دین و فناوری، ایران معاصر، نقد و تحلیل.

 

وضعیت کتاب های تألیفی

شاید اولین کتاب تألیفی در زمینۀ موردبحث را بتوان کتاب عصر امتیاز ماشین نوشتۀ حجةالاسلام والمسلمین علی حجتی کرمانی دانست (تهران: مشعل دانشجو، 1369). این کتاب مختصر با رویکرد دینی کوشیده استحالۀ انسان مدرن و از خود بیگانگی در مقابل ماشینیسم را نشان دهد و تحت تأثیر منتقدان تکنولوژی اروپا و آمریکایی در دهه های هفتاد و هشتاد میلادی نوشته شده است. کتاب با ضمیمه ای که به آن اضافه شده با عنوان «آدم نه آدمک» البته سعی دارد از منظر یک روحانی روشنفکر مسلمان مسألۀ تکنیک زدگی را نقد کند. کتاب بیشتر نگاه منتقدانه داشته و راهکاری برای حل مسئله ارائه نمی دهد.

دومین کتاب مستقلی که در ایران در زمینۀ رابطۀ دین و فناوری نوشته شده است کتاب گزینش تکنولوژی از دریچۀ بینش توحیدی تألیف اصغر طاهرزاده است (اصفهان: لب المیزان، 1378). این کتاب که مجموعۀ سخنرانی های مؤلف در این موضوع است متأثر از آثار فردیدی های ایران (طرفداران ایرانی هایدگر) و مقالۀ «صناعت و قناعت» سروش و آمیخته با برخی از نظرات علامه طباطبایی در المیزان است. نویسنده کوشیده است با ترکیب موارد فوق به سؤال هایی که دربارۀ چالش تکنولوژی با دین مطرح شده پاسخ دهد و خود راهی را برای برون رفت از بحران مذکور بیابد که درحقیقت همان راه هایدگریست های ایرانی و غرب ستیزان وطنی است.

کتاب سومی که در ایران به طورمستقل در این باره نوشته شده تحلیل ماهیت تکنولوژی نوشتۀ عبدالعلی رضایی است (تهران: مجنون 1382). این کتاب نسبتاً مفصل بوده و پر از مطالب کلی، توضیح واضحات اضافی و شعارزدگی است. ضمن آن که راه حلی هم برای حل مشکل بیان نمی کند. کتاب در گروه نویسندگان فرهنگستان علوم اسلامی قم تألیف شده و بیان گر نظرات فرهنگستان در موضوع مذکور است.

کتاب چهارمی که در این موضوع به بازار نشر آمده ماهیت تکنولوژی و هنر تکنولوژیک نوشتۀ مرحوم محمد مددپور (تهران: سورۀ مهر، 1383) است که بیشتر با نگاه فلسفۀ تکنولوژیک به مسئله وارد شده و حاوی نظرات صریح فردیدی ها در این مسئله است. این کتابِ کم حجم نکات بدیع و قابل استفاده ای را دربردارد.

پنجمین کتاب در این زمینه نسبت دین با علم و فناوری تألیف سیدمحمدمهدی میرباقری است (قم: تمدن نوین اسلامی، 1394). این کتاب کوچک نیز حاوی نظرات فرهنگستان علوم بوده و البته نسبت به کتاب قبلی این مجموعه پخته تر و دقیق تر است.

آخرین کتاب مستقلی که در این موضوع می یابیم رابطۀ دین و فناوری نوشتۀ حسین مطیع (قم: نشر معارف، 1396) است که مفصل تر از کتاب های قبلی بوده و با فهرست مطول پیش فرض ها و پیامدهای فناوری و نقد دینی هرکدام و بررسی تأثیرات و تأثرات متقابل دین و فناوری و نقد آرای دیگران (داخلی و خارجی) سعی کرده راهی نو با عنوان «جذب گزینشی» برای این تعامل و درنهایت رسیدن به فناوری اسلامی مطرح کند. ترکیب نگاه نقادانۀ اخلاقی و فلسفی از امتیازات این کتاب است.

 

وضعیت کتاب های ترجمه ای

اولین کتاب مستقل در این موضوع را شاید بتوان کتاب تاریخ مصور فناوری اسلامی نوشتۀ حسن احمد یوسف، دانالدهیل و ترجمۀ ناصر موفقیان (تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1375) دانست. این کتاب که بیشتر حاوی عکس هایی از شاهکارهای تمدن اسلامی و فناوری های به کاررفته در آن در گوشه و کنار جهان است با نگاهی سنتی به مفهوم تکنولوژی پرداخته و در آن از نقد و تحلیل عمیق و بررسی تفاوت های فناوری سنتی و مدرن خبری نیست.

در همان سال کتاب عمیق نیل پستمن، ژورنالیست معروف آمریکایی، با عنوان تکنوپولی و ترجمۀ خوب صادق طباطبایی (تهران: سروش، 1375) روانۀ بازار شد که با استقبال خوبی مواجه گردید. این کتاب نشان دهندۀ سیطرۀ فناوری خصوصاً تلویزیون در دهۀ هفتاد و هشتاد میلادی در ایالات متحدۀ آمریکا و اروپای غربی است و با نگاهی نقادانه آثار و پیامدهای سیطرۀ تکنولوژی را که خود آن را تکنوپولی می نامد بررسی می کند. در این جا باید به کتاب دیگر همین نویسنده که از سوی همین مترجم و همان سال توسط نشر اطلاعات چاپ شد اشاره کرد: زندگی در عشق مردن در خوشی که اگرچه به طور عمومی دربارۀ فریب تکنولوژی و رسانه ها سخن گفته ولی مطالب ارزشمندی داشته و در زمان خود قابل توجه بوده، مقدمۀ عالمانۀ مترجم نیز بر غنای کتاب افزوده است. این کتاب تاکنون نُه بار تجدید چاپ شده است.

کتاب دیگر با عنوان تکنولوژی و چالش های فرارو درحقیقت مجموعه مقالاتی است که محمدصادق دهقان زیرنظر داود رجبی نیا جمع آوری و ترجمه کرده است (قم: مرکز پژوهش های اسلامی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، 1390). این کتاب نقدهای خود غربیان دربارۀ فناوری و مشکلات آن بوده و حاوی نکات بدیع و نغزی است.

آخرین کتابی که در زمینۀ مذکور به زبان فارسی ترجمه شده کار ارزشمند سوزان الا جورج با عنوان دین و تکئولوژی در قرن 21 و با ترجمۀ علی اصغر دارابی است (انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و هنر ارتباطات، 1390) که نویسنده در آن درپی تکمیل دین و فناوری با یکدیگر و ابداع الهیات فناوری و دفاع از آن است. اگرچه به این نظریه نقدهای جدی وارد است اما ترجمۀ این کتاب در فرهنگ کنونی جامعۀ ما مغتنم است. مقدمۀ خوب مترجم فاضل در آغاز کتاب از مزیت های آن به شمار می آید.

 

وضعیت مقالات

اولین و حجیم ترین مطالبی را که دربارۀ دین و فناوری در کشور ما وجود دارد باید در میان مقالات یافت. مقالاتی که یا در میان کتاب های مربوط به علم و دین، فلسفۀ تکنولوژی، نقد مدرنیته و... یافت می شود یا به طورمستقل در مجلات و سایت ها چاپ شده و یا در همایش های علمی مطرح و سپس در مجموعه مقالات آن همایش منتشر شده است. اغلب این مقالات تألیفی بوده و تعداد کمی از آن ها ترجمه اند. ما در این جا بیشتر مقالات مندرج در نشریات معتبر و سپس تک مقالات مندرج در بعضی کتاب ها را مرور می کنیم. از مقاله های خوب همایش ها هم یادی خواهیم کرد.

اولین مقالۀ جدی دربارۀ رابطۀ دین و فناوری را شاید بتوان مقالۀ «صناعت و قناعت» عبدالکریم سروش دانست که ابتدا به صورت مستقل و سپس در کتاب تفرج صنع به چاپ رسیده است (تهران: سروش، 1366). این مقالۀ جدی که مربوط به دوران ایدئولوژیک اندیشی نویسنده است منشأ اثر و الهام در نویسندگان بعدی شد. سروش در این مقاله استفاده از فناوری را از مقولۀ اکل میته می داند و همگان را به قناعت توصیه می کند. او با ساخت مترو در پایتخت مخالفت می کند و ناله سرمی دهد که تا کی ضحاک ماشین مغز مهندسان ما را خواهد خورد و... . سروش سعی در فهرست عیوب فاعلی و ماهوی فناوری دارد و فقط تکنولوژی های دفاعی و طبیعت شناس را مفید می نامد. نویسندۀ جنجالی این مقاله که بعداً دوبار تغییر موضع داده معلوم نیست که الآن به آن سخنان خود معتقد باشد. ولی تأثیرات آن مقاله در فضای فرهنگی دهه های بعد را نمی توان انکار کرد. به عنوان نمونه مقالۀ علی چاپرک با عنوان «سنجش دیدگاه دکتر سروش دربارۀ تکنولوژی» منتشرشده در مجلۀ روش شناسی علوم انسانی (ش 73، 1391) را می توان از آن گروه نام برد.

مقالۀ «دینداری و تکنیک داری» که در دو شمارۀ متوالی توسط محمدرضا اسدی در نشریۀ قبسات (ش 3ـ4، 1376) منتشر شد و قسمت دوم آن با عنوان «جامعۀ دینی و جامعۀ تکنیکی» است ابتدا به بررسی برخی وجوه هستی شناختی و معرفت شناختی فناوری و دین پرداخته و سپس در شمارۀ بعد به پاسخ ها و روش های حل تعارض بین آن دو در سه ساحت اخلاقی، فرهنگی و حکومتی اشاره دارد و در انتها از دینی کردن تکنولوژی با قرائت خود دفاع می کند.

در ادامه می توان به مقالۀ مهدی مشکی با عنوان «دین و فناوری» اشاره کرد که در سایت باشگاه اندیشه در سال 1383 منتشر شد و نکات خوبی در زمینۀ رابطه دین و فناوری دربرداشت.

همچنین باید از مقالۀ مریم علی محمدی در سایت حوزه سال 1383 یاد کرد که با عنوان «دین و فناوری» به بررسی ابعاد رابطۀ این دو با یکدیگر پرداخته است.

مقالۀ خوب مهدیه کریمیان با عنوان «تکنولوژی و فرهنگ» از انتشارات دانشگاه جامع علمی و کاربردی که در سال 1389 منتشر شد در بیان مقومات و مقدمات بحث موفق بوده و کلیات موضوع را به نحو نسبتاً جامعی برشمرده است.

در این جا لازم است به سه مجموعه مقالۀ ارزشمند دربارۀ این مسئله اشاره شود:

اول ویژه نامۀ فصلنامۀ ارغنون (بهار 1373، تجدید چاپ در 1383 و 1386) که حاوی چندین مقالۀ خواندنی و ارزشمند در این مسئله است که اگرچه همگی ترجمه اند اما مغتنم اند؛ مقالۀ «تکنولوژی و نقش اخلاقی» نوشتۀ ریچارد برنشتاین، و ترجمۀ یوسف اباذری که شرحی بر مقالۀ «پرسش از تکنولوژی» هایدگر است. مقالۀ «علم و تکنولوژی در مقام ایدئولوژی» از یورگن هابرماس ترجمۀ علی مرتضویان و مقالۀ «الهیات در عصر فرهنگ تکنولوژیک مروری بر آثار پل تلیش»، نوشتۀ آرنولدوتشتاین، ترجمۀ مراد فرهادپور از آن جمله است.

دوم ماهنامۀ علمی تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت که در دو شمارۀ پیاپی در سال 1388 (شمارۀ 7 و 8) با موضوع فلسفۀ تکنولوژی مقالات خوبی را به خوانندگان تقدیم کرد. از آن جمله مقالۀ «چگونگی آری گویی به تکنولوژی» هیوبرت دریفوس و جان اسپینوزا با ترجمۀ استادانۀ سیاوش جمادی است. همچنین مقالۀ «خودمداری پدیدۀ تکنولوژی» نوشتۀ ژاک ایلول منتقد معروف فرانسوی فناوری با ترجمۀ ایرج قانونی نیز خواندنی است.

مجلۀ ديگر كه بيش از 130 مجلد آن به چاپ رسيده است (تا آبان 93) سياحت غرب است. اين ماهنامۀ ارزشمند كه به همت مركز پژوهش هاي اسلامي صداوسيما سال ها در كشور ما چاپ مي شد فقط شامل ترجمۀ خلاصه گونه اي از مقالات نويسندگان غربي در نقد غرب و ترجمۀ آن بود كه حدود 70 مقالۀ آن دربارۀ فناوري و پيامدهاي آن، تأثير آن بر انسان، تهديدات آن و بررسي نظرات مخالفان آن است. اين مقالات در سايت سياحت غرب (به نشانی www.irc.ir) نيز در دسترس است و مي توان از آنان به عنوان خميرمايه هاي مناسبي براي فهم بهتر رابطۀ دين و فناوري از منظر غربيان ياد كرد.

از آن سه مجموعۀ ارزشمند كه بگذريم مجلۀ درنگ، با عنوان «درنگي در نسبت انسان و تكنولوژی وي‍‍‍ژه نامۀ همايش فرهنگ و تكنولوژي» (ارديبهشت 1393، دانشگاه صنعتي شريف) گفت وگويي را با مهندس جلالي منش به چاپ رسانده با عنوان جذاب «توليد ابزار و روش هاي اسلامي» كه دربارۀ چگونگي ساخت ابزار و روش هاي ديني است و سعي دارد مباحث مفهومي را تبديل به ابزار و روش قابل استفاده كند!.

مقالۀ «تمهيدي در جهت ابتناء فناوري بر الهيات اسلامي» كه با اسم آقايان علي اكبر ولايتي و اميرحسين رهبر بوده ولي دومي مسئوليت نگارش آن را به عهده دارد، در فصلنامۀ الهيات تطبيقي (ش 12، 1393) به چاپ رسيده است. این مقاله می کوشد به فناوري جهت اسلامي داده و با معرفي معيارهاي نُه گانه اي بر آن است تا متافيزيك فناوري را براساس آموزه هاي اسلامي مبتني كند.

مقالۀ خواندني ديگري كه نمي توان از آن ياد نكرد «فسلفۀ تكنولوژي در مبناي صدرالمتألهين و از منظر هايدگر» نوشتۀ محمد مشكات است كه در مجموعۀ مقالات برگزيدۀ نخستين همايش بين المللي مكتب فلسفي اصفهان (دانشگاه اصفهان، 1390) به چاپ رسيد. حسن اين مقاله فهم خوب ديدگاه وجودمحور هايدگر توسط نويسنده و شرح روان آن و مقايسه با اصالت الوجود فيلسوف بزرگ اسلامي ملاصدراست.

(ذكر اين نكته در اين جا ضروري است كه اكثر قريب به اتفاق كساني كه در ايران دربارۀ فلسفۀ تكنولوژي به مطالعه و تحقيق مي پردازند به نحوي ـ مثبت يا منفي  متأثر از هايدگر آلماني اند و اكثريت نسبي كساني هم كه دربارۀ رابطۀ دين و فناوري تحقيق مي كنند گرفتار چنين عارضه اي اند).

از ديگر مقالات اين حوزه مي توان به مقالۀ علمي پژوهشي «تبيين مسئلۀ تكنولوري و جايگاه آن در الهيات عقلي» نوشتۀ معصومه سالاري راد و منيره فريدي خورشيدي در نشريۀ پروهش هاي فلسفي دانشگاه تبريز (ش 12، بهار و تابستان 1392) ياد كرد كه مشابه مقالات آن با تأثير از مباحث هايدگر، حجاب تكنيك را مانع آزادي و باعث بيگانگي مي داند و الهيات عقلي را به چالش مي كشاند.

مقالۀ پرمغز و مفصل علي پايا با عنوان «تكنولوزي ديني: چيستي امكان و تحقق» كه در فصلنامۀ روش شناسي علوم انساني (ش 73، 1391) به چاپ رسيد، حاوي نكات مهمي دربارۀ مفهوم تكنولوري ديني است. او تكنولوزي ديني را هم ممكن هم مطلوب مي داند و مباحث مرتبط با آن را نيز بررسي مي كند. اين مقاله كه نقدها و حواشي خاصي هم دربرداشت از مهم ترين مقالاتي است كه در اين باب نگارش شده است. يكي از مقالاتي كه پيرو این مقاله و با نگاهي به آثار محمدمهدي ميرباقري منتشر شد مقالۀ «تكنولوژي و فرهنگ بررسي تطبيقي ديدگاه ميرباقري و پايا» نوشتۀ سيدمحمدتقي موحد ابطحي و محسن دنيوي است كه در همان مجلۀ فصلنامۀ روش شناسي علوم انساني به چاپ رسيده است. اين مقاله به تفاوت هاي دو متفكر در برخورد با مسئله و چرايي نتايج گوناگون آن ها اشاره دارد.

همچنين مقالۀ علمي ـ پژوهشي حسين مطيع با عنوان «رابطۀ دين و فناوري در اسلامي شدن دانشگاه» كه در شمارۀ 45 فصلنامۀ معرفت در دانشگاه اسلامي (1389) به چاپ رسيد، فناوري را به مثابۀ دين بررسي كرده و دربارۀ امكان و مطلوبيت فناوري ديني و نقد ديني فناوري موجود سخن به ميان رانده است. بررسي تعارض دين با فناوري در سه ناحيۀ پيش فرض ها، گزاره ها و آثار و لوازم از ابتكارات اين مقاله است. مقالۀ ديگر نويسنده با عنوان «نقد و بررسي مباني و پيش فرض هاي فناوري از ديدگاه اسلام» (كه در شمارۀ 61 همان مجله چاپ شده) با طرح سه دسته پيش فرض براي اولين بار آن ها را در گروه هاي فلسفي، اخلاقي و رواني (جمعاً 12 مورد) فهرست كرده و به نقد ديني آن ها پرداخته است. متن كامل تر اين مقاله بعداً در كتاب همين نويسنده با عنوان رابطۀ دين و فناوري به چاپ رسيده است. به اعتقاد وی از ميان مباني و مقومات و مقدمات فناوري موجود بعضي منطبق با دين، بعضي ضدديني، و اكثراً غيرديني اند و نمي توان از اين مباني توقع برآمدن يك فناوري اسلامي را داشت.

از ديگر مقالات مطرح در اين موضوع مقالۀ «دين تكنولوزي و رويدادگي» نوشتۀ بيژن عبدالكريمي است كه در سال 1390 به صورت سخنراني و سپس در كتاب پايان تئولوژي (تهران: نقد فرهنگ، 1395، ص 468) آورده است. او می کوشد با تأمل در پرسش نسبت ميان دين و تكنولوژي به فهم هايدگر از رويدادگي نزديك شود تا مسيري تازه براي برون شد از سيطرۀ نگرش متافيزيكي به دست آورد. هرچند نويسنده بين نگاه وجودشناسانۀ هايدگري و پديدارشناسانۀ هوسرلي خلط كرده و آن دو را يكي پنداشته، ولي به نظر او مي تواند آن نگاه افقي جديد بگشايد. به زعم نويسنده رويكرد متافيزيكي به حقيقت (و من جمله به فناوري)، سوبژه محور، اراده گرايانه است درحالي كه فهم آن به منزلۀ رويدادگي غيرسوبژه محور، غيراراده گرايانه است بدون آن كه انسان را به جبرانديشي و هيستوريسيسم بكشاند و مي تواند نزاع بين دين و فناوري را به منزلۀ نحوه اي از ظهور وجود پايان بخشد.

از ديگر مقالات قابل ذكر مقالۀ جواد استادمحمدي با عنوان «تكنولوژي و جهان بيني» است كه در سال 1389 نگارش يافته و در پایگاه «اساتيد معارف» قابل دسترسي است.

همچنين در كتاب اسلام و محيط زيست نوشتۀ آيت الله جوادي آملي بخشي با مضمون فناوري هاي قرآني (قم: اسراء، 1386، ص 56) هست كه نويسنده به چهار نوع تكنولوژي كه از انبيا و صالحان است اشاره كرده و آن ها را تأييدي بر تكنولوژي هاي مشابه و مشترك مي داند. اين فناوري ها عبارتند از: كشتي سازي حضرت نوح(ع)، زره بافي حضرت داوود(ع)، ظرف سازي حضرت سليمان(ع)، و سدسازي جناب ذوالقرنين. نتايجي كه از تعميم و تأييد اين فناوري ها به ساير فناوري هاي مفيد و موردنياز بشر نويسنده گرفته قابل توجه و تكثير است. (مثلاً مي توان ساخت سيلو و انبار آذوقه به دست حضرت يوسف(ع) و يا آموزش ضرب سكه توسط امام باقر(ع) را بر آن افزود). نويسنده در پايان اين قسمت مي افزايد با اين توصيف مي توان برنامۀ صنعتي در مدينۀ فاضلۀ حكومت اسلامي را با كادر صنعتي كشورهاي غربي مقايسه کرد.

از ديگر مطالب ارزشمندي كه در اين باره مي توان آن ها را درخلال مضمون يك كتاب يافت، آثار ارزشمند دكتر مهدي گلشني با عناوين كلي علم و دين و تلاش هاي مجدانۀ ايشان در گروه فلسفۀ علم دانشگاه صنعتي شريف است.

نظريۀ دكتر گلشني معمولاً با عنوان نظريۀ حاكميت جهان بيني ديني در علم شناخته مي شود. اين نظريه به سبب آشنايي نام برده با فلسفه و دانش مدرن دربردارندۀ امتيازها و ترجيح هاي متعددي است. نظرات گلشني دربارۀ فناوري را مي توان در کتاب های از علم سكولار تا علم ديني (تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1377) و علم و دين و معنويت در آستانۀ قرن 21 (تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1379) و علم، دين و فلسفه (تهران: كانون انديشۀ جوان، 1393) و مقالۀ «تكنولوژي و فلسفۀ تكنولوژي» (ص 169ـ198) جويا شد. امتياز گلشني شايد آن باشد كه از ميان راه هاي غرب پذيري و غرب ستيزي و غرب گريزي در برخورد با تكنولوژي راه غرب گزيني را برگزيده است.

از ديگر مقالات خواندني اين عرصه مقالۀ «اسلام، مسلمانان و تكنولوژي مدرن» اثر سيدحسين نصر است كه در مجلۀ پگاه حوزه (ش 186، 1385) چاپ شده است. نصر از سنت گرايان مشهوري است كه در زمينۀ مدرنيته به طورعام و در زمينۀ تكنولوژي به طورخاص مطالب قابل توجهي در آثار و کتاب های مختلف خود دارد. وی درخلال کتاب ها و سخنراني ها و مقالاتش براي حل مشكل رابطۀ دين و فناوري و بحران هاي پيش آمده سه راه حل ارائه مي كند:

1. حفظ آن سنت ها و مواريث سنتي كه هنوز از بين نرفته است (مانند شهر فاس در مراكش)؛

2. الهام گرفتن از طراحي سنتي اسلامي در طراحي شهرها و روستاهاي جديد (نه صرفاً استفاده از طرح هاي غربي) و همچنين استفاده از پزشكي و كشاورزي سنتي؛

3. هوشياري عميق مسلمانان نسبت به لوازم تكنولوژي غربي و داشتن بينشي باريك بينانه دربارۀ آن (نك به: مقالۀ «اسلام مسلمانان و تكنولوژي مدرن»، ص 69).

توصيۀ او و همفكران سنت گرايش «استفادۀ محتاطانه و شكاكانه از فناوري مدرن و حاكم نمودن حكمت خالده بر عرصۀ علوم طبيعي» است كه متأسفانه راهكار آن را به وضوح توضيح نمي دهند. همچنين ايشان معتقدند علومي كه مسلمانان در اين 14 قرن براي جوامع توليد كرده اند عموماً ديني و سالم است و بايد از آن ها استفاده كرد (نك به: نظر متفكران اسلامي دربارۀ طبيعت ص 10ـ11). درحالي كه برخي از دستاوردهاي مسلمين مورد تأييد اهل بيت(ع) نبوده و برخاسته از روحيۀ امپراتوري اموي يا عباسي بوده است (مثل قصرالحمراء اسپانيا كه امويان آن را ساخته اند). از آن گذشته سنتي بودن علوم يا فناوري دليل بر حقانيت آن نيست.

اين مسأله اي است كه هم عقلاً هم نقلاً قابل اثبات است ضمن آن كه اكتفا به آن سنت ها در جهان جديد نه ممكن است نه مطلوب. دركل مي توان جسارت كنارنهادن انفعال در مقابل فناوري غربي و تشويق به خلاقيت را از محاسن ديدگاه نصر و سنت گرايان دانست هرچند راه حل نهايي آن ها ناقص است.

از ديگر صاحب نظران اين عرصه حجةالاسلام والمسلمين عبدالحسين خسروپناه است كه نظريۀ وي را با عنوان الگوي حكمي ـ اجتهادي مي توان مدلي از اسلامي سازي علوم دانست كه با بهره گيري از فلسفۀ مطلق و فلسفۀ اسلامي (از جمله فلسفۀ تكنولوژي) به توصيف انسان تحقق يافته و انسان شايسته و توصيۀ انساني بايسته رويكرد اسلامي مي پردازد (برای مثال نك به: «گفتار نهم الگوي حكمي  اجتهادي» در كتاب در جست وجوي علوم انساني، ص 621، قم: دفتر نشر معارف، 1392). خسروپناه كه ديدگاهي شبيه گلشني دارد نه تنها اسلامي سازي فناوري را ممكن مي داند، بلكه براي جامعۀ اسلامي ضروري برمي شمارد (نك به: مقالۀ «رابطۀ دين و فناوري در اسلامي شدن دانشگاه»، نشريۀ معرفت در دانشگاه اسلامي، ش 45).

از ديگر نويسندگان اين زمينه مهدي نصيري، نويسندۀ كتاب اسلام و تجدد (تهران: كتاب صبح، 1388) است. وی با تمدن غرب و نظام سرمايه داري و به ويژه فناوري مخالف است. به اعتقاد او خدا به آدم(ع) همۀ فنون مادي و معنوي موردنياز را آموزش داد تا بتواند امور دنيايي خويش را سامان دهد و روزگار را سپري كند. همۀ علوم و فنون مثل زبان، خط، نجوم، طب، حساب، نجاري، كشاورزي، خياطي، دامپروري، آهنگري و تجارت از زمان حضرت آدم(ع) با فرازوفرودي ناچيز پا به عرصۀ حيات گذاشتند[!!!].

اين وضعيت تا قبل از رنسانس بود تا اين كه بشر از روي خودسري و هواپرستي به بسط علوم و فنون پرداخت و خود را در معرض بحران قرار داد (همان: 90).

وي معتقد است انبيا و امامان معصوم(ع) به اين دليل به آموزش علوم و فنون نپرداخته اند كه نيازي به آن نبوده است. وی با رد استدلال علمي مربوط به مطلوبيت تكنولوژي جديد معتقد است ما در مقام نظر بايد فناوري را رد كنيم اما در مقام عمل براي خروج از اختلال در نظام اجتماعي و از باب اضطرار، به هر ميزان كه لازم و ضروري باشد از سازوكارهاي تمدن جديد استفاده خواهيم كرد. وی راهبرد اقدام و انتظار را پيشنهاد مي دهد (نك به: نشريۀ سمات). براي نقد اين نظريه هم با كمك احاديث و آيات و هم با مدد عقل مي توان به آساني آن را رد كرد كه در بعضي کتاب ها نقد مفصل آن آمده است. (نك به: مطيع، 1396: 210).

جديدترين مقالات كه در اين موضوع تا هنگام نگارش اين يادداشت به چاپ رسيده مقالۀ «بررسي تكنولوژي و اخلاق فناوري در پرتو عناصر حوزۀ انسان شناسي دين» است كه محسن شيرآوند و سيدامين عظيمي در مجلۀ علمي پژوهشي دين (ش 37، تابستان 1396) به چاپ رسانده اند و با نگاهي منفي معتقدند ذات فناوري به نحوي است كه باعث قطع ارتباط بين دو ساحت فيزيكي و متافيزيكي خواهد شد و تكنولوژي انسان را به سعادت نمي رساند. متأسفانه به نظر مي رسد اين دو نويسنده به آثار و تحقيقاتي كه قبلاً در اين زمينه بوده توجه كافي را نداشتند و بحث را از اول دوباره آغار و بدون توجه به تجارب و انديشه هاي رقيب در اين موضوع به جمع بندي شتاب زده اي رسيده اند.

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :