شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 26012

استاد معارف، بايد مدرنيته را بشناسد!

لطفاً ارزيابي خود را از وضعيت فعلي گروه‌هاي معارف اسلامي دانشگاه‌ها، بفرماييد.

به نظر من گروه‌هاي معارف اسلامي در مجموع موفق بوده‌اند؛ و هم اكنون يك سري از نيازهاي هميشگي و كنوني جوان‌هاي ما را جواب مي‌‌دهند. يك سري نيازها هست كه من به آنها مي‌گويم «رازهاي وجود انسان» و «سئوالات بنيادين وجود انسان» كه هر انساني از اين لحاظ كه انسان است اين‌ها را دارد. خوشبختانه گروه‌هاي معارف اسلامي تا حدودي در پاسخگويي به اين سئوالات موفق بوده و بعضي از نيازهاي معنوي و اخلاقي را پاسخگو بوده‌اند و براي پاسخ به ابهامات و شبهه‌زدايي، جلوگيري از يك سري انحرافات خيلي خوب عمل كرده‌اند. در مجموع گروه‌هاي معارف اسلامي با امكاناتي كه دارند به نظر من عملكردشان مثبت بوده است.

بايد‌ها و نبايدهايي كه اين گروه‌ها بايد رعايت كنند و چالش‌ها يا فرصت‌هايي كه پيش روي آنهاست چيست؟

گروه‌هاي معارف اسلامي چند نكته را بايد رعايت كنند: به عنوان نمونه كسي‌كه در دانشگاه، معارف اسلامي تدريس مي‌كند بايد متوجه باشد كه در دانشگاه درس مي‌دهد؛ يعني در بازار يا پادگان يا مسجد محلّه نيست، پس اين استاد بايد متوجه مخاطبش باشد. ما دو مواجهه بزرگ با مدرنيته داشته‌ايم. اولين مواجهه از دريچه رسانه است كه خيلي عام و سطحي است و بحث ما نيست. دومين مواجهه ما با مدرنيته از پنجره دانشگاه است كه عميق و البته خاص است. ما بايد حواسمان باشد يك روحاني يا استاد معارف اسلامي دانشگاه، جايي تدريس مي‌كند كه عميق‌ترين پنجرة ممكن در جامعه ما به سوي مدرنيته آنجا باز شده است. روحاني و استاد معارف اسلامي بايد مدرنيته را بشناسد. اكثر دانشجوهاي ما ناخودآگاه سكولار مي‌شوند؛ نه اينكه تعمدي در كار است بلكه به خاطر محتواي دروس و سابقه دانشگاه‌هاي كشور بسياري از آنها در رشته‌هاي مهندسي و پزشكي، پوزيتيويسم مي‌شوند. شايد بيش از نيمي از دانشجويان و اساتيد ما اگر بفهمند چه خوانده‌اند و اگر عمق مطالبي كه خوانده‌اند را فهميده باشند، بايد سكولار يا ليبرال مي‌شدند! اين يعني استاد معارف اسلامي بايد بداند چه و كجا تدريس مي‌كند.

يعني شما مي‌گوييد كه استاد معارف اسلامي بايد به جاي قرآن و روايات و آموزه‌هاي اسلامي، اولويت را به تدريس «سكولاريسم» بدهد؟

نه من چنين حرفي نمي‌‌زنم؛ ولي مي‌گويم استاد معارف اسلامي وقتي كه سكولاريسم را خوب بشناسد، قال الصادق و قال الباقرش را متناسب با مخاطب و فضا انتخاب مي‌كند. شما بايد بدانيد كه براي چه كسي حرف مي‌زنيد؛ براي كسي كه در ترم دو واحد معارف اسلامي با هجده واحد ديگر درس‌هاي سكولار دارد. پس بايد مراقب اين مسأله باشيم. بايد قال الصادقي كه انتخاب مي‌كند متناسب با مخاطبش باشد. دانشگاه، كارخانه و پادگان و بازار نيست. يعني در محتوا بفهميم كه مخاطب ذهنش سكولار است و من بايد آيه‌اي را انتخاب كنم كه پاسخگوي احتمال انحراف فكري او باشد. استاد معارف بايد مخاطب شناسي علمي داشته باشد. من نمي‌‌گويم كه استاد معارف اسلامي بگويد سكولاريسم و ليبراليسم چيست؛ بلكه مي‌گويم همان قال الصادق را بگو اما نه قال الصادقي كه در بازار و مسجد مي‌گفتي بلكه قال الصادقي كه براي پاسخ به شبهات سكولاريسم و ليبراليسم متناسب باشد؛ هرچند كه ممكن است اصلاً اسم سكولاريسم و ليبراليسم را به زبان نياورد. استاد معارف اسلامي بايد حتماً به غرب‌شناسي و مدرنيته آگاه باشد و مدرنيته و زواياي آن را بشناسد تا بتواند جوابگوي پرسش‌هاي زمان ما باشد.

آيا در اين باره توانمندسازي اساتيد دروس معارف اسلامي، تأثيرگذار است؟

بله دوره‌هاي معرفت افزايي كه نهاد نمايندگي براي اساتيد مي‌گذارد، بسيار تأثيرگذار است. مشكل ما در دانشگاه اين است كه اساتيد معارف اسلامي مدرنيته را نشناخته‌اند و متوجه فضايشان نيستند لذا دانشجو چندين سال خدمت اينها درس مي‌خواند و بعد كه فارغ التحصيل شد مي‌بينيم كه سكولار شده است! چون 140 واحدي كه دانشجو پاس مي‌كند 20 واحدش عمومي است و متأسفانه 120 واحد باقيمانده اكثراً بر مبناي مكتب سكولاريسم است. لذا بايد آموزش‌هاي معارف اسلامي ما با نيازهاي جوانان هماهنگ باشد.

دومين نكته‌اي كه بايد رعايت كنيم اين است كه از آموزش مذهب ظاهر پرهيز كنيم؛ به عنوان مثال مذهبي كه بعضي از مداحان- البته نه همه آنان- مروج آن هستند را مي‌توان مذهب ظاهر ناميد. توصيه بنده به عدم آموزش مذهب ظاهر، به اين معناست كه اگر من در دانشگاه درسي مي‌دهم كه دانشجوها از من خيلي فاصله گرفتند، شايد درس‌ها و آموزش‌هاي من متناسب با آن‌ها نبوده است. پس توپ را اول در زمين خودم بياندازم چون شايد من مقصر بوده باشم، شايد من محتواي خوبي را براي آن جوان‌هاي پاك انتخاب نكردم. من هميشه اول خودم را مقصر بدانم تا بتوانم در ذهن و قلب دانشجو تأثير بگذارم. اگر آموزش‌هاي ما كليشه‌اي شد آن وقت در مذهب ظاهري، گير مي‌كنيم و نمي‌‌توانيم حقيقت مذهب را به دانشجوها بچشانيم.

در همين راستا بايد عرض كنم كه اگر به چيزي اعتقاد نداريم، هر چند در منابع ما هم آمده باشد، نبايد بگوييم. به عنوان مثال، من خودم، مباحث كتاب «اسرار‌الصلاة» را نفهميدم، اگر هم در كتاب معارف باشد، آن را نمي‌گويم! در كتابي هم كه نوشتم (انديشه اسلامي 1) مباحث «اسرار‌الصلاة» را نياوردم و در مقدمه كتابم هم اعتراف كرده‌ام چون اين موضوع براي خودم حل نشده، نياورده‌ام.

نكته ديگر اينكه اساتيدمان بايد راجع به آينده‌پژوهي بحث كنند. سير عمومي دين‌گرايي يا تعامل مردم و معارف اسلامي ديني چه خواهد بود؟ در آينده پژوهي مي‌شود بحث‌هاي زيادي كرد كه همه‌اش شيرين است؛ يعني ما بايد آينده را زودتر رصد كنيم و متناسب با آينده برنامه‌ريزي كنيم. من پيشنهاد كوچكي دارم و آن اينكه ما براي قشري كار مي‌كنيم كه من اسمش را «طبقه متوسط جديد» مي‌گذارم. قشري كه در جامعه ما به لحاظ جامعه شناسي قابل بررسي است و پايگاه اجتماعي‌اش در حال گسترش مي‌باشد و فكر مي‌كنم اكثر اين قشر فارغ التحصيلان دانشگاه‌ها هستند؛ همان كساني‌كه دانشجوي ما بوده‌اند و بعد مي‌آيند در جامعه و آهسته آهسته احراز هويت مي‌كنند. به عنوان پيشنهاد در ميان مصاديق زياد آينده‌پژوهي، فكر مي‌كنم موضوع خوبي است و خيلي مهم است اگر ما اين طبقه را نشناسيم از بخش مهمي از جامعه غافل شده‌ايم چون برنامه ريزي ما متناسب با گروه هدف نخواهد بود.

از تجربه‌هاي موفق خود در گروه معارف دانشگاه صنعتي اصفهان بگوييد؟

ما در مركز معارف اسلامي دانشگاه صنعتي اصفهان پنج ابتكار داشته‌ايم:

اول، سلسله نشست‌هايي بود كه از سال 87 تحت عنوان «ميناي معرفت» شروع كرديم و تاكنون 13 برنامه و نشست علمي با حضور اساتيدي مثل آقاي دكتر ابراهيمي ديناني با موضوع عقل و عشق، با حضور دكتر گلشني با موضوع علم و سكولار و با حضور دكتر احمد احمدي عضو شوراي انقلاب فرهنگي، با موضوع دين و علم و دكتر خسرو پناه با موضوع ولايت فقيه، خانم دكتر فردوسي با موضوع ازدواج، و موضوعات ديگر برگزار شده و مورد توجه اساتيد، دانشجويان، مسئولين و كاركنان قرار گرفته است. معمولاً ما ترمي يك يا دو بار اين نشست‌ها كه عمومي است و خيلي پربار هم هست را داريم. مجري و كارشناس برنامه هم از اساتيد خودمان هستند و اين جلسه در فضاي علمي بالايي برگزار مي‌شود.

دوم، اينكه دوفصلنامه علمي تخصصي «ميناي معرفت» هست كه بحمدالله تاكنون 4 شماره‌اش منتشر شده و به زودي علمي - ترويجي خواهد شد. اين دوفصلنامه هم اولين كاري است كه در دانشگاه صنعتي صورت گرفته يعني هيچ گروه معارف اسلامي دانشگاه صنعتي‌اي تاكنون مجله علمي تخصصي نداشته است. ما اولين گروهي هستيم كه اين كار را انجام مي‌دهيم و بحمدالله مقالات اساتيد را چاپ مي‌كنيم. مقالات دانشجويان دكتري در مقاطع مدرسي معارف اسلامي را هم مي‌پذيريم و سعي ما بر اين است كه مقالاتشان را زودتر داوري كنيم تا بتوانند زودتر هم دفاع كنند.

سوم، اينكه ما مبتكر اولين «انجمن علمي دانشجويي معارف اسلامي» كل كشور هستيم. دانشگاه‌هاي ديگر بعد از ما شروع كردند و از آيين نامه ما اقتباس نمودند و متناسب با دانشگاه خودشان، آن را بومي كردند. بحمدالله انجمن علمي نسبتاً فعالي است البته با آن ايده‌آلي كه ما داريم، هنوز فاصله دارد.

چهارم، اينكه در بعضي از درس‌ها، فضاي كلاس را مي‌شكنيم. مثلاً در درس تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي دانشجوها را به مسجد جامع اصفهان كه كلكسيوني از معماري اسلامي است مي‌بريم تا جلسه‌اي كه قرار است راجع به تاريخچه معماري اسلامي صحبت بشود در آنجا برگزار ‌شود؛ به اين صورت كه كارشناسي را دعوت مي‌كنيم و از او خواهش مي‌كنيم كه راجع به معماري مسجد براي دانشجوها توضيح بدهد، زيرا مسجد جامع از هر دوره اسلامي خاطره‌اي دارد. يا مثلاً در درس انقلاب، وقتي به درس مشروطه مي‌رسيم دانشجوها را به خانة مشروطه اصفهان كه تقريباً موزة علمي است مي‌بريم؛ يا براي درس مرگ كه اولين درس معاد است دانشجوها را به امامزاده مي‌بريم كه زيارتي كنيم و بعد راجع به مرگ صحبت‌هايي داشته باشيم، بعد مي‌رويم غسالخانه و راجع به نماز ميت و روش دفن و كفن صحبت مي‌كنيم و بعد به آن‌ها كاغذي مي‌دهيم كه بروند بين قبرها بنشينند و وصيت نامه خودشان را بنويسند؛ اين درس مرگ ما است. وقتي كه دانشجوها فارغ‌التحصيل هم بشوند اين جلسه، يادشان مي‌ماند.

پنجم، اينكه طبق فرمايشات مقام معظم رهبري كه تابستان گذشته فرمودند ما سير مطالعاتي مي‌خواهيم، چهار سير مطالعاتي معارف اسلامي تعريف كرده‌ايم كه آن را بر روي صفحه اصلي پايگاه مجازيمان هم گذاشتيم: 1. سير فشرده كه حدود 13 كتاب است؛ 2. سير مختصر كه حدود 30 كتاب است؛ 3. سير متوسط معارف اسلامي كه حدود 100 كتاب است؛ و 4. سير مفصل كه حدود 200-300 كتاب با موضوعات ريز است. تقريباً شش ماه در اين سيرها كار شد. سير چهارممان خيلي دقيق است. دفاع مقدس را ريز كرديم به خاطرات رزمنده‌ها، خاطرات عراقي‌ها، خاطرات مادران شهدا و... . فكر مي‌كنم اينها براي اولين بار در كشور شكل گرفته است.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :