شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 223288

چرا به روان شناسی مثبت گرا نیاز داریم؟

عدم موفقیت مدعیان اصلاح اجتماعی و اقتصادی، کسانی که هر دوره با هر سلیقه و گرایش سیاسی روی کارآمده وعدهای گزاف داده و آنها را نتوانستند عمل کنند برای مردم نتوانستند رفاه اقتصادی بیاورند.
بسم الله الرحمن الرحیم

لااقل به چهار علت امروز، جامعه ما به روان شناسی مثبت گرا نیاز مبرم دارد:
اول :
عدم موفقیت مدعیان اصلاح اجتماعی و اقتصادی، کسانی که هر دوره با هر سلیقه و گرایش سیاسی روی کارآمده وعدهای گزاف داده و آنها را نتوانستند عمل کنند برای مردم نتوانستند رفاه اقتصادی بیاورند و همین مسأله بعد از چندین بار تکرار باعث دلزدگی مردم، بالاخص جوانان و یأس و ناامیدی از اوضاع اقتصادی و حتی اجتماعی آنها می شود.
دوم:
عدم موفقیت حاکمان در برقراری امنیت روانی؛ اگر حاکمان فقط نمی توانستند مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را حل کنند، یک مشکل بود ولی حالا نه تنها آنرا نتوانستند حل کنند، بلکه با ایجاد رانت خواری، اختلاس و تناقص در حرف و عمل، فاصله طبقاتی را بیشتر کرده و خود به ناز و نعمت رسیده اند و مردم مستضعف فقیرتر شده اند، این مسأله باعث شده که نتوانند رفاه روانی هم درست کنند. اگر اوضاع اقتصادی خراب است باید برای همه خراب باشد حتی آقازاده ها! ولی اینکه عده ای از مسئولین در رفاه و نعمت به سر ببرند رفاه روانی را از مردم می گیرد. همانطور که می دانیم امیرالمؤمنین (ع)؛ خود و خانواده شان هم مثل مردم فقیر و حتی ساده زیست تر از آنها بوده اند. این مسئله رفاه اقتصادی برای مردم نمی آورد ولی رفاه روانی می آورد ؛ با خود می گفتند: اگر ما نداریم خلیفه و خانواده اش هم ندارند و مثل ما هستند خود همین مسکنّی بر درد آنها بود.
دقیقاً مسأله ای که در ایران کنونی بر عکس آن رفتار می شود که یأس و افسردگی را بیشتر می کند.
سوم :
رواج اندیشه های مدرن وخصوصاً اومانیسم که تقدم اصلاح جامعه را به اصلاح فرد مطرح کرده و بلکه اصلاح جامعه را در خدمت منافع، لذات و مطامع فرد می داند. (individualism)
 در این اندیشه چون حق محوری مقدم بر تکلیف محوری می باشد افراد خود را محق و طلبکار می داند و عالم و آدم را به خود بدهکار می بینند و باعث کم توقعی از خود و پرتوقعی از دیگران می شود. از آنجا که این حالت یعنی اصلاح جامعه و استخدام دیگران در خدمت منافع یک فرد ممکن نیست و این طلبها معمولاً وصول نمی شود! جهان مدرن با شکست روحی، روانی، در حالت افسردگی و سرافکندگی مردم خود را رها کرده. مردم همه دنیا مثل ایران – که کشوری شبه مدرن و نیمه متجدد است – گرفتار این مسأله هستند.
چهارم:
شکست مدرنیته و ترویج پست مدرنیسم در جهان که بن بست عقلانیت مدرن و عقلانیت ابزاری را نشان داد و بشریتی که قرار بود با کمک علم و تکنولوژی بهشت موعود خود را نه در آسمان که بر روی زمین و نه در آن جهان، بلکه در این دنیا فراهم آورد، شکست خورده دید و جز یأس و سرخوردگی و ملامت چیزی به بار نیاورد. برای همین به دوران پسا تجدد (Postmodenism) رسید که بحران یا بن بستی در مدرنیته بود و نتایجی مثل شکاکیت عقلی، نسبی گرایی اخلاقی گرایش به عرفانهای کاذب، رواج خرافه، سحر و جادو را در بر دارد.
این چهارمین دلیل و عمومی ترین دلیل شیوع افسردگی و ناامیدی و اضطراب در انسانهای متمدن جهان و خصوصاً طبقه متوسط جدید در ایران است.
حال که لااقل به این دلایل چهارگانه یأس و ناامیدی و اضطراب و تنیدگی در میان مردم ما شایع شده است، روان شناسی مثبت گرا با خصوصیات منحصر به فردی مثل تقدم پیشگیری بر درمان، توجه به توانمندسازی و واکسینه کردن روحی افراد و تقدم آن بر علاج بیماری، سرشار نمودن روح و روان مردم با ایده های مثبت در مقابل خطرات و آسیبهای احتمالی ، ترمیم و تقویت روحی و روانی مردم متناسب با شناخت استعدادهای بالقوه و تواناییهای بالفعل آنان، قناعت نکردن به عادی و نرمال بودن رفتار مردم، فرار از دام رفتارگرایی تقلیل گرا ، دادن نگاه  مثبت و احساس مثبت به خود به دیگران و جهان،  پرهیز از مگس صفت بودن – فقط زشتی ها و بدی ها را دیدن -  و تشویق به زنبور عسل بودن – توجه به خوبی ها و زیبایی ها – ، فاصله گرفتن از نگاه منفی نگر که فقط نیمه خالی لیوان را دیده و ناظر به حل مسأله بوده، روی آوردن به نگاه مثبت نگر که هدف گرا بوده و به مسایل خرد در راه هدف بزرگ بی توجه است و از همه مهمتر بهره مندی عمیق از معارف و آموزه ها و گزاره های روانشناسانه قرآن و اهل بیت (ع) می تواند امروزه راهی به رهایی برای این نسل و سامان باشد.
انشاء الله


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :