ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 203992

مشکل ما با دروس دانشگاه صنعتی چیست؟

گاهی به مزاح و از روی کنایه به دانشجویان رشته های فنی و پزشکی می گویم خوشا به حال آن دسته از شما که درس می خوانید ولی عمق و کنه آن را نفهمیده پاس می کنید و فارغ التحصیل می شوید!
بسم الله الرحمن الرحیم
تذکر : این پیش نویس یک یادداشت است که نیاز به نقد و اصلاح شما دارد و نظر نهایی نویسنده نیست.

مشکل ما با دروس دانشگاه صنعتی چیست؟

گاهی به مزاح و از روی کنایه به دانشجویان رشته های فنی و پزشکی می گویم خوشا به حال آن دسته از شما که درس می خوانید ولی عمق و کنه آن را نفهمیده پاس می کنید و فارغ التحصیل می شوید! چرا که عمق و کنه این رشته های علوم تجربی یعنی همان فلسفه علم تجربی، و معنای آن این است که اگر دانشجویی در رشته های مهندسی، فنی و حتی پزشکی توجه و تفطن به مبادی علوم خود داشته باشد و آنها را خوب بشناسد، از طرفی اندکی مطالعات مذهبی هم داشته باشد، به فراست درخواهد یافت که مبانی این علوم اومانیستی و پوزیتویستی بوده و با آنچه در کتاب، قرآن و سنت خوانده تعارض دارد، اجازه بدهید از چند مثال ساده شروع کنم:
1- خداوند در قرآن کریم می فرماید : یمحق الله الربا ویربی الصدقات (بقره ، 276) خدا ربا را محو می کند و صدقه را پرورش می دهد. این با محاسبات ظاهری و ریاضی عادی کاملاً در تعارض و تضاد است. دانشجویی می پرسد چطور کسی که مثلاً 10% پول خود را به فقیری صدقه می دهد پولش زیاد شده ولی کسی که 10% از بدهکار خود بیشتر می گیرد پولش ناقص می شود؟! چه رسد به مفهوم «برکت» که هضم آن و به طریق اولی قبول آن برای چنین ذهنی دشوار و نزدیک به محال است.
2- خداوند در قرآن می فرماید که اگر 20نفر از شما مجاهدان اسلام صابر و مقاوم باشید، می توانید در مقابل 20 نفر از کفار بجنگید و اگر 100 نفر صابر باشید می توانید بر 1000 نفر غلبه پیدا کنید (انفال، 65) این تفاوت چشمگیر عددی با کدام محاسبه مادی و ریاضی سازگار است؟! و عقل معاش حسابگر کجا می تواند چنین مسأله ای را فهم کند!؟
3- مبانی مهندسی نوین بر فیزیک و شیمی استوار است و پایه های این دو علم بر اندیشه های پوزیتویستی کانت و اخلاف او ، حالا دانشجویی که این مبانی را بپذیرد یعنی پذیرفته است که گزاره های تجربی که از راه حس و مشاهده و آزمون قابل سنجش هستند معنادارهستند و گزاره های غیرتجربی که فاقد چنین امکان سنجی هستند غیرعلمی هستند و از اینجا با یک گذر روان شناختی – و نه منطقی – به این نتیجه می رسد که گزاره های اخلاقی و متافیزیکی بی معنا هستند! چرا که در هیچ آزمایشگاهی نمی توان آنها را ثابت کرد و با هیچ تحقیق میدانی و یا تجربه - از همه اقسام آن – نمی توان اثبات کرد که مثلاً گذشت خوب است و انتقام بد و یا جهانی مافوق جهان ماده وجود دارد و .... 
4- مبتنی بودن علم تجربی بر بسیاری از مبانی غیرتجربی و اثبات ناپذیر و لرزان ، باعث رسوخ اندیشه نسبی گرایی در همه علوم شده و ممکن است دانشجو یا دانشمند این علوم را نسبی گرا و شکاک و لااقل پراگماتیست و فایده گرا بار بیاورد.
5- نگاه مکانیکی به جهان و خدای خالق را که هر لحظه افاضه وجود می کند فقط خدای ساعت ساز دانستن از همین نمونه تعرضها است.
توغل در این علوم و کثرت مطالعه علوم فنی و مهندسی و حتی پزشکی جوان دانشجوی ما را به جایی می رساند که این علوم را به سان معبدی می پرستد و محتویات آنها کم کم برای او به صورت بتهای ذهنی درآمده و از آنها جدا نمی شود، در این جا دانش آموخته علوم و فنون جدید با سه نوع تعارض میان این علوم و دین مواجهه می شود :
1- تعارض میان گزاره های دینی با گزاره های علمی – که روشن ترین و ساده ترین نوع تعارض است و قابل رفع و رجوع می باشد.
2- تعارض میان جهان بینی دینی با جهان بینی علمی که ریشه درهمان مبانی متافیزیک متفاوت این دو دانش دارد و اگر این جهان بینی با کلیت و شمولش درک شود تعارضها رخ خواهد نمود و اگر درک نشود، بعضاً آزاردهنده خواهد بود (چنان که می دانیم پارادایم علوم نوین بر اومانیسم، سکولاریسم و لیبرالیسم استوار است)
3- تعارض میان سبک زندگی دینی با سبک زندگی فناورانه؛ که حاصل و نتیجه آن رویکرد و آن جهان بینی هاست که به روحیه و رفتار پذیرندگان هر کدام راه یافته و خود را نشان می دهد، این تعارض شدید و عمیق ترین تعارض است و رفع و رجوع آن آسان نیست.
تکنوکرانها مصداق کسانی هستند که سبک زندگی فناورانه را براساس جهان بینی و روحیه خاصی که از آن برداشت کرده اند اخذ کرده اند و اکنون در جامعه ما بحران زا شده اند.
نتیجه این تعارضها در عمل این خواهد شد که فرد با زندگی دینی، سبک و سیاق و روحیه و رفتار آنرا اخذ خواهد کرد و با فناوری و علوم آن منفعل، مفلس و به نوعی اکل میته برخورد خواهد کرد یا سبک و روحیه فناورانه را اخذ و دین را کنار می گذارد و تصریحاً یا تلویحاً ملحد می شود و معمولاً کسانی که بنیه دینی و اعتقادی یا حتی مناسکی قوی ندارند و اهل مسجد و هیأت و توسل و تذکر نیستتد اینگونه می شوند یا هم دچار تعارض شده و تا آخر عمر با این تعارضها کلنجار خواهد داشت که اکثراً از این گروه سوم هستند.
این گروه سوم کسانی هستند که به لحاظ شخصی دیندار بوده و به آداب و رسوم و مناسک دینی پایبند بوده ولی در صحنه زندگی اجتماعی ، فرهنگی، مدنی، مدیریتی علمی و تکنولوژیک تفاوتی با یک کافر ندارند و «لماید خل الایمان فی.... » این گروه انشاء الله و با توجه به رحمت الهی وارد بهشت خواهند شد! و رستگار و اهل نجات! اما مردمی را که تحت تأثیر فناوری و مدیریت آنها هستند احتمالاً بی دین یا لااقل سکولار می کنند، بنابراین اسلامی شدن علوم در اینجا به معنای حل علمی مشکل این گروهها و دفع و رفع این تعارضها خواهد بود.
نقش دروس معارف برای حل این بحران
متأسفانه دروس معارف نقش چندانی در حل این بحران عمیق فرهنگی ندارند که دلایل آن به شرح زیر است:
الف- اساتید معارف معمولاً آشنایی لازم با فلسفه علوم جدید و مبانی اومانیستی ، سکولاری و لیبرالیستی آن ندارند و با تعارضهای آن با اصول و مبانی دینی آشنا نیستند حتی هنوز دغدغه کافی در این زمینه ها برای آنها ایجاد نشده است چون صورت مسأله برای آنها شفاف نشده است.
ب- فرصت کلاسی درس معارف در حد 12 واحد محدود است و نمی توان به همه ابعاد و زوایای این مسایل پرداخت، همین که استاد معارف بتواند سرفصلهای مصوب دروس انقلاب، تفسیر، مبانی، تاریخ، اخلاق را بگوید هنرکرده و شایسته تقدیر است.
ج- توقع دانشجویان عمدتاً از کتب و کلاسهای معارف طرح بحثهای عمیق و فلسفی و چالشی مثل این موضوع نیست و دانشجویان به چشم دروس آسان و پاس شوند و نمره آور به آنها نگاه می کنند.
د- امید می رود استفاده از رویکرد نیازمحور در تدریس معارف به مرور بتواند این نیاز را آفتابی و راه حلهای آن را نشان دهد.
جمع بندی:
غرب سالهاست نظراً از پوزیتویسم گذر کرده ولی عملاًگرفتار آن است ولی دانشگاههای ایران ما هنوز نظراً و عملاً گرفتار پوزیتویسم است و نتیجه آن را در تربیت تکنوکراتهای ظاهر الاسلام می بینیم که آنچنان پایبند به مبانی آن علوم و فنونی که سالها و بعضاً نیم قرن برای آن زحمت کشیده اند هستند که باور نمیکنند ریشه این علوم در آب نیست! به هیچ وجه حاضر نیستند از آن دست بردارند و حتی گمان نمی کنند که بتوان روزی از حجاب تکنیک عبور کرد.
ریشه های سنتی، مناسکی و ارزشهای معنوی موجود درفرهنگ موجود درفرهنگ غنی شیعه هر چند می تواند کمک خوبی برای حل راحت تر این بحران باشد اما تمام کار را نمی توان به عهده آن گذاشت، چرا که اگر این پروسه کافی بود تا به حال مسأله حل شده بود ولی باید مسأله به صورت علمی و تئوریک شفاف شده و سپس راه حل آن مرحله به مرحله منقح گردد.
ترویج فلسفه علم و توضیح مبانی و ییش فرضهای فناوری و هم چنین برگزاری همایش ها و ایجاد پژوهشکده های «علم و دین» و توسعه معارفی میان رشته ای در این زمینه کارگشاست. پیشنهاد مشخص نویسنده ایجاد رشته «علم و دین» در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا و تصویب 2 واحد درس با عنوان علم و دین در سطح کارشناسی و 2 واحد درس فلسفه علم در مقطع کارشناسی ارشد همه رشته های مهندسی و پزشکی است هم چنین کارگاههای «فلسفه علم» برای دوره های معرفت افزایی اساتید مطلوب است.

حسین مطیع
اسفند 95


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :