شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 60487

متن مناظره با موضوع ما و غرب

متن مناظره دکتر حسین مطیع

به گزارش خبرگزاری مهران آن لاین: بینش مطهر دوره ای است که برای شناخت بیشتر عموم جامعه چند سالی است در شهر اصفهان برگزار می گردد، این دوره که در شهریورماه معرفت پژوهان جدیدی را به مجموعه خود اضافه کرده بود، در همایشی مناظره ای دوره جدید خود را آغاز نمود. این مناظره که با حضور دکتر حسین مطیع، استادیار دانشگاه صنعتی اصفهان و دکتر مهدی نصیری از فعالان عرصه مطبوعات می باشد با موضوع ما و تمدن غرب؛ رفیق، رقیب یا دشمن انجام شد آنچه می خوانید خلاصه و اصل مناظره انجام شده می باشد. دکتر مهدی نصیری بدون شک یکی از مباحث فرهنگی عصر ما چیستی و ماهیت تمدن جدید و تمدن غرب است، که با عنوان مدرنیته یا تجدد در جامعه رو به گسترش می باشد، این تمدن بعد از گذشته 4 الی 5 قرن بعد از شکل گیری اش امروز به عنوان یک تمدن مسلط بر عالم مطرح است.
تقریبا بر روی کره زمین جایی نیست که آثار تمدن غرب در آن دیده نشود، سبک های زندگی متأثر از سبک های غربی است، امروز در عالم غربی زندگی می کنیم؛ آنچه برای ما به عنوان یک شیعه مهم است آن است که چه موضع و ایستایی را باید در مقابل این تمدن داشته باشیم؟ رقیب، دشمن یا رفیق؟ در اینجا دو جواب وجود دارد یک جواب رایج و مشهور و دیگری جواب غیر رایج و غیر مشهور؛ اما جواب مشهور و رایج چه می گوید؟ می گوید ما با این تمدن مشکل تام و تمام نداریم، با کلیت تمدن مشکلی نداریم، با فرهنگ و فلسفه ای که پشت آن خوابیده و پوچ گرایی موجود در ایدئولوژی که  زاییده این تمدن است مشکل داریم، با تکنولوژی ها و محصولات ابزاری و مدرن آن مشکلی نداریم بلکه آن را دستاورد و ابزار می دانیم بنابراین مشکل تمدن ربطی به  ابزارش ندارد می گویند علم غرب خنثی است و جهت ندارد ما این علم را می گیریم و به آن رنگ و جهت دینی می بخشیم

اما نگاه غیر مشهور و غیر رایج این است که هم با اساس تمدن غرب مشکل هست هم با علم و تکنولوژی آن، دیدگاه دوم می گوید فرض بگیریم اگر ائمه معصومین(ع) در عالم مبسوط الید بودند و حکومت دست اهل بیت بود آیا تمدن آنها نیز شبیه تمدن هم اکنون غرب بود؟ آیا ابزارها و علومش نیز همین بود؟ قطعاً نه!

بنده با نگاه دوم موافق هستم، البته برای آنکه مانع سوء تفاهم برداشته شود لازم به ذکر است که در دیدگاه دوم قائل به این نیستیم که علوم و تکنولوژی را کنار بگذاریم و با آن مقابله کنیم نه این کار نه مطلوب است و نه مقدور، ما در مسیری وارد شده ایم که اگر بخواهیم اینها را کنار بگذاریم در نظام معیشت و زندگی اخلال ایجاد می شود، ما سراغ علم و تکنولوژی می رویم مثل مسلح شدن به سلاح های مدرن برای دفاع از موجودیت خودمان نه به خاطر مطلوبیت ذاتی شان، بلکه به خاطر شرایط اضطرار به سراغشان می رویم. ما در عمل انجام شده قرار گرفته ایم که این اضطرار تا ظهور ادامه می یابد و حرکاتمان نیز اضطراری است.

حال ممکن است این سؤال برایتان پیش بیاید که این دو دیدگاه با هم چه تفاوتی کرد؟ تفاوتشان نظری و اعتقادی است تمدن غرب محصول تکامل بشری است که باعث احساس تحقیر در جوانان ما می شود، دیدگاه اول رد می شود چون باعث احساس عقب ماندگی و حقارت در جوانان و نسل بشر می شود.

دکتر حسین مطیع: فاکتورها و عناصری که ایران را ساخته است چهار دسته اند، در واقع می توان گفت تمدن ما معلول و مدیون چهار عنصر اسلام شیعی، اسلام سنی، تمدن غرب و ایرانی بودنمان است. که در این بین بیشترین سهم را از اسلام شیعی برده است. اگر بخواهیم یک درصد بندی داشته باشیم این طور می گوییم که 60 درصد تمدن ما معلول اسلام شیعه است ده درصد اسلام سنی است مثل اسلام مولوی، سعدی، غزالی و یا عطار که هر کدام نقش مؤثری در ساختن ایران داشته اند، ده درصد ایرانیت ما مؤثر بوده مثل آداب و رسوم نوروز، 20 درصد هم تمدن و فرهنگ غرب البته این درصد ها به طور میانگین است و ممکن درصد خطایی در آنها وجود داشته باشد.

بنده با این صحبت دکتر نصیری که فرمودند فرهنگ غرب همه جا نفوذ کرده است موافق هستم. اما در قبال تمدن غرب چهار موضع گرفته شده است 1. غرب پذیری که اصلا غلط است. 2. غرب گریزی. که فکر می کنم جناب دکتر نصیری جزء این دسته می باشند 3. غرب گزینی که بنده با این نظر موافق هستم 4. غرب گریزی که اینها طرفداران سنتی هستندکه می گویند اصلا چرا شما تمدن غرب را بزرگ می کنید شما عقاید خودتان را بگویید قال الصادق و قال الباقرتان را بگویید جوانان و مردم خودشان جذب شما می شوند و کاری به کار غرب نداشته باشید.

اما به نظر بنده باید غرب گزینی کرد، یعنی چه؟ یعنی این طور نیست که هر چیزی که از تمدن غرب می رسد فسق است و فجور است و کفر و الحاد! غرب یک سری تحولات و تکاملاتی داشته ولی نکته این است که اگر ما فرمایش دکتر نصیری را بپذیریم و از علم غرب به صورت اضطرار استفاده نماییم این می شود مصداق بارز اکل میت! به لحاظ تئوریک قبول ندارند اما عملی اش مباح است. ببنید دوستان حضرت امام(ره) فرمودند «جمهوری اسلامی» جمهوری اش را از کجا گرفتند؟ از دموکراسی غرب... تفکیک قوایی که ما داریم از تمدن غرب گرفته شده است اما، امام پذیرفتند و خبرنگان آن زمان نیز پذیرفتند.

ما وقتی می گوییم غرب گزینی به معنای این نیست که غرب سوپر مارکت است که وارد آن شویم سبد برداریم و سر هم غرفه ای که می رسیم گزینش کنیم، وقتی داریم می گوییم غرب گزینی را به راحتی نمی توان اجرایی کرد، در این موضوع ساده انگاری درست نیست.
این درست نیست که ما بگوییم ما نمی توانیم تمدن سازی کنیم پس باید تا ظهور امام زمان (عج) منتظر شویم، اینطور که دکتر نصیری می گویند و با این تفکر باید به حداقل زندگی اکتفا کنیم این تفکر که چون در شرایط اضطرار به سر می بریم تمدن سازی هم نکنیم درست نیست، ما برای تمدن سازی باید با تمام عناصر تمدن های جهان روبرو شویم باید پاسخ گو باشیم این یعنی تمدن سازی.

دکتر مهدی نصیری: وقتی می خواهیم چیزی را رد یا تأیید کنیم جزء نگری نباید بکنیم، سراغ تولی و تبری می رویم، مثلا معاویه مردود است ولی بعضی از عناصر بهشتی را داشته است، معاویه در مقابل امام علی(ع) مردود است پس مشخصاً مطرود است این نمی شود که ما بگوییم چون کار خوبی انجام می داده پس خوب بوده نه او جزء مطرودین است؛ یا امروز در برابر دین اسلام ما به سراغ دین مسیحیت نمی رویم، همین مسأله در برابر تمدن غرب هم هست، تمدن غرب به مثابه یک دین است، صرفاً تمدن ابزار نیست برای خودش اصول و فروع دارد، اخلاق دارد، نباید و باید دارد، بنیادش بر اومانیسم و انسان محوری است، می گویند ما نیازی به خدا و پیامبر نداریم و منکر خدا هستند، این تمدن نمره مردود می گیرد.

در مورد جمهوریت و تفکیک قوا هم که فرمودید به هر حال بزرگان با هم اختلاف نظر دارند و اینجا مباحث آزاد اندیشی است و باز هم تأکید می کنم که در عمل، اضطرار وجود دارد.تمدن طراز اسلامی بالای 80 درصد با موازین اسلامی در عصر غیبت ممکن نیست به وجود بیاید اگر هم اتفاق بیفتد زیر 50 درصد اتفاق می افتد و ما نباید شعار تمدن طراز اسلامی بدهیم.

دکتر حسین مطیع: مراحل ساخت تمدن به طور طبیعی چهار مرحله است، فرضیه سازی، نظریه پردازی (پاسخ به سؤالات) گفتمان سازی (توضیه و ترویج راه حال ها) و مکتب سازی که مدل کامل ارائه شود. انقلاب، نظام، دولت، جامعه و تمدن راه های رسیدن به ساخت تمدن است، ما در چهار مرحله اول موفق بوده ایم و با تأکیدات مقام معظم رهبری بر روی تمدن سازی هم باید کار کنیم. ما در مسأله تمدن سازی وظیفه ای که داریم بیشتر است توفیقات و امکانات ما بیشتر است بنابراین تلاشمان نیز باید بیشتر باشد.

تمدن غرب همه اش بد نیست و باطل، هیچ اشکالی ندارد که ما بخش هایی از آن را اخذ کنیم، مثل خودانتقادی، خرافه زدایی البته تا قبل از پست مدرن، سخت کوشی، جهانی اندیشیدن، ما فکر می کنیم چون پیشفرض های آنان باطل است هر چه می آید باطل است.

در نگاه تمدنی این نگاه غلط است و ما را به محجور بودن می رساند، ما در برابر غرب باید دیدگاه هضم، گزینش و یا ذوب داشته باشیم. هضم تعبیر شهید مطهری است که می فرمایند در برخورد تمدن اسلامی با یونان این اتفاق افتاد، به فرض مثال وقتی ما یک غذایی می خوریم در هضم غذا هزاران واکنش صورت می گیرد آنان که فایده دارند هضم و آنان که بی فایده اند و مضر دفع می شوند، ما در برخورد با فلسفه غرب باید اینگونه باشیم، نه این که از آن فرار کنیم. باید گرفت، شنید، پذیرفت، بلعید خوبش را استفاده کرد و بعدش را دفع کرد.

آیت الله مصباح در تعبیری دیگر می گویند باید مثل ذوب آهن رفتار کرد، برای به دست آوردن آهن خالص سنگ آهن تحت واکنش های مختلف قرار می گیرد تا یک سنگ آهن 100 کیلویی دو کیلو آهن خالص بدهد.. بنابراین بزرگان ما در برخورد با تمدن غرب نظرشان این است.
اسلام ایستگاه نیست، اسلام شرع است، شارع است، طریق است راه عبور است، در تمدن اسلامی از دیگران حرف های حسابی را می گیریم ولی با چارچوب خودمان ذوب می کنیم بنابراین ما قائل به این هستیم که هیچ تفکری خالی از خوبی نیست و این اقتضای تفکر اسلامی است که دستگاه ذوب و هضمش آنچنان قوی است که رو به رشد است و هیچ گاه توقف نخواهد داشت.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :