ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 77472

جایگاه شما در نقشه فرهنگی شهر چیست/2

دنبال رئیس و متولی برای فرهنگ نباشید

نمی توان از فرهنگ،تمدن، تاریخ، اخلاق تعریف جامع، مانع و پایان دهنده ای داد که خیال همه را راحت کند.می توانیم بیان مراد و منظور داشته باشیم هم افزایی و اجرای هماهنگ برنامه های فرهنگی توسط دستگاه های مختلف نیازمند پیچیدن قطعات یک پازل یا ترسیم نقشه فرهنگی است. به عبارت دیگر نقشه فرهنگی شهر به عنوان پایه برنامه ریزی فرهنگی در سطوح مختلف قابل استفاده است و می تواند به عنوان نقشه راهنما و مبنای اطلاعاتی و ابزار سنجش، تدوین، اجرا و پایش طرح های دستگاه های مختلف فرهنگی اجتماعی شهر استفاده شود.بر این اساس دومین کرسی تحلیل و نقد مهران، عصر  پنج شنبه 21 خرداد ماه باحضور کارشناسان ومدیران شهری با موضوع نقشه فرهنگی شهر و جایگاه و عملکرد دستگاه ها و سازمان های مختلف برگزار شد.

در گزارش بخش های نخستین این کرسی تحلیل و نقد مهران؛ به موضوع نشست از منظر تک تک حاضران پرداخته شد. اما در سومین بخش از کرسی تحلیل و نقد فرهنگ، مدیران و مسئولان فرهنگی حاضر در نشست درباره موضوع کرسی به گفتگو با هم پرداختند.

از پیش در دور سوم هم قرار بود بحث و گفتگوی گروهی انجام شود. بنابراین چرخه نشست متعلق به تمام افراد جلسه جهت پاسخگویی به انتقادات و پیشنهادات شد.
در ادامه مشروح مذاکرات پایانی این کرسی را می خوانید:

محمود فروز بخش: در 10 سال آینده ما چطور می خواهیم تکثر را انتخاب کنیم؟

من تذکر آقای مطیع را قبول دارم.ایشان ناظر به این بودند که روح جبر بر من حاکم است.نه اینطور نیست.سلول به سلول من آرمانگرایی است.نمی توانم نسبت به آینده جبری نگاه کنم.من از آینده گزارش می دهم.به شما می گویم دهه ی آینده دهه ی بحران جنسی در این شهر است.شما نمی توانید مرا به چیزی متهم کنید.این قصه وجود دارد.به تعبیری آینده پژوهی می کنم و نسبت به هستی متواضع هستم.در آینده هر چه بود خودم را به آن تطبیق دهم.مثل اینکه من وقتی از سرمایه داری صحبت کنم از یک امکان صحبت می کنم.آن را بد نمی دانم و کاملا آن را امکان می دانم.و شما از یک امکان می توانید استفاده کنید.تکثر را یک امکان می دانم و لزوما چیز بدی نیست.من در مورد نحوه ی مواجهه هشدار می دهم.در ادبیاتم هم گفتم :انتخاب ما نسبت به تکثر باید در نقشه ی فرهنگی لحاظ شود.در 10 سال آینده ما چطور می خواهیم تکثر را انتخاب کنیم؟آیا تکثر خودش را با زور به ما تحمیل می کند یا ما در آن مختاریم؟آیا ما امروز فیس بوک را می پذیریم و در آن نبرد می کنیم.تلطیفش می کنیم.بهترش می کنیم یا نه بالاخره در چند سال آینده با توسری شبکه های اجتماعی را می پذیریم.همان طور که خواهیم پذیرفت.حرف من این است که یا فکر کنیم وقتی داده های جدید به ما وارد می شود مثلا همین الان x درصد دختران راهنمایی ما دوست پسر دارند.با این تکثر چه کنیم ؟آیا یک انتخاب معقولی در مواجهه با آن داشته باشیم یا نه مثل خیلی از پدیده هایی که به زور آمد بپذیریم؟

حسین مطیع: دنبال رئیس و متولی برای فرهنگ نباشید

بحثی که آقای فروزبخش مطرح کردند به یک تفاهمی رسیم.من نگران بودم ایشان دچار تاریخ گرایی شوند که خوشبختانه اینطور نیست.ما با تاریخ نگری مشکلی نداریم.با تاریخ گرایی مشکل داریم.که فکر می کنم اگر جناب آقای سیدین این توضیحات را می شنیدند فرمایششان اصلاح می شد.چون قدرت و پروت تاثیرگذار است اما جبر نیست.نکته ای را خدمت استاد عزیزم آقای قاسم زاده عرض کنم و اینکه :مفاهیمی که انتزاعی هستند غیر قابل تعریف هستند.به دنبال تعاریف مفاهیم انتزاعی نباشید.مفاهیمی که انضمامای هستند قابل تعریفند.من این نکته را در پایان نامه کارشناسی ارشد سال 79 آوردم که نمی شود تعریفی از دین کرد.نمی توان از فرهنگ،تمدن، تاریخ، اخلاق تعریف جامع، مانع و پایان دهنده ای داد که خیال همه را راحت کند.می توانیم بیان مراد و منظور داشته باشیم.باید دو مفهوم را از هم تفکیک کنیم. 1- مفاهیم انتزاعی  2- مفاهیم انضمامی. در مفاهیم انتزاعی امکان امکان رسیدن به تعریف جامع و مانع و قاطع و نهایی نیست. در مفاهیم انضمامی یعنی مفاهیم مشت پرکن و به تعبیری مفاهیمی که قابل اشاعه حسی هستند آنجا می توان به تعریف جامع و مانعی رسید که همه را قانع کند.ما که مفاهیم انتزاعی داریم که بحث فرهنگ هم مطرح شد نباید خودمان را معطل و اذیت کنیم.باید به یک بیان مراد و منظور برسیم و قول دهیم تا آخر به آن مراد و منظور وفادار باشیم.ابن سینا در مفاهیم انضمامی می گفت:از من حد تام نخواهید.مفاهیمی که قابل اشاعه حسی هستند.اینقدر کار سختی بود.ما که با مفاهیم انتزاعی سر وکار داریم باید با بیان مراد و منظور جلو رویم.مثلا بگوییم در این نسخه ی 5 ساله ی فرهنگی منظورما  از فرهنگ  این است.و در آن برنامه 5 ساله به این مورد وفادار باشیم و بقیه مفاهیم انتزاعی به همین صورت.
خواهشی هم از جناب آقای عسگری دارم که دنبال رئیس و متولی برای فرهنگ نباشید.فرهنگ موزائیک است.هر کدام از ما و هر قسمت از نهادهایی که تشریف دارند و تشریف ندارند فقط می توانیم بخشی از این موزائیک باشیم.ملاتی که آن ها را با هم پر کند کیست؟ مردم هستند.اوج کار شهرداری یک قطعه بزرگتر می شود.اگر شهرداری کم کار کند این قطعه کوچکتر است.هکذا صداسیما و نهادهای دیگر.شما سعی کنید قطعه خودتان را بزرگتر کنید.بهتر کنید.اما اینکه خودتان می گویید 50 روحانی را نمی توان دور هم جمع کرد.چطور می شود این همه آدم با سلیقه های فرهنگی در شهری مثل اصفهان که همه هم مدعی هستند جمع کرد؟دنبال متولی فرهنگ نگردیم.خودمان کار خودمان را خوب انجام دهیم.چون واقعا ذهن و ضمیر ما را فرسایش می دهد.وقت و انرژی ما را می گیرد.به کار خودمان نمی رسیم.فرهنگ پروسه است.این قسمت را به عهده مردم بگذاریم.ملاتش را مردم پر کنند.و خودش جای خودش را پیدا کند.می شود تا حدی اتلاف وقت و موازی کاری ها را کم کرد.اما اینکه نهادی در اصفهان است که او متولی فرهنگ است و بقیه تابع او هیتند نیست.از شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفته تا پایین. خودمان را درگیر نکنیم.به کارهای اجرایی تر و عملیاتی تر برسیم.فعلا می گویم نا امیدی است.چون از شورای عالی انقلاب فرهنگی خیلی کدورت دارم.شاید روزی تز من شود اما امروز از موضع نا امیدی است.
نکته ی دیگر اینکه آقای قاسم زاده می گویند الگوی فرهنگی بدهید.ما الگوی فرهنگی نداریم.باید با آزمون و خطا به آن برسیم.آقای نواب گفتند:جامعه ی مدینة النبی.این جامعه ایرانی اسلامی نیست.فقط اسلامی یثربی است.الگوی ایرانی اسلامی متناسب با قرن 21 نداریم.به دنبال الگو نگردید.آهسته آهسته آزمون و خطا کنید.جلو روید و از آن متد شهید مطهری که گفتند بر اساس ملاک ها جلو رویم استفاده کنیم.و ملاک ها را از قرآن، سنت، اجتهاد و توجهی که باید بشود بگیریم.

سید علیرضا حسینی: در همه ادوار الگو داریم

در حقیقت این موزائیکی که آقای دکتر مطیع مثال زدند،به این صورت است.این موزائیک با تاویل اول شما باید هارمونی داشته باشد.یعنی پازل را هم تکمیل کند.من موزائیک را اینطور تاویل می کنم.یک کاروانسرا ست.که کف آن گلی بوده.و باران می آمده و گل بوده.کسی یک یک موزائیک گذاشته  جلو رفته  که حواسش باشد پایش را توی گل ها نگذارد.باید با صحبت دوم شما به این معتقد باشیم که ما باید صبر کنیم یک خیری پیدا شود .این موزائیک ها را این جا بچیند تا این شل و گل گم شود.این واقعا جای بحث دارد.این مدل مال زمان شاه است.در زمان شاه این تز قابل قبول است.اما الان با وجود حکومت، و شورای انقلاب فرهنگی و...چطور؟این ها باد هوا می رود.یعنی چیزی نمی ماند.ضمنا هر کسی موزائیک را از یک کارگاه می آورد.هارمونی و اندازه ها چطور تنظیم می شود؟ آقای دکتر بانکی نکته ای را مطرح کردند که خیلی جای بحث دارد.ایشان گفتند:مسئولین پاسخگو. من به منگولیسم اشاره کردم. ما یک سری مدیر میانه ی زیرک داریم و یک سری برنامه ریز فرهنگی در سطح بالا منگول .چرا؟ چون شما از چه کسی می توانید سوال کنید که چرا اینطور شد؟ هیچکس. این ها منگول هستند و آنها زیرک.پس ما به سیستم برنامه ریزی کشور بر می گردیم که منگولیسم در آن حاکم است و دلیلش همین است.
آقای قاسم زاده سوالی مطرح کردند که به من بگویید چه کسی و چه دوره ای؟ من صفویه را در بحث تمدن سازی می بینم.قاجاریه را در بحث اثبات شریعت به وسیله ی روحانیت می بینم.پهلوی اول را در بحث فروغی و مدل سازی که فروغی به عنوان پشتوانه رضاشاه مطرح کرد.پهلوی دوم را در بحث فرح و توانمندی می بینم.یک روز با آقای صفار این بحث را داشتیم که یک مرد مثل فرح در جمهوری اسلامی پیدا شود که این همه کار و برنامه ریزی کند،اگر به مهندسی فرهنگی معتقدیم.و در بحث انقلاب دفاع مقدس را می بینم.یعنی دفاع مقدس یک حرکت فرهنگی و فرهنگ سازی عظیمی بود که انجام شد و جلو رفت.خواهشم این است به این نکنه اذعان کنیم و از این تعارفات دست برداریم .اگر تمام سمینارهایی که تا کنون درباره مهندسی فرهنگی برگزار شده را بررسی کنید، روز اول و دوم وقت صرف بیان 180 تعریف فرهنگ شده.واقعا دست از این مزه ها برداریم.و چیزی که منجر به برنامه اجرایی شود ندیدم. اینکه حساس شدم ببینم آقای قاسم زاده چه کار کردند به این مولفه ها رسیدند جای بحث دارد.مولفه هایی که منجر به عمل شود، قابل اندازه گیری باشد تا بتوان تعریف کرد.یعنی ما به واسطه ی اینکه برنامه ریزان هوشیاری نداریم  مدیران میانی زیرکی داریم که فرار می کنند. چون نمی توانید از کسی بازخواست کنید که چرا وضعیت فرهنگ کشور اینگونه است.شورای عالی انقلاب فرهنگی که باید کار کند همیشه ساعتش را می بیند.تا می آید بحث به نتیجه برسد  باید برود به کار دیگری برسد.او دارد برای ما برنامه ر یزی می کند.پس مدیر باید زیرک باشد.خواهشم این است حداقل دوستانی که در شهر اصفهان کار می کنند این مباحث را بدانند.تمام مصاحبه های مدیران کل اشاد را ببینید.و حتی خود وزارت ارشاد.می گویند:ما در حوزه سیاست گذاری ،برنامه ریزی،این محورها کار می کنیم.آیا شما برنامه های حاج آقای ارزانی را اجرا نی کنید؟اصلا چنین کاری نمی کنند.پس آن ها شاه سلطان حسین هستند،برای خودشان رجز می خوانند شما هم برای خودتان کار می کنید.این واقعا شبیه طنز نیست؟ بیایید در اصفهان آن چیزی را که آقای قاسم زاده گفتند را به دنبالش برویم که چیست.

حجت الاسلام تیموری:اسلامی که لمس نشود بی فایده است

الان عصر دکترهاست.حوزه های علمیه حرف برای گفتن دارد.اما به آن ها خیلی میدانی داده نمی شود.نکته ی دیگری که می خواهم عرض کنم و ای کاش آقای سیدین هم حضور داشتند و می شنیدند این است که چرا ما همه چیز را از رهبری می خواهیم؟چند روز پیش تجمعی از گاوداران مقابل استانداری بود.که شعار می دادند رهبر انقلاب ما انقلابی هستیم و مشکل گاوداران را حل کنید.همه می خواهند به رهبر انقلاب نامه بنویسند که مشکل ما را حل کنید! ایشان در راس کار حرف را می زنند اما...به این صورت هم نباشد که اگر آن مدیر یا نهاد جلسه گرفت و در نهایت به جمع بندی نرسیدیم بی تفاوت باشیم.اگر واقعا ولایت را قبول دارم به عنوان یک ولایتی جلو می روم.این نباشد که همه چیز را از رهبری توقع داشته باشیم.ولایت کم کاری کند من باید کار کنم.در آن حد هم می خواهم بگویم. نکته ی دومی که بیشتر خطابم به آقای قاسم زاده است و شاید بخشی هم آقای نواب، این است که اگر عصر جدید از سال 42 به این طرف که کار فرهنگی منجر به انقلاب شد را حساب کنید 50 و چند سال گذشته.و به نظر من در کل تاریخ این 50 سال از همه مهمتر است.که آقای قاسم زاده گفتند کدام دوران مهمتر است.خروجی این است.دوستانی که انقلاب کردند و در راس انقلاب بودند باید پاسخگو باشند.من در آن موقع سنی نداشتم.اما الان به خروجی 50 ساله رسیدیم.خروجی کار این بوده که  از آن دفاع کنید یا قبول کنید.آقای قاسم زاده می گویند سی و چند سال است کار فرهنگی می کنم فاجعه است که ایشان بگویند به تعریف فرهنگ نرسیدم. در بین این بزرگواران فقط آقای دکتر بانکی در سطح کلان کار جدیدی انجام می دهند.اینکه ابتدا پژوهش می کنیم ،این حرفها را اسلام 1400 سال پیش گفته است.موقعی که آقای بقایی در فرهنگی شهروندی بودند برنامه ای بود که زباله ها ساعت 9 شب خارج از منزل گذاشته شود.اسلام می گوید : حق الناس.حق الناس را جا انداخت.منطقه فراخی را مومن و مسلمان بازگذاشت.حق الناس را تعریف کرد.بهشت و جهنم را بازگو کرد.و این جا باید خود فرد تشخیص دهد .ما در عنوان ها حق الناس را داریم.حق الناس در وزارت نفت، حوزه علمیه، خانه و...این سرفصل ها را ببینیم .ما این سرفصل ها را نداریم.
آخرین نکته ،داعش دو سال و چندی است فعالیت می کندآن ها یک سری اصول را گرفتند و فعالیت می کنند.دفتر راه اندازی می کنند به مردم زکات می دهند.فرهنگ اسلامی.ما دم از اسلام می زنیم .اسلامی که لمس نشود بی فایده است.یکی از وظایف فرهنگ این است که شعاری که می دهد برای مردم ملموس کند.شورای انقلاب اسلامی باید مروج تفکر انقلاب اسلامی باشد.الان کار شورای هماهنگی به تهیه بنر برای 22 بهمن و روز قدس محدود شده.ولی اینکه تفکر انقلابی را با برگزاری نشست ملموس کند انجام شده؟در تمام نشستهایی که برگزار می شود خبرنگار می رود و فقط گزارش کار داده می شود.هیچ وقت و هیچ کس خودش را نقد نمی کند.مدیران باید کرسی آزاد اندیشی نقد شدن خودشان را در سازمان های زیر مجموعه خودشان افزایش دهند.

حجت الاسلام مهدی گرجی:کمی از فضاهای روشنفکری بیرون بیاییم.

ما نه نا امیدیم و نه قائل به عدم تعریف برای فرهنگ هستیم.قائل به پلورالیزم و تکثرگرایی هم نیستیم.و معتقدیم مدینة النبی را نشناختیم که متاسفانه به صراحت می گوییم مدینة النبی امروز نمی تواند در جامعه ما مطرح شود.ما موزائیک هم نیستیم.قائل به اینکه موزائیک هایی که در کنار هم باید قرار بگیریم هم نیستیم.قائل به بحران جنسی در ده سال آینده هم برای اصفهان نیستیم.شاید در برخی گروه هایی که زیاد با شبکه های اجتماعی سرو کار دارند این اتفاق به وجود آمده باشد اما بحران اصفهان در ده سال آینده چیز دیگریست.کمی از فضاهای روشنفکری بیرون بیاییم.
ما معتقدیم دوره ی 5 ساله حکومت امیرالمومنین (ع) می تواند بهترین پایلوت و الگو برای کار فرهنگی برایمان باشد.بنده از روزی که می خواستم شروع کنم و با مردم صحبت کنم دیدم بهترین سنگر خانواده است.می توانم با خانواده از معاد،توحید، ولایت، حق الناس بگویم.لذا وارد مباحث خانوادگی شدم.یکی از تریبون هایی که به حمداله موفق هم بوده مباحث خانواده و اصلاح فکر مردم در مباحث خانواده بوده است.احساس کردیم انجمن های اولیا و مربیان تریبون های خوبی برای فرهنگسازی است.وارد این بخش شدیم.و سرمایه گذاری کردیم.معتقد بودیم رسانه بخش مهمی دارد.آرام آرام با رسانه همکاری کردیم.شاید از قدیمی ترین کارشناس های صداسیمای اصفهان یا برخی شبکه ها خود من هستم.به این نتیجه رسیدیم برخی مراکز حرف های کلیدی در استان دارند.با استانداری همراه شدیم.نقش مباحث تربیتی، اخلاقی و پدرانه با مسئولین اداره کننده استان را خیلی موثر دیدیم.امروز معتقدیم دارالقرآن می تواند با مردم حرف بزند.امروز 16 هزار قرآن آموز داریم.1250 دانشجوی قرآن در سراسر کشور داریم.1200 دانشآموز داریم.30 دفتر شهرستان برای ارتباط با مردم داریم.احساس کردیم در منطق شیعه نشین شیعه مورد هجوم قرار گرفته.مرکز فرهنگی را برای خدمت در مناطق محروم تاسیس کردیم.به این نقطه رسیدیم که وعاظ باید تفاهم کنند.جامعه ی وعاظ را تاسیس کردیم.با افتخار اعلام می کنم  الان به حمداله با نظر علمای بزرگ شهر جامعه وعاظ تاسیس شده و در مراحل اولیه کار تدوین اساسنامه است.احساس کردیم باید در کشور حرف داشته باشیم.در جامعه وعاظ و مبلغین برتر کشور حضور پیدا کردیم و احساس کردیم جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه قم می تواند یک پتانسیل قوی باشد.در بخش برنامه ریزی فکری و فرهنگی جامعه مدرسین ه دارای ایده هایی هستیم.به هر حال نا امید نیستیم و به صورت قوی انجام وظیفه می کنیم.بنده جمله ای که درباره بحران جنسی در ده سال دیگر اصفهان است را نمی پذیرم.معلوم می شود خیلی روشنفکرانه می اندیشید.هر چند قائل به این وضعیت اسف بار جنسی در بچه ها هستم.و بحران آینده ی اصفهان را چیز دیگری می دانم که الان نمی توانم در موردش صحبت کنم.باید کارشناسی شود.

ماهرالنقش:باید قطعا فرهنگ را تعریف کنیم

چیزی را که نتوان تعریف کرد نمی توان مدیریت کرد.اگر ندانیم فرهنگ چیست طبیعتا نمی توانیم مدیریت فرهنگ را هم انجام  دهیم. و باید قطعا فرهنگ را تعریف کنیم.کاری که دنیا انجام داده.و ما هنوز نتوانستیم به این دست پیدا کنیم.نکته دوم اینکه دوستان فرمودند به دنبال رئیس و متولی فرهنگ نباشیم به نظرم این عبارت مسئولانه ای نیست.یعنی اگر امروز در نظام جمهوری اسلامی حرف می زنیم که داعیه دار نظام سازی و صدور انقلاب برای دیگران است،باید حتما نظام فرهنگی،نظام سیاسی،نظام اقتصادی واجتماعی مان مشخص باشد.الگو شده باشد.برای خودمان آزمایش شده باشد.رفع عیوب شده باشد تا بتوانیم برای دیگران نشر دهیم.بنابراین به نظرم این بحث یک برخورد منفعلانه است.و ما باید کاملا وارد شویم.چنانچه امیرالمومنین فرمودند: " اوصیکما بالتقوه الله و نظم امرکم " یعنی نظم و نظام.و این جزء آخرین وصیتهای حضرت بود که به آن ها توجه کنیم.بحثی هم که فرمودند ملات این اجزا مردم هستند به این نقد دارم.اجزای فرهنگی مثل دانه ای تسبیح هستند.هر کدام در گوشه ای از این اتاق هستند.نتیجه مباحثی که شد می تواند این باشد و برسیم به اینکه ما یک تشتت و بلبشوئی در حوزه فرهنگ داریم.یک نخ تسبیح نیاز داریم که این ها را حول یک محور بیاورد.و به آن یک کارکرد مشخص بدهد.آن نخ تسبیح چیزی جز حوزه و نظام ولایت نیست.به نظرم ملات چسباننده ی اجزا به هم نظام ولایت است نه مردم.
نکته ی بعدی بحث حوزه های علمیه است.امروز حوزه های علمیه خود را متولی فرهنگ نمی دانند و نسبت به فرهنگ در یک جایگاه اپوزسیون قرار گرفته اند.آقایان عقب می نشینند و می گویند بروید انجام دهید اگر اشکال داشتید نقد می کنیم.اتفاقی که در این استان افتاد.لذا امروز وزیر ارشاد،وزیر آموزش و پرورش ، علوم،بهداشت،دانشگاه ا در شورای عالی انقلاب فرهنگی حضور دارند اما حوزه های علمیه هیچ نماینده ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی ندارند.اگر قرار است به تعبیر آقا این جا قرار گاه فرهنگی شود چرا حوزه ها حضور ندارند؟ امروز اگر بروید از حوزه های علمیه بپرسید که شما متولی فرهنگ هستید یا نه، حتما جواب منفی به شما می دهند.خودشان را متولی پاسخگو نمی دانند.که هم فرمان در دستش باشد هم پاسخگو باشد.مستحضرید بحث های مدیریتی ، آینده پژوهی و روند شناسی می کند.می گوید با این روندی که این نمودار پیش می رود اگر اینطور شود خروجی این است.آمار طلاق،مصرف شیشه،دسترسی به مشروبات الکلی که در شهرهای بزرگ امروز 17 دقیقه است.پوشش ماهواره ای 70 درصدی،سکس پارتی ها که در فاصله ای در همین شهر انجام می شود.باید مقداری اطلاعاتمان را بیشتر کنیم.دشمن صراحتا گفته که به دنبال انقلاب جنسی هستم که نه تنها در اصفهان بلکه در کل کشور انجام دهد.

امیرحسین بانکی پور: مقام معظم رهبری امام فرهنگی ما هستند

همانطور که خداوند به هر پیامبری که معجزه ای می داد مربوط به سلاح عصر بود،موهبتی هم که به رهبر انقلاب حضرت آیت اله خامنه ای داد در رابطه با همین سلاح عصر که مسایل فرهنگی است.یعنی ما از اینکه یک امام فرهنگی داریم غافل می شویم.و به جرات می توانم بگویم در عین اینکه بسیاری از ویژگی ها حضرت آقا خیلی کوچکتر از امام خمینی (ره) بودند اما در موضوع فرهنگی بزرگتر از حضرت امام و بزرگتر از بقیه شخصیت ها هستند.آقا هم فرهنگ را تعریف کردند، هم ابعاد فرهنگ را گفتند.اما عیب کارمان این است هرگاه می خواهیم کار فرهنگی کنیم دوباره می خواهیم چرخ را از نو اختراع کنیم.یعنی یک سال وقت می گذاریم که تعریف فرهنگ چیست و این خیلی بد است.بعد دو سال وقت بگذاریم برای شاخصه های فرهنگی.بعد که به جواب می رسیم دولت عوض شده .قصه عوض شده.برویم سراغ کار دیگری.به نظرم می رسد با توجه به اینکه فرمایشات آقا کاملا در عرصه فرهنگ روشن است. دوم شورای انقلاب فرهنگی با تمام ضعف هایی که دارد بالاخره نقشه مندسی کشور را می کشد و ما هر چه دور هم جمع شویم و نقشه ای برای شهرمان بکشیم هیچوقت نمی توانیم این نقشه ما کمتر از آن نقشه مورد ایراد قرار بگیرد.من معتقدم در عرصه ی فرهنگی که هستیم باید در دو سه ماه اول تکلیف را روشن کنیم.این نقشه ی فرهنگی،این هم صحبت های آقا.من به عنوان معاونت فرهنگی شهرداری، به عنوان آموزش و پرورش،این چند شاخصه یا تجلیات فرهنگی را بر عهده دارم.و شروع کنم روی این ها بحث کنم.سند نویسی و بیماری سند نویسی  به طوری که کلا از طول مدیریت ما 75-80 درصد صرف این می شود که می خواهیم چه کار کنیم.20درصد آخر هم برای اجرا باقی نمی ماند به نظرم بیماری است که خیلی از ما را تهدید می کند.
انتقادی هم از این جلسه دارم،ضمن اینکه تشکر می کنم و ترکیب خوبی دعوت شدند و کار خوب بود اما موضوع بحث باید قبلا کاملا ریز باشد.جزئی باشد.مصداقی باشد.مشکل واژه ی فرهنگ انضمامی یا انتزاعی بودن نیست.بالاتر از این است.بعضی مفاهیم ما جنبه ی عینی دارد که می تواند مادی یا معنوی باشد.برخی مفاهیم واقعا مابه اذاء خارجی ندارد.مفاهیمی ست که خودمان درست کردیم.واژه ایست که بشر ساخته.بشر ترکیبی از واژه هایی که ما به ازای عینی دارد را قرارداد بسته و نامش را فرهنگ گذاشته.برای همین به تعریف مشترک نمی رسیم.چون هر کسی می تواند این قرار داد را عقب جلو کند.به نظرم در این قضایا گیر نکنیم.اگر گیر نکردیم و مشخص کردیم این 4 موضوع را در دست کار داریم.بعد شاخص بندی کنیم و از نظر زمانی هم مدیریت کنیم ومثلا یک هشتم وقتمان را برای برنامه ریزی و مدل سازی بگذاریم خوب است.اگر تمام وقتمان  برای مدلسازی گذشت وقتی قرار است به اجرا برسد به نتیجه نمی رسد.

علی قاسم زاده:در حوزه فرهنگ فقط روزمرگی می کنیم

آقای دکتر بانکی ما در عین اینکه باید مساله مدار،مساله محور و موج گرا باشیم اما نباید منابع را اتلاف کنیم و نسبت به اتفاقات منفعل باشیم.اجازه بدهیم که آینده پدیدار شود بعد به دنبال مثلا داروی ایدز بگردیم.ما در حیطه ی کار خودمان حوزه ی فرهنگی در عین حال که بخش سازمان قرار شده که بی مهابا عملیات فرهنگی را انجام دهد و لحظه ای وقفه در کارش ایجاد نشده،از ان طرف یک تیم کوچک آقای ماهرالنقش با تعدادی از عزیزان را در خدمتشان هستیم.در کنار دوستانی که در صف می جنگند یک اتاق فکر تشکیل شده که تئوری فرهنگی را طراحی می کند.از نظر ارزش گذاری هر دو در جایگاه خودش مهم است.من به جد مدعی ام ما طی 37 در حوزه فرهنگ فقط روزمرگی می کنیم. خلاء تئوریک داریم. خلاء نظریه و الگو داریم.و بخشی هم شاید مقصر خودمان باشیم.که موج هایی ایجاد می کنیم که اذهان را از پرداختن به مبانی غافل می کنیم.به اتفاقات روز سرگرم می کنیم.اجازه دهید یک جا فارغ از این امواج و موج ها ریشه ای به موضوع پرداخته شود. ما الان بخشی از مدعیان حوزه ی فرهنگ شهر هستیم.ما در ابتدائیات نمی توانیم توافق کنیم.چون هر کسی تشخیص خودش را می دهد.کار خودش را می کند.من به فهم آقای مطیع به شدت انتقاد دارم.یک نگاه کاملا فرا مدرن به موضوعات است.نگاه پدیدار شناختی.اگر ما سروش را نقد می کنیم به شدت در فتوا از او تبعیت می کنیم.هر کس بر اساس فهم خودش از فرهنگ عمل کند یعنی چه آقای مطیع؟ ما اینجا جمع شدیم که به یک فهم مشترک برسیم.در راس مجردات وجود مقدس باری تعالی ست.ما هستی را می پذیریم.از چیستی هم چیزی می فهمیم.صفات ثبوتیه، صفات سلبیه به هر حال به یک نقطه ی تعبد و بندگی می رسیم.به قول آن بنده خدا به یک فهم رازآلود فردی و لحظه ای که نمی رسیم.این نشست ها اگر ادامه پیدا کند حداقل حسنش این است که فعالین حوزه فرهنگ به یک فهم مشترک ،زبان مشترک، نگاه مشترک دست پیدا می کنیم و خیر و برکت زیادی برای شهر دارد.پیشنهادم این است برای جلسه بعد جامعه را کوچکتر کنیم.نهادی تریم نهاد اجتماعی که خانواده است را ملاک قرار دهیم.آیا ما برای خانواده خودمان تز فرهنگی داریم یا نداریم؟مهندسی فرهنگی در حوزه خانواده داریم یا نداریم؟

احمد نواب: بهترین الگو دوران دفاع مقدس است

نکته ای را عرض کنم که در آخر فرمایشات آقای قاسم زاده هم بود.اینکه حضرت امام اشاره کردند که فرهنگ را افراد می سازند.اینکه ما بخواهیم فرهنگ را اصلاح کنیم تا انسان ها در آن تربیت شوند فکر می کنم معکوس حرکت کردن است.بهترین دورانی که می توان از آن الگو برداری کرد دوران دفاع مقدس است.نه فقط در جنگ همان دفاع مقدس در شهر ها هم اثرات خودش را داشت.ما بهترین دوره را داریم.علت این بود که افراد تربیت شده بودند.تربیت افراد باعث تعالی فرهنگ جامعه شد.درست است الگو نداشتیم اما تابلو داریم.همان صحبت آقای دکتر بانکی، تابلو،راهنما،دیده بان داریم.تمام مسایل فرهنگی را آقا تبیین کردند.باید بهتر به آن برسیم.اینکه در تقسیم بندی کار فرهنگی آیا بودجه یکسان است؟ بله تبلیغات اسلامی حوزه گرفته اما هیچ بودجه ای ندارد.سازمان تبلیغات اسلامی لوله کشی دارد ،آب ندارد.برخی جاها آب دارند لوله کشی ندارند.بودجه ندارند.این می شود کاریکاتور.در شهر کاریکاتور ساخته شده.تابلوهای فرهنگ شهروندی زیاد است اما تابلوی دینی نداریم.یک بعدی جلو نروید.
فضای شهر به سمت دو قطبی شدن می رود و این خطرناک است.گذشتگانمان زمان را دو قطبی کردند و شما میراث دار گذشته ی تلخی هستید که به همان مسیر می روید.الان در هفته ی نکوداشت اصفهان چه تیپ از شهروندان می آیند؟ هفته فیلم کودک مال چه کسانی است؟اینها یک طیف هستند.هفته ی دفاع مقدس و دهه فجر یک طیف دیگر.یعنی جامعه ما دو قطبی شده.یک زمانی مال آنهاست شهرداری برای آنها زحمت می کشد مذهبی ها،خانواده شهدا در آن جمع کمتر هستند.برعکس زمانی است که از ان طیف حضور ندارند.مکان ها دو قطبی شده.یک زمانی در مناسبت ها میدان امام پر از بچه های مذهبی است یک زمان دیگر که برویم ما احساس غربت می کنیم که این جا کجاست.تفاوت هایی که در در زمان و مکان ایجاد می کنیم جامعه را دو قطبی می کند و این اتفاق خطرناک است.

جواد مسعودی نیا:حوزه علمیه مسئول است

جناب آقای گرجی ما هیچ نیستیم.ما همه چیز را در کلام اهل بیت و قرآن می دانیم.و حوزه ی علمیه مسئول تفسیر قرآن و کلام اهل بیت است.جناب آقای تیموری چرا ما عبای خودمان را بالا می گیریم که نجس نشود.موضوع من منبری ها نیستند که مثلا منبری ها ما در عرصه فرهنگ چقدر مسئول هستند؟ که آقای گرجی هم بفرمایند رسانه،تلویزیون،و...هم هست.نه آقایان ما نیازمند سیاست گذار در عرصه ی فرهنگ هستیم.همان طور که مقام معظم رهبری گفتند:سیاست گذار باید حوزه علمیه باشد.عقب نشستیم.متاسفانه حوزه علمیه در حوزه فرهنگ سیاست گذاری نکرده.همانطور که در هیچ کدام از عرصه های زندگی ما سیاست گذاری نکرده.و جناب آقای گرجی نکته ای خدمتتان عرض کنم، لطفا آمارهایتان را نسبت به جمعیت ارائه کنید.16 هزار نفر نسبت به جمعیت کل کشور چند هزارم درصد است؟
در پایان دو جمله از آقای رحیم پور ازغدی عرض کنم."هیچ کار اساسی در هیچ شورای حکومتی انجام نمی شود.بلکه اگر قرار باشد کار اساسی در عرصه ی فرهنگ انجام شود باید در دانشگاه و حوزه علمیه رخ دهد.این 10-20 نفری که فرهنگ انقلاب اسلامی را ساخته اند این کارها را به تنهایی در خانه های خود یا زندان انجام دادند و راننده و کامپیوتر و فیش بردار نداشتند.ما به آدم های مستقر نیازداریم که گوشه ی حجره بنشینند و نظام نامه و سیاست های فرهنگ را تغییر دهند".

جعفر عسگری: ناموزون حرکت کردن منجر به کاریکاتوری شدن می شود

ناموزون حرکت کردن سیستم ها موجب آن فرمایش شهید مطهری یعنی انسان کاریکاتوری می شود.زن بی حجاب آیة الکرسی می خواند.در دعای عرفه شرکت می کند.و...رها بودن سیستم ها منجر به این ناموزونی می شود.آقا در بحث مهندسی فرهنگی اصلاح جهت گیری های غلط فرهنگی را تاکید می کنند.ما در اصفهان شورای فرهنگ عمومی داریم.مصوباتش را بررسی کنید.از دولت های قبلی تا الان.خود این مساله نشان می دهد ما چقدر دور زدیم و چقدر اتلاف سرمایه کردیم.خودش راهکاری برای آینده می شود.اگر وظایف سیستم ها که قانونمند هستند در قالب یک برنامه بروز پیدا کند و مطالبه ی به حق سیستم های غیر دولتی ایجاد شود فکر می کنم موثر است.نقد هم اگر منصفانه باشدو با شناخت نسبت به ان سیستم باشد خیلی موثر است.

عدنان زادهوش:مقابله با فرهنگ دشمن جهاد فرهنگی است

اگر واقعا خیلی سخت است برنامه ریزی کنیم و ببینیم که اولویت چیست مقام معظم رهبری در مورد جهاد دارند و بعد هم جهاد فرهنگی را توضیح می دهند.مقابله با فرهنگ دشمن جهاد فرهنگی است.ببینید دشمن در مسایل فرهنگی کشور و دنیا کجا سرمایه گذاری عمیق و اصلی کرده شما هم مقابلش را با اندیشه بزنید.ما حتی این مطالعه را هم نکردیم.چند تا از مقاله های صهیونیست ها را که در بحث فرهنگ اول شده بود نگاه می کردم.در این مورد بود که کار روی رسانه انجام شود.اکثر رسانه های دنیا دست صهیونیست هاست.حتی اکثر صنایع غذایی دنیا دست صهیونیست هاست.مشخص است که در این دو حوزه کار بزرگی می توان انجام داد.این ها را از دست ندهیم.جهاد فرهنگی مان را داشته باشیم و برنامه های دیگر را هم می توانیم انجام دهیم و جلو رویم.
 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :