شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 98049

تفکر با اجبار و دستور گفتمان نمی شود

دکتر حسین مطیع در میزگرد مهران درباره چیستی، چرایی و چگونگی گفتمان سازی در سازمان فرهنگی تفریحی گفت: به فرض ما تفکری را پذیرفتیم و کاملا مفاهیم و کلمات شفاف است، حالا می خواهیم آن را به اندیشه ی رایج و باور غالب مردم تبدیل کنیم؛ برای این کار باید چه کنیم؟

گفتمان سازی؛ چیستی، چرایی و چگونگی

 برخی دغدغه ها و موضوع های مورد علاقه فعالان و صاحب نظر فرهنگی هست که در حاشیه کرسی های نقد و تحلیل فرهنگ مطرح می شود و شرکت کننده در نشست های گروهی رصدخانه فرهنگ اصفهان مایل اند به روال کرسی های فرهنگ به گفتگو و نقد گذاشته شود. لذا از این پس، مهران علاوه بر کرسی های خود، میزگردهایی را برگزار خواهد کرد که اول، تکمیل کننده پازل حرفه ای مهران است. دوم، برای برخی ایده ها، موضوع ها و یا برنامه های فرهنگی قالب رسانه ای مناسب تری است. سوم، به نظر می رسد این قالب متفاوت تر، به محتواهای مهران تنوع بیشتری دهد و در آخر، شاید فرصت بهتر برای طرح دیدگاه های فعالان، نخبگان و مدیران حوزه فرهنگ شهر باشد.

اولین میزگرد از این نشست ها اما، با موضوع «گفتمان سازی؛ چیستی، چرایی و چگونگی» با حضور برخی فعالان و نخبگان فرهنگی شهر، پنج شنبه 20 اسفندماه 1394 در سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان برگزار شد.

 
گفتگو ضروری است حتی اگر چالش داشته باشیم

 
دکتر حسین مطیع از صاحبنظران شرکت کننده در این میزگرد بود که به طرح دیدگاه های خود در موضوع گفتمان سازی پرداخت و گفت: اتفاق خوبی که در نشست های مهران می افتد این است که دوستان اهل کار میدانی و در صحنه ی اجرای فرهنگ با دوستان اهل بحث های نظری، از نزدیک گفتگو می کنند. چون اگر فاصله ایجاد شود آهسته آهسته، اهل مباحث تئوریک در وادی دیگری و در برج های عاج، حرف های گل و بلبل خودشان را می زنند و همدیگر را تایید می کنند و از صحنه ی واقعی و عمل فاصله می گیرند. از طرفی هم، افرادی که کار اجرایی می کنند از محتوا خالی می شوند و دچار روزمره گی و گرفتار کارهای کلیشه ای و تکراری می شوند و کم کم در آن ها خلاء تئوریک ورود پیدا می کند و بیشتر می شود. این نظر مطرح شد که مباحث و جلسات بین این دو جدا شود که به نظر من کار بدتر می شود و فاصله ها و شکاف بیشتر می شود. باید این ها نزدیک و نزدیک تر شوند تا آن ها از آن برج عاج خود پایین آیند و بفهمند کف صحنه ی اجتماع و کف صحنه ی کار فرهنگی چه می گذرد. همچنین از سوی دیگر بچه های اجرایی و کسانی که در خاکریز اول هستند و زحمت می کشند و کف میدان فرهنگ هستند، بتوانند مرتب از آنان استفاده ی فکری کنند و به هر حال گفتگویی بین آن ها باشد تا از دو حوزه مطلع شویم. هر چند ممکن است چند جلسه چالش داشته باشیم. لذا اتفاق خوبی ست که در این جلسات می افتد و باید غنیمت بدانیم و دست دوستان مهران را به گرمی بفشاریم که چنین کار خوبی را کردند.

 
گفتمان یعنی چه؟

 
عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی اصفهان در ادامه افرود: دو نکته را خدمتتان عرض می کنم. گفتمان ترجمه ی لغت discourse است. اولین کسی که در زبان فارسی آن را به گفتمان ترجمه کرد آقای داریوش آشوری بود. تا مدت ها وقتی این کلمه به کار برده می شد افراد به معنای گفتگو به کار می بردند. فکر می کردند گفتمان یعنی گفتگو. در بین رجال و بزرگان، تنها کسی که دقت می کنند و لغت را به درستی به کار می برند رهبر عزیزمان آیت الله خامنه ای هستند. ندیدم این لغت را بی جا به کار ببرند.
 

گفتمان مردسالاری در ایران یعنی چه؟

 
این استاد معارف اسلامی دانشگاه صنعتی با بیان مثالی گفت: به مثال رایجی در این رابطه اشاره کنم. شما وارد اداره فرهنگی هنری شهرداری می شوید و می بینید که هیچ کدام از مدیران زن نیستند و همه مرد هستند. به دانشگاه می روید مشاهده می کنید که تقریبا همه ی اساتید مرد هستند. اکثر مسئولان مرد هستند. تقریبا 80درصد مدیران هم مرد هستند. در مسجد قسمتی که بزرگتر منظم تر و تمیز تر است به آقایان و قسمت کوچکتر اختصاص به خانم ها دارد. در مهمانی مهمانخانه بزرگتر مختص آقایان است که اصولا هم لباس و کیف و وسایل بچه همراه ندارند. اتاق کوچکتر مال خانم هاست که لباس عوض کنند. ساک و وسایل بچه ها را هم همراه دارند. در ادبیات همه ی خطاب ها به مردان است و گویا کسی با زن ها صحبت زیادی ندارد. و تمام کتاب ها و نوشته ها را هم برای مردها نوشته اند. می پرسند؛ از این فضای اداره ها، مهمانی ها، دانشگاه ها، کتاب ها و... چه برداشتی می کنید؟ می گویند در ایران گفتمان مردسالاری وجود دارد.

این یک مثال برای روشن شدن مفهوم گفتمان بود. چون در ادارها بیشتر مردها همه کاره هستند. در خانواده ها بهترین وسایل از آن مردان است و...

 
گفتمان یعنی تفکر غالب و رایج

 
دکتر مطیع معتقد است: گفتمان یعنی تفکر غالب و رایج که چه بسا خود افراد هم از آن بی خبر باشند. یعنی متوجه نباشند. مثال های متعددی برای فرهنگ می توان زد. شاید این مثال جالبی باشد. شما به میدان امام (ره) می روید. به فرض مثال، اولین باری هم هست که می روید. بعد من سوال می کنم که «چه چیزهایی دیدید؟» پاسخ می دهید: «دو مسجد، یک کاخ و بازاری داشت. وسط میدان حوض قشنگی داشت» و توضیح می دهید. بعد سوال می کنم، «هوا چطور بود؟» پاسخ می دهید: «متوجه هوا نبودم». هوا را گرفتید تنفس کردید. چند ساعت هم در آن هوا بودید اما متوجه نشدید. هوا در ذهن شما غلبه کرده . با تمام سلول ها درک کردید. ما الان نسبت به آن آگاهی نداریم. اتفاقی که می افتد چیست؟ اتفاق این است به آن فرهنگی که غالب و رایج می شود و مردم آنگونه فکر می کنند گفتمان می گویند. یعنی همانطور فکر می کنند شاید  متوجه هم نباشند. این سخن آقای مهندس بقایی درست است که می گویند: «برنامه اجرا کردن غیر از کار فرهنگی است». اینکه جشن برگزار کنیم و  هزار نفر شرکت کنند جشن است؛ کار فرهنگی نیست. به این کار خدمات فرهنگی می گویند. ایام فاطمیه روضه بگیریم و چند هزار نفر را شام  بدهیم هم خدمات فرهنگی است نه کار فرهنگی.کار فرهنگی یعنی بعد از اینکه  با فرد صحبت کردید آن حرفی که تو دلت می خواهد را او بزند.

 
فرهنگی گفتمان نمی شود مگر این که...
 

این فعال و کارشناس فرهنگی شهر اصفهان می گوید: فرهنگی که بتواند غالب شود و به صورت رایج و متداول درآید به آن گفتمان می گویند. اگر گفتمان غالب شد فرهنگ سازی می کند. گفتمان مقدمه و بن مایه ی فرهنگ است. به باور و فکری که غالب و رایج می شود گفتمان می گوییم و این قطعا بخشی از فرهنگ است. گفتمان حتما با پذیرش همراه است.چون چیزی نیست که با زور و اجبار و فشار و دستور قابل پیاده شدن باشد. الزاما فرد آگاهی ندارد ممکن است ناخودآگاه باشد.مثلا وقتی در مهمانی اتاق بزرگتر را به آقایان و اتاق کوچکتر را به خانم ها اختصاص می دهیم  کاملا ناخودآگاه مردسالار عمل می کنیم. ولی آگاهی و توجه نداریم. چون گفتمان شده . بحث این نیست که مردسالاری خوب است یا زن سالاری. بحث از تفکری است که رایج و غالب و پذیرفته شده و گفتمان رایج است.

 
از تفکر تا گفتمان سازی

 
مطیع در پایان گفت: همیشه اول تفکر درست می شود. در مراحل بعدی، تفکر به مفهوم و گفتمان تبدیل می شود. یعنی یک فکر خام در ذهن می آید و بعد از فکر باید مفاهیم گفته شود، واضح شود، توضیح داده شود و بعد از اینکه مفاهیم گفته شد آن گاه باید به دنبال گفتمان سازی رفت. بنابراین برای گفتمان سازی در تلاش هستیم معناها و مفاهیم حاصل از یک تفکر را رایج کنیم. حال به فرض ما تفکری را پذیرفتیم و کاملا مفاهیم و کلمات شفاف است، حالا می خواهیم آن را به اندیشه ی رایج و باور غالب مردم تبدیل کنیم. برای این کار باید چه کنیم؟ یعنی برای  اول، تفکر؛ دوم، مفهوم سازی؛ سوم، گفتمان سازی و  چهارم نهادسازی چه کنیم؟

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :