شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 189996

پیشگفتار کتاب اندیشه اسلامی 1 با رویکرد نیاز محور

لازم است همه، بالاخص اساتید محترم معارف متوجه این حقیقت باشند که آنچه دردفاع از دین گفته می شود الزاماً خود «دین» نیست، بلکه دفاعیات یک ابزار و روش دفاع از این است که می تواند معیوب و متکامل باشد. بنابراین ضعف دلیل، دلیل ضعف مدعا نیست!
به نام آنکه به گٌل نکهت و به گِل جان داد
ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و انت خیرالفاتحین

الف- سخنی با اساتید محترم
1- ما در نگارش کتب معارف اسلامی – به تعبیرجامعه شناسان – دستخوش «تأخیر فرهنگی» شده ایم، تأخیر فرهنگی یعنی اینکه مجموعه ای از تفکر و آراء و سخنان دانشمندان در ذهن بعضی از جوانان شکفته شده یا در جایی از دنیا گفته شده ولی تا این آراء و نظرات به گوش ما برسد مدت زیادی طول کشیده است. بنابراین ما با پاره ای از دانشجویان و فرهیختگان این روزگار به لحاظ زمانی و تقویمی در یک زمانیم ولی از لحاظ فرهنگی در یک زمان به سر نمی بریم. این تأخیر فرهنگی موجب عوارضی هم در مسایل مختلف شده است، اینکه می بینیم در کشور ما چیزی به نام «کلام جدید» یا «فلسفه دین» متداول شده است، ناشی از همین تأخیر فرهنگی است. هم ارتباط «کلامی» ما با تفکرات جدید جهانی قطع شده است (تقریباً از اواخر اندلسیانی مثل ابن رشد، ابن باجه و ابن طفیل) و هم از آن مهمتر، از ذهن، ضمیر، روحیات و دنیای فکری دانشجویان خود فاصله های بعضاً نجومی گرفته ایم!
2- اگر ما هنوز که هنوز است وقتی می خواهیم کتاب کلامی بخوانیم شرح «کشف المراد» یا شرح «باب حادی عشر» و ترجمه ها و تعلیقات آن را می خوانیم این یعنی از زمان خواجه نصیر و علامه حلی تا الان کتابی بهتر از آن نداریم! بدون شک این نقطه ضعف است و همچنین است وقتی می خواهیم کتابی از اصول عقاید به دست دانشجوی خود بدهیم، کپی های کم رنگ همان کتب را به او ارائه می دهیم، غافل از اینکه چقدر دغدغه های او در این کتابها باشد یا نباشد.
3- اشکال دیگر کلام سنتی ما آن است که فلسفی شده است. مشکل کلام فلسفی آن است که متکلم خود را گاهی متعهد به دفاع از ارسطو، افلاطون، نوافلاطونیان، ابن سینا و ملاصدرا هم می بیند و اینها را نیز مقدس می پندارد. با این دیدگاه، بار خود را سنگین می کند و در جبهه مبارزه با هجوم دیگران خود را ضعیف و ضعیف تر می کند. غربی ها در قرون وسطی به دلیل اینکه علاوه بر دفاع از متون دینی، می خواستند از فیسلوفان یونانی هم دفاع کنند، شکست خوردند.
4- پس لازم است همه، بالاخص اساتید محترم معارف متوجه این حقیقت باشند که آنچه دردفاع از دین گفته می شود الزاماً خود «دین» نیست، بلکه دفاعیات یک ابزار و روش دفاع از این است که می تواند معیوب و متکامل باشد. بنابراین ضعف دلیل، دلیل ضعف مدعا نیست!
5- از دیگر اشکالات علم کلام سنتی آن است که چون جنبه دفاعی و تهاجمی دارد – که باید هم داشته باشد – اما مع الاسف ما را از بخشی از معارف حق الهیه بی بهره می سازد و لازم است با نگاهی عمیق به عرفان اسلامی آن حقایق را در قرآن و روایات بیابیم، که سخت محتاج آنیم. (علم کلام به هدف تعریب می شود ، نه به روش و نه به محتوا).
6- طرح نیازمحور که تغییر شیوه آموزش معارف اسلامی با حفظ اصالت و اتقان آن است نیازمند یک آمایش اجمالی از سؤالات و برسشهای پرشمار دانشجویان است که بحمدالله توسط معاونت محترم آموزش و پژوهش استادان و دروس معارف اسلامی در اختیار این حقیر قرار گرفت تا بتوانیم براساس آن به نگارش کتاب اندیشه اسلامی یک اقدام کرده و براساس نیازهای دانشجویان به آن سامان دهم. پس از فهرست متداول مباحث کلامی، در این کتاب خبری نیست (شاید به همین دلیل نام کتاب را «نگاهی به معارف اسلامی نهاده ایم) و به عبارتی نمی توان امتیاز این کتاب را به نگفته های آن دانست، امید است در این انتخاب، حسن سلیقه اساتید محترم راهگشای نویسنده باشد.
7- فراموش نکنیم لازمه پاسخ به سؤالات دانشجویان، آموزش بعضی از مفاهیم، مبانی و روشها برای حل بهتر مسأله است ، به عنوان مثال دانشجویان از اثبات وجود خدا می پرسند ولی از دور و تسلسل نه، اما برای مدرس بزرگوار معارف چاره ای نیست که اگر بخواهد خدا را با برهان وجوب و امکان اثبات کند، دور و تسلسل را نیز توضیح دهد. پس همیشه پاسخ به نیازهای دانشجویان با معلومات قبلی آنها صورت نمی گیرد و لازم است مقدمات ، روشها و اصطلاحات جدیدی را نیز به آنها آموزش داد که بهتر بتوان سؤال دانشجویان را با آن پاسخ داد.
8- همیشه سؤال دانشجو لزوماً نیاز او نیست اگر دانشجویی پرسید حضرت نوح (ع) چند بار ازدواج کردند؟ این سؤال هست اما نیاز واقعی او نیست، طرح نیازمحور باید بتواند اینها را از هم تفکیک کند و در بین سؤالات نیز سؤالهای اصلی و مادر را از سؤالات فرعی و تبعی باز شناسد.
9- برحسب نظرسنجی ها، حدود 80% پرسشهای دانشجویان در دروس اندیشه 1 مشابه می باشد که این کتاب براساس آنها نگارش یافته است و برای همین مناسب است که استاد محترم حدود 16 نمره را به این کتاب اختصاص دهد و بقیه را برای مطالبی که اختصاصاً در سر کلاس اندیشه 1 مطرح می کنند، بگذارد. فراموش نکنیم کلاس نیازمحور نباید از موضوعات اصلی وچارچوب کلی خود خارج شود باید به چارچوب کلی وفادار بماند.
10- به فرموده شهید دانشمند حجه الاسلام دکتر باهنر، در تعلیم و تربیت از آنجا شروع می کنیم که دانشجو می خواهد و به آنجا باید برسیم که استاد می خواهد بی گفتگو آغاز طرح نیازمحور نیز با سؤالات دانشجویان است اما فرجام آن با پاسخهای درست استاد و اقناع دانشجویان و نهایتاً حرکت در راستای تحکیم و تعمیق باورها و اخلاق و رفتار دینی است.
11- همه کتابهای کلامی مطالب خود را از صفر آغاز می کنند. ما در این کتاب چنین نکرده ایم گواینکه کتب رایج عقیدتی و معارف و دینی معمولاً مخاطب خود را خالی الذهن فرض می کنند و ناآگاهانه به تکرار مکررات می پردازند که دانشجو را تنها خسته و دل زده می کند، ما سطح و پایه کلاس را با توجه به پرسشهای پرشمار دانشجویان بر معلومات متوسط یک دانشجوی ترم اول ایرانی گذاشته ایم و اگر احیاناً کسی از این حد فروتر است بر او لازم است که خود را به کلاس برساند و برای همین است که از بعضی مباحث مقدماتی و تکراری چشم پوشی کرده ایم.
12- بعضی از درسها نیاز به تدریس ندارند و استادان محترم می توانند مطالعه آنها را به عهده خود دانشجو گذاشته و یا به عنوان کنفرانس گروهی در طول ترم ارائه کرده و نمره ارفاقی کسب نمایند. و استاد محترم تنها به رفع اشکال بپردازند. و یا در صورت کمبود وقت بعضی از دروس را حذف کنند.
13- یکی دیگر از مشکلات موجود در جامعه ما آن است که مطالبی که از تریبونهای رسمی – اعم از رسانه ها، منابر یا کتب دینی – به اسم دین ارائه می شود عامیانه و سطحی و حتی خرافه پرور است و این مسأله یکی از دلایل عدم اقبال دانشجویان به معارف دینی است. سعی کرده ام این کتاب در عین حفظ سادگی، چنین نباشد و به وظیفه اصلی خود یعنی اثبات و تبیین عقلی توحید و عدل و معاد وفادار باشد.
14- به نظر میرسد مطالب کتاب در عین همه آن کوششها هنوز مفصل و سنگین است و نیاز به تلخیص و تسهیل دارد. برای همین بعضی مطالب تحت عنوان «برای مطالعه» و «یاداشتهای آخردرس» آورده شده تا اساتید نویسنده را درحذف یا جایگزینی آن با قسمتهای متن اصلی راهنمایی نمایند.
15- در خلال بررسی مطالبی تنها عنوان «تفکر کنیم» وجود دارد که تمرینهای کلاسی برای کار گروهی محسوب می شود و پرسشهایی از نوع بینش و شناختی در آخر درسها می باشد که بهانه ارزیابی داوطلبانه هفته بعد است.
در پایان هر درس نیز تمرین هایی تحت عنوان «برای پژوهش و تفکر» وجود دارد که نگرشی و مهارتی است و هر جلسه استاد تنها یکی از آنها را با توجه به سطح علمی کلاس انتخاب کرده و به عنوان تمرین اختیاری و امتیاز ارفاقی برای هفته بعد از دانشجویان می خواهد. همچنین وسیله ای برای تشویق دانشجویان به کار گروهی نیز می باشد. این همه برای آن است که کلاسهای معارف بتواند با جلب مشارکت بیشتر دانشجو و طرح شبهات آنها محملی برای تفکر روشمند باشد. ان شاء الله.
16- چنانکه می دانیم نحوه ارائه معارف دینی گاهی از محتوای ارائه مهم تر است برای همین در اکثر دروس کار را با موضوعی جذاب آغاز کرده و سپس به تدریج موضوع را در سطح وسیع تری مورد بحث قرار داده ام. سعی کرده ام دانشجویان را به طور طبیعی وارد موضوع کرده و آنها را تشویق نموده تا پاسخهای فکورانه بدهند. امید آن است که دانشجویان در این کلاسها بتوانند با توجه به موضوعات و روش تألیف کتاب نهایت ورود و درگیری با بحث را داشته باشند و با راهنمایی استاد محترم به نتایج مثبتی – هر چند در درازمدت- برسند.
17- کتاب خوب درسی آن است که دانشجویان از آن استفاده برند و استادان نتوانند بر آن اشکال بگیرند و به راحتی بتوانند آنرا تدریس کنند. من این اثر را در هر زمینه ناقص و نارس می دانم، پس بی صبرانه منتظر نظرات و نقادیهای خیرخواهانه و موشکافانه اساتید محترم و سایر صاحب نظران هستم.

ب- سخنی با دانشجویان عزیز
1- اگر بخواهید از انگیزه های نویسنده این کتاب دیگر برای معارف با اطلاع شوید شاید بتوان ناکارآمد بودن کتب قبلی و لزوم نگاه نیازمحور درکتب معارف اسلامی را از دلایل عمده آن دانست. سعی بر آن بوده است که به دنبال سؤالات وجودی دانشجویان باشیم. سؤالاتی که پاسخ به آنها تأثیر مستقیم بر زندگی آنها دارد.
2- اما برای این کار کمی نیازمند عبور از زبان روزمره هستیم به نظر «فن بورن» (  - 1924،م) فرهنگ مادی غرب (با همه ابزارهایی که در اختیار دارد مثل رسانه ها) ما را وا می دارد که در بخشهای مرکزی و امن زبان زندگی کنیم. بخشهایی نظیر علم، اقتصاد، تاریخ، عقل متعارف (ریاضی و فیزیک)، اما زندگی کردن در بخشهای مرکزی زبان موجب می شود که فرد از پاره ای تجربه های غنی و انواعی از بودن در جهان، محروم شود. از نظر فن بورن نقش حیاتی زبان دینی این است که وجوهی از انسانیت ما را بیان می کند، او نشان می دهد که دینداران نمی خواهند در مرکز مادی زبان محصور بمانند و می کوشند در باره انسان و جهان سخنانی بگویند که با زبان متعارف یا علمی قابل بیان نیست.
با دانستن این مقدمه خواهید دید این کتاب شما را – هر چند اندک – وارد جهانهای دیگری می سازد که نشان می دهد دین زبان خاص خود را دارد.
3- معمولاً دو شیوه برای خواندن معارف اسلامی هست:
الف- ساختن بنیان فکری، که زمانی طولانی می طلبد و باید از مقدمات شروع کرد و سپس با سیر مطالعاتی جامع و کامل به یک چارچوب فکری و بنای عقیدی محکمی دست یافت.
ب- شروع از سؤالات و طرح شبهات و پرسشها و یافتن پاسخ آنها برای رفوکاری و تعمیر، که فعلاً تشنگی را برطرف کرده و بعد در فرصت مناسب به دنبال ساختن بنای اندیشه دینی باشد. این کتاب عهده دار روش دوم است.
4-  قسمت «تفکر کنیم» و برای «پژوهش و تفکر» عمدتاً از پرسشهای پرشمار خود شما که در کل کشور آمار گرفته شده انتخاب شده است و برای حل آن خوب است کتاب در هر جلسه همراه دانشجویان باشد.
5-بسیاری از نکات جالب و نغز را در قالب «برای مطالعه» یا «یاداشتهای درس» آورده ام که تنها خوانندگان علاقمند آنها را با دقت بخوانند و استفاده کنند.
6-البته همه اینها را دانستن کافی نیست، بلکه باید مزمزه کرد و معارف حقه الهیه را چشید؛
گر می دو هزار رطل پیمایی تا می نخوری نباشدت شیدایی
7-در پایان هر فصل منابعی را برای مطالعه بیشتر یا ارائه کنفرانس و یافتن پاسخهای «برای پژوهش و تفکر» معرفی کرده ام این کتابها را تحت عنوان «خواندنیهای برگزیده فصل» می توانید پیدا کنید.
8- از نکات مهم در کلاس معارف این است که دانشجو حق دارد همه گونه سؤالات کلامی خود را که مرتبط با موضوع درس است بی پرده مطرح کند، هرگونه «خودسانسوری» در این جا ممنوع است و البته با روش درست استدلالی و مؤدبانه نیز باید پذیرای پاسخهای احتمالی دوستان یا استاد خود باشد. پس تنها خط قرمز درکلاسهای معارف اخلاق و منطق می باشد.
9-سعی ما بر این است که با ورود هر چه بیشتر دانشجویان درمباحث و بالا رفتن مشارکت آنان در بحث یه کمک تمارین کلاسی و هفتگی و ارائه کنفرانس، کلاس بهانه ای برای تفکر روش مند در موضوعات اصیل دینی باشد و بتوانیم معارف توحیدی را عقلا تبیین و تأیید کنیم.
10-علت اینکه این کتاب را «نگاهی به معارف اسلامی با رویکرد نیازمحور» نامیده ام آن است که به جد معتقدم معارف اسلامی دریایی بس گسترده است و ما تنها نمی از آن یم و قطره ای ازآن اقیانوس را ره توشه خود کرده ایم.
11- در نگارش این کتاب از چهار کتاب زیر استفاده فراوانی برده ام:
1) معارف اسلامی 1 نوشته آقایان سعیدی مهر و دیوانی از انتشارات معارف.
2) معارف اسلامی مبتنی بر روش فعال به قلم آقای رضا فیروزی از انتشارات انجمن معارف اسلامی ایران (خصوصاً در تهیه تمارین).
3) معارف اسلامی در آثار شهید مطهری نوشته آقای علی شیروانی از انتشارات معارف.
4) مبانی اندیشه اسلامی 1 نوشته آقایان ابوالفضل کیاشمشکی، رضا اکبری و مهراب صادق نیا از انتشارات معارف.
12- نوشتار حاضر شامل 14 درس برای 14 هفته و در قالب سه فصل (1) مقدمه دین پژوهی (1 درس)، (2) الله شناسی (10 درس)، (3) فرجام شناسی (3 درس) می باشد.
13- از هر کس خواسته ام مطلبی نقل کنم نام او را با کمترین القاب همراه با تاریخ تولد و وفات او نوشته ام. امیدوارم حمل بر بی ادبی نباشد. واضح و روشن است که صرف نقل قول از کسی دلیل بر تأیید شخصیت وی نمی باشد و سخنان همه جز معصوم (ع) قابل نقد و حلاجی است.
14- دراینجا لازم است از همه کسانی که در تهیه این کتاب از کمکها، راهنمائیها و دلسوزیهای آنان بهره مند شده ام سپاسگزاری نمایم.
با آرزوی بهترین توفیقات و عنایات خاصه حضرت حق برای این عزیزان که آنها را مجاری فیض خدای رحمان می دانم و سپاس و ستایش تنها او را سزاست.

 درود بر رهروان دیار یار باد  
 حسین مطیع





نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :