شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 60717

نهادهای فرهنگی چطور می توانند معادباوری را نهادینه نمایند

نهادهای فرهنگی چطور می توانند معادباوری را نهادینه نمایند

معاد باوری یک اعتقادی است که تنها در ادیان ابراهیمی موجود است و ما در ادیان غیرابراهیمی مسأله معاد را به این شکل نداریم، به اضافه اینکه بعضی از مردم ملحد هستند و هیچ دینی را قبول ندارند آن ها نیز به طور طبیعی معاد را قبول ندارند، اما در ادیان ابراهیمی مسأله معاد به خوبی روشن شده و در بعضی از اینها مسائل به صورت جزئی و ریز آورده شده است.
چرا انسان فطرتاً خواهان این است که زنده بماند و میل به جاودانگی دارد؟ 
خداوند انسان را فطرتاً طوری آفریده است که دوست دارد نامیرا باشد، یعنی انسان دوست دارد که نابود نشود و اگر یک روز به انسان بگویند تو میرا هستی و نابود شدنی همین برای انسان باعث شکست روحی می شود، لذا انسان ها دوست دارند همیشه مانا باشند از یک طرف دیگر هم اگر خداوند یک میل فطری در انسان به ودیعه گذاشت از آن طرف اسباب ارضاء آن میل را نیز می گذارد، یعنی ما معتقدیم که نظام عالم یک نظام احسنی است، در نظام احسن اگر میلی فطری در انسان بود خدا بنابر حکمت خودش در انسان به ودیعه گذاشته بود حتما اسباب ارضاء آن را نیز در عالم هستی به نحو صحیحی قرار داده است. به خاطر حکمت خودش و همین یکی از دلایلی است که معادی وجود دارد و خدایی هست که آدمیان را مانا و ماندگار و جاودان می کند. هیچ کس هم نیست که بگوید من نمی خواهم مانا باشم مگر در لحظات خاص که از زندگی خسته می شود، عصبانی می شود و می گوید نمی خواهم زنده بمانم. 
در مورد معاد باوری یک توضیح اجمالی بفرمایید.
معاد باوری یک اعتقادی است که تنها در ادیان ابراهیمی موجود است و ما در ادیان غیرابراهیمی مسأله معاد را به این شکل نداریم، به اضافه اینکه بعضی از مردم ملحد هستند و هیچ دینی را قبول ندارند آن ها نیز به طور طبیعی معاد را قبول ندارند، اما در ادیان ابراهیمی مسأله معاد به خوبی روشن شده و در بعضی از اینها مسائل به صورت جزئی و ریز آورده شده است.
 
چطور می شود معاد باوری را در جامعه انسانی نهادینه کرد؟
معاد باوری در جامعه ای مثل جامعه  ایران ما نهادینه شده است، منتها ما باید این مفهوم را گسترش داده و تعمیق دهیم، تا انحرافاتی که در این قضیه است آنها اصلاح شود حالا ممکن است بگوییم بسیاری از مردم معاد را فراموش می کنند! این فرق دارد فراموشی معاد منافاتی با معادباوری ندارد، خیلی ها هستند که معادباورند ولی به دلایلی معاد را فراموش می کنند.
 
با توجه به اینکه ترس از جهنم از وقتی که بچه خوب و بد را تشخیص می دهد، ترس از جهنم و مردن همیشه همراهشان هست، این قضیه باعث می شود که هر چه به سمت نوجوانی و جوانی پیش بروند شاید این قضیه را به استهزاء بکشند، اون اعتقادی که شما می فرمایید که نهادینه شده است وجود ندارد؟ 
نه، اصل معاد را حتی همانان که موضوع را گاهی به استهزاء می کشند رد نمی کنند و منکر نیستند بلکه در یک مورد خاصی به نتیجه نرسیده اند، ولی این به معنای این نیست که منکر معاد هستند مثلا عذاب هایی که فرض کنید معاد هم با آنها تناسب دارد یکی از عذاب ها را منکر می شوند.
 
با توجه به اینکه معاد جزء اصول دین است و علما بر این باورند که اصول دین را خود افراد باید بهش برسند چون تقلیدی نیست، با این اوصاف شما فکر می کنید که گسترش و نهادینه کردن معادباوری به دست مسئولین است یا توسط افراد به صورت شخصی؟
ما به مسئولین فرهنگی دیگر چشم امیدی نداریم، فکر می کنم به فرمایش آقا که فرمودند: مردم خودشان باید به صورت خودجوش وارد صحنه شوند و کار فرهنگی انجام دهند، این جمله ناشی و ناظر به ناامیدی ایشان از مسئولین فرهنگی بوده است، ما باید خودمان بیاییم در میدان، ما یعنی مردم، من و شمایی که مسئولیتی جایی نداریم و مثل بقیه مردم هستیم و فوقش می توانیم چند مخاطب پای رسانه مان داشته باشیم و حرفمان را به گوش چند نفر برسانیم من معتقدم که خود مردم باید بیایند در صحنه و اصلا منتظر مسئولین فرهنگی به طور عام و به طور خاص نباشند و شروع به کار کنند که مسلماً تأثیرات خوبی را خواهد گذاشت، من تنها موردی که دیده ام که تلویزیون کار کرده است در این موضوع فیلم های ماه مبارک رمضان است که گاهی وقت های سریال های بیمزه ای هم از کار در می آید که مناسب هم نیست و اثر تربیتی خوبی ندارد و یکی دیگر هم برنامه سمت خداست که یکی از آقایان یک چند ماهی در مورد معاد صحبت کردند که انصافا هم خوب صحبت می کرد. ولی بقیه را ندیده ام حتی سخنران های ما در ایام محرم، ماه رمضان، فاطمیه اصلا در مورد معاد صحبت نمی کنند و من یاد یک جمله از علامه طباطبائی (ره) می افتم که می فرمایند: « معاد هنوز رزق معنوی مردم ما نشده است». در کتاب های دانشگاهیمان نیز چند صفحه آخر معارف1 به معاد اختصاص داده می شود که عموماً آخر ترم می شود و استاد نمی رسد درس بدهد و کلاً حذف می شود. یا اگر هم درس بدهد خیلی مختصر درس می دهد.حتی در کلاس های دینی ما نیز به معاد آنچنان که باید و شاید پرداخته نمی شود. 
 
منظور علامه طباطبائی از رزق معنوی چه بوده است؟ 
اکثر قریب به اتفاق مردم ما فرق «فوت» و «موت» را نمی دانند، یا خیلی ها وقتی کتاب آقای قوچانی سیاحت غرب را می خوانند فکر می کنند که آقا نجفی داستان بافی کرده است و آمده چند حدیث خوانده و بر اساس آن ها رمان نوشته است، نمی فهمند که اینها مکاشفات معنوی ایشان است و سیر و سلوک معنوی ایشان است که به این صورت درآمده، یا فرض بفرمایید هنوز اکثر مردم ما وقتی با پدیده مرگ روبرو می شوند نگاه هایی عامیانه دارند، عمق مرگ را نمی فهمند، کسی آمد پیش امام هادی(ع) و گفت: آقا من از مرگ می ترسم، حضرت فرمودند: می دانی چرا؟ تو هنوز مرگ را نمی شناسی برای همین است که از مرگ می ترسی. اکثر ما مصداق این حدیث هستیم. 
 
نقش تربیتی معاد در زندگی انسان ها چیست و یاد مرگ چه فواید و آثاری دارد؟ 
فواید عمومی مرگ برای همه پنج چیز است: اول آنکه آدمی را به موقت بودن زندگی این دنیا متوجه می کند و نشان می دهد که این دنیا محدود است چرا که مرگ یک واقعیت مستقل نیست بلکه مرگ از دست دادن زندگی این جهان است، حالا اثر این محدودیت این است که انسان قدر فرصت های خودش را بهتر می داند. دوم انسان از بسیاری از ظلم ها دست برمی دارد و این نه به خاطر ترس از بعد مرگ بلکه به خاطر خود مرگ است چون مظالمی که ما انجام می دهیم خیلی اوقات به خاطر مالکیت ماست و با توجه به اینکه مالکیت ها پویا هستند و نه پایا این انگیزه ما را در مالکیت کمتر می کند در نتیجه ظلم کمتر می کنیم. سوم ما آدمیان در پدیده مرگ همه با هم مساوی هستیم، اگر در هر جهتی با هم مساوی نباشیم، ولی در مرگ مساوی هستیم، یک حادثه یکسانی است که برای همه ما رخ می دهد پس در این قسمت نیز دست از مقایسه خودمان با دیگران بر می داریم و این احساس مساوات باعث همدلی و مؤدت می شود، چهارم یادآور ناماندگاری هر چیزی است، اعم از شادی ها و غم ها، که باعث می شود از سرخوردگی ناشی از خلود مصیبت ها و سرمستی ناشی از موفقیت ها مصون بمانیم. پنجم منجر به تسکین انسان می شود و تصور طغیان را در انسان کم می کند. 
 
اما فواید اختصاصی مرگ برای مؤمنین چه چیزهایی است؟ 
یاد مرگ برای مؤمنین چند خصوصیت دارد، با توجه به تفسیری که اسلام از مرگ دارد یک امر ناخوشایندی تلقی نمی شود بلکه آثار و برکات فراوانی دارد از این رو در احادیث و آیات به کرّات به ما توصیه کرده اند که زیاد به یاد مرگ باشید. توجه به توقف کوتاهی که ما در این دنیا داریم، درد و رنج ما را تسکین می دهد و موجب اشتیاق ما به کارهای اخروی می شود، از همه مهم تر یاد مرگ انسان را از خواب غفلت بیدار می کند و آتش هوای نفس را خاموش می کند، یک روایت داریم از پیامبر اکرم (ص) که می فرمایند: «هر کس روزی بیست بار یاد مرگ بکند بهشت بر او واجب می شود.» واقعا شاید برای بعضی سؤال بشود یعنی هیچ کار دیگری نکنند فقط همین؟ رازش را امام صادق(ع) در یک حدیثی می فرمایند: «می دانید چرا؟ چون یاد مرگ شهوات را می میراند، سرچشمه های غفلت را می بندد، قلب را به وعده های الهی مطمئن می کند، پرچم های هوا و هوس را در هم می کوبد و دنیا را تحقیر می کند.» 
 
یا امیر المؤمنین(ع) در جایی دیگر می فرمایند: دو چیز است که باعث همه بیماری های شماست پیروی از خواهش ها و شهوات و بلندی آرزوها. یاد مرگ بسیار خواص دارد، در نامه سی و یکم باز امام علی (ع) به فرزندشان می فرمایند: «نفس خود را به یاد مرگ ذلیل کن.» باز می فرمایند: «همین یک واعظ کافی است» اما متأسفانه باز به قول مولای سخن : «چقدر زیادند چیزهایی که می شود از آنها عبرت گرفت و چقدر کم هستند عبرت پذیران» شاید به خاطر این است که ما همیشه مرگ را برای همسایه می دانیم و می گوییم مرگ برای همسایه حق است. 
 
یاد معاد چه نقشی می تواند در زندگی ما داشته باشد؟ 
یاد معاد حداقل فایده ای که دارد این است که به انسان می فهماند که دنیا چقدر کوچک است اصلاً کفش کن تالار بزرگ عالم وجود است، دنیا در مقابل آخرت یک ریگی در مقابل یک بیابان است هر چه نگاه ما جامع تر باشد و جهان را از منظر وسیع تری نگاه کنیم همه جلوه ها برایمان زیباتر می شود و این زیبایی برای روح ما به شدت مورد نیاز است و ما باید آن را پیدا کرده و در این زمینه تأمل کنیم.
 
نقش خانواده ها در این زمینه چیست؟
خانواده ها نباید از بچگی مرگ را از فرزندانشان مخفی کنند، که بگویند بچه را نبریم قبرستان، یا فلانی مرده بچه را تشییع جنازه نبریم، هیچ اشکالی ندارد که بچه ها از همان کودکی بعد مخصوصا در دوران نوجوانی و جوانی که سرمستی و غرور خاصی به سراغشان می آید در این دوران بچه های ما باید زیاد به قبرستان بروند باید زیاد به یاد مرگ باشند، به مطالعه بپردازند و تشویق شوند مثلا کتاب آقای محمدی اشتهاردی، عالم برزخ در چند قدمی ما، کتاب های مفید را بخریم و تشویق شان کنیم به خواندن، مقداری باز رسانه ها باید فعال شوند. زیارت اهل قبور برویم. بنده در درس اندیشه اسلامی وقتی به قسمت معاد می رسیم برای درس مرگ بچه ها را می بریم قبرستان آنجا از نزدیک غسل و کفن و دفن میت را نگاه می کنند بعد قبرها را زیارت می کنند و بعد بهشان می گویم درست است که همه شما جوان هستید ولی یکی یک تکه کاغذ بردارید و بروید بین قبور بنشینید و وصیت نامه هایتان را بنویسید که برای بچه ها نیز خیلی ماندگار می شود. 
 
نهادهای فرهنگی چطور می توانند معادباوری را نهادینه نمایند؟ 
مراکز فرهنگی باید بچه هایشان را به زیارت اهل قبور و گلستان شهدا ببرند، تحقیق و مطالعه در مورد مرگ داشته باشند، یکدیگر را به یاد مرگ بیندازیم با خواندن دعاها و تذکرات شخصی و خواندن کتاب های بزرگانی مثل آقای دولابی. خواندن دعاهای معتبر از جمله دعای شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان اللهم ارزُقنَا التجافی عَنِ دارِ الغُرُور وَ الانِابَةَ اِلی دارالخُلُود و الاستِعداد لِلمَوتِ قَبلَ حُلُول الفَوت که از امام سجاد(ع) است و امام (ره) نیز می فرمودند: من به جوانان توصیه می کنم این دعا را در سجده های آخر نمازشان بخوانند. همچنین آموزش زندگی و حیات طیبه که بعد از موت تازه شروع می شود و همین است که حضرت عیسی (ع) فرمودند هرکس دوباره به دنیا نیاید وارد ملکوت آسمان و زمین نمی شود یعنی ممکن است انسان جسمش در دنیا باشد و ظاهراً زنده و لکن موت و حتی برزخ را هم طی کرده باشد و هنوز فوت نشده باشد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :