ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 234895

اسلام، تکلیف را مقدم بر حق می داند

دکتر حسین مطیع با بیان اینکه در تفکر اومانیستی، حق مقدم بر تکلیف است؛ اما ما تکلیف را بر حق مقدم می دانیم، گفت: البته حق و تکلیف به هم وابسته هستند، یعنی هرجا حقی است، تکلیف هم وجود دارد و هرجا تکلف باشد، حق نیز خواهد بود.

حسین مطیع، استاد معارف دانشگاه صنعتی اصفهان در گفت وگو با ایکنا از اصفهان درباره کرامت انسان از منظر قرآن، اظهار کرد: خداوند در آیه 70سوره اسراء می فرماید: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ...؛ همانا انسان را کرامت بخشیدیم...» کرامت یعنی انسان ارزش، امکانات و استعدادهایی دارد که دیگر موجودات ندارند و یا خداوند الطافی را نسبت به انسان مبذول داشته که نسبت به موجودات دیگر مانند اجنه و فرشتگان نداشته است. این امتیازات ویژه که خداوند به انسان داده، انسان را با ارزش کرده و از دیگر موجودات متمایز ساخته است.
وی درخصوص ذاتی بودن یا نبودن کرامت انسان گفت: براساس آیه «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ...»؛ کرامت، ذاتی و تکوینی می باشد، یعنی خداوند به انسان کرامتی عطا کرده که هرکس به واسطه بما هو انسان از آن بهره مند است. اما بخشی از کرامات اکتسابی هستند که انسان به مرور زمان می تواند آنها را به دست آورد و یا حتی رذایل را به خودش جذب کند که انتخاب بین این دو مورد، دست خود انسان است.
مطیع با اشاره به اینکه انسان برای شکوفایی کرامتش باید از عقل و وحی که حجت باطنی و ظاهری هستند کمک بگیرد، خاطرنشان کرد: این دو حجت به انسان آموزش می دهند که چطور کرامت بالقوه خودش را بالفعل کند، یعنی عقل، رسولان و اولیای الهی در این راه انسان را یاری می کنند.
این استاد دانشگاه افزود: انسان از طرق سه وادی اندیشه، اخلاق و رفتار که شامل خودشناسی، خودسازی، تهذیب نفس، خداشناسی، جهان شناسی، دور کردن رذایل اخلاقی و کسب فضایل و رعایت رفتارهایی مانند واجبات و مستحبات، دوری از فعل حرام و مکروه است، می‎تواند به کرامت دست پیدا کند.
این استاد دانشگاه درباره رابطه و نسبت کرامت انسانی با حقوق بشر تصریح کرد: اعلامیه حقوق بشر نیز به ارزش و کرامت انسان پرداخته، اما با این تفاوت که نگاه جهان غرب، نگاهی اومانیستی و غیرخدامحور است، آنها انسان را محور عالم می دانند و به همین دلیل برای انسان حقوقی را تعریف کرده اند. در این تعریف انسان در درجه اول محق و در درجه دوم مکلف می باشد، یعنی اول طلبکار و سپس پاسخگوست.
مطیع افزود: براساس دیدگاه اسلام، باوجود اینکه تمام احکام و آموزه های اسلامی برای رشد و تعالی انسان مطرح شده، ولی انسان محور عالم نیست؛ بلکه خدا، محور و انسان بنده او است. پس ما به  لحاظ معنا با اومانیسم تعارض پیدا می کنیم.
مطیع خاطرنشان کرد: براساس تفکرات اومانیستی، همه گزاره ها و آموزه ها باید در خدمت انسان باشد، اسلام نیز همین نظر را دارد، اما نه انسان رهایی که اومانیسم تعریف می کند؛ بلکه انسانی که «عبدالله» است، یعنی انسان به اعتبار خدا رنگ و بو پیدا می کند.

اسلام، تکلیف را مقدم بر حق می داند

وی با بیان اینکه در تفکر اومانیستی، حق مقدم بر تکلیف است؛ اما ما تکلیف را بر حق مقدم می دانیم، گفت:  البته حق و تکلیف به هم وابسته هستند، یعنی هرجا حقی است، تکلیف هم وجود دارد و هرجا تکلف باشد، حق نیز خواهد بود. در اندیشه های اومانیستی انسان از همه چیز طلبکار است، به تعبیری در این اندیشه، انسان موجودی «لوس» پنداشته شده است. در دیدگاه اسلام ما مکلف و مسئولیم، اسلام قصد ندارد انسان را طلبکار و لوس تربیت کند.
مطیع درباره تفاوت سوم دیدگاه اومانیسم و اسلام درباره انسان، ادامه داد: در دیدگاه اومانیسم که همه طبکار هستند، هرکسی می خواهد چیزی را از دیگری بگیرد، اما در دیگاه اسلامی همه می خواهند چیزی به هم بدهند. با این شرایط، جامعه اسلامی رشد زیادی خواهد کرد.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در رساله حقوق امام سجاد (ع) حدود 50 حق بیان می شود که شامل مواردی مانند حق پدر بر گردن فرزند که تکالیف فرزندان در قبال پدر را بیان می کند و حق فرزند بر گردن پدر وجود دارد تا انسان موجودی محق و لوس بار نیاید و همه حس کنند باید نسبت به دیگران تکلیفی را ادا کنند. در این صورت هرکس سعی می کند بدهی خود به دیگران را بپردازد که این باعث ایجاد ارزش افزوده بزرگی در جامعه می شود. اما جوامع غربی با دیدگاه اومانیستی تهی شده و ارزش منفی پیدا می کند.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :