ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 27925

زيبايي، عنصر فراموش شده شهر ما

زيبايي، عنصر فراموش شده شهر ما


زيبايي، عنصر فراموش شده شهر ما

دکتر حسين مطيع

 

نخواهد رفت با دنياپرستان

به يک جو آب ما، زيباپرستان

اگر زيبايي را به توازن، هماهنگي، ملايمت و تناسب هر چيز در کمال مطلوب تعريف کنيم، بدون شک زيبايي امري فطري و شناخت آن، علاقه به آن و تحقق آن ديني خواهد بود. تا بدانجا که از دهليزهاي زيبايي ها طبيعت عبور کنيم و با فهم لذت زيبايي به زيباي مطلق عالم برسيم.

ما نيامده ايم که در اين شهر «زنده» باشيم، بلکه آمده ايم «زندگي کنيم» و زنده بودن با زندگي کردن تفاوت بسيار دارد، زنده بودن حرکتي افقي است از زايشگاه تا قبرستان ولي زندگي کردن حرکتي عمودي است از فرش تا عرش و از خاک تا افلاک.

يکي از مقومات و علائم زندگي کردن، زيبايي بيني ، زيبايي خواهي، زيبايي گرايي و زيبايي زيستي است که سه ساحت شناخت، گرايش و رفتار را در بر مي گيرد.

اگر اين مقدمه مهم را به اين اصل ديگر اضافه کنيم که شهر موجودي زنده است و مثل يک ارگانيسم فعال، بافت تاريخي، محيط زيست ، حمل و نقل، معماري و روابط انساني و .... آن در يک تعامل و کنش و واکنش با يکديگر در جريان هستند، آنگاه به اين نتيجه قطعي مي رسيم که زيبايي امري تفنني نيست. زيبابي شهر مثل هواي خوب و سالم ضروري است و همانطور که شهر از آلودگي هوا و آب و خاک رنج مي برد، از آلودگي صوتي و حتي تصويري هم عذاب مي کشد! زيبايي باعث آرامش روحي و امنيت معنوي مردم يک شهر مي شود و شهري که زيبا نيست – با تفسير جامعي که زيبايي دارد – بي گفت و گو اسلامي و ديني هم نيست. شهر اسلامي بايد چشم نواز، روح نواز، دل نواز باشد و اين امر راهبردي در بيانات رهبر فرزانه انقلاب آمده است:

«زيباسازي در اينجا يک امر تجملاتي محض نيست، ... زيباسازي در روحيه ، اعصاب، فکر و نگاه مردم و در نتيجه در عمل آنها تأثير مي گذارد».

ايشان ضمن اينکه با ديدگاه کساني که زيبايي را امري تجملاتي مي دانند مخالفت کرده بر آثار مفيدآن تأکيد کرده و مي افزايند:

«وقتي يک نماي شهري متوازن و زيباست و شهروند از آنجا عبور مي کند، اعصابش آرامش و حالت مطبوع پيدا مي کند و اگر معلم، کارمند اداري، کاسب يا عالم باشد، درکارکرد و معاشرت او اثر
مي گذارد، بنابراين زيباسازي به معناي اين نيست که مي خواهيم يک کار تجملاتي انجام بدهيم که بعضي بگويند حالا اين هدراست، نه، اين يک کار اصلي است».

سپس با تشبيه سلامت روح انسان به سلامت جسم او به اين نکته دقيق توجه مي کنند که :

 «زيباسازي مثل سالم سازي مزاج مردم است و به معناي سالم سازي اعصاب مردم است. چشم نواز بودن، روح نواز بودن ، دل نشين بودن در ساختن شهر يک معيار است»

 و بدون شک بزرگترين دشمن زيبايي، همان آلودگي هاي بصري و زشتي هاي تصويري است که از جمله آن مي توان عدم نظافت شهر، نبودن هماهنگي و هارموني در مبلمان شهري ، استفاده بي رويه از نماهاي بتوني به جاي نماهاي زيباي کاشيکاري فيروزه اي ولاجوردي، وجودزاويه هاي تيز و خشن در ساختمانهاي جديد، استفاده غيرعلمي از ساختمان سازي بي قواره مدرن و پست مدرن، استفاده از تابلوهاي تبليغاتي بي سليقه و ... را نام برد.

اين يادداشت کوتاه را با اين يادآوري بلند خاتمه مي دهم که اصفهان روزي شهر گنبدهاي فيروزه اي بود، دوره اي باغ شهري بود که در وسط آن عمارت و ابنيه اي ساختند، روزي شهر عالمان و فيلسوفان گشت ، روزي شهر شهيدان شد و بعد شهر صنعتگران و دانشمندان فناوري هاي نوين، اما ديگر وقت آن رسيده است که همه آن اندوخته ها و ذخيره ها را با هم ترکيب کرد تا بتوان تمدن جديد اسلامي براي معرفي سبک زندگي در قرن جديد را به بشريت نشان داد، اصفهان اين توان بالقوه را دارد.

 

                                                                                                به اميد آن روز

 

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :