شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 219734

جناح چپ اصلاح طلب می شود!

چرخش بزرگ تاریخ انقلاب

تصور کنید که به شما خبری می رسد که یک نفر گردش فکری کرده و مواضع او عوض شده شاید خیلی تعجب نکنید، طبیعی است و زیاد این اتفاق در طول تاریخ افتاده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
تصور کنید که به شما خبری می رسد که یک نفر گردش فکری کرده و مواضع او عوض شده شاید خیلی تعجب نکنید، طبیعی است و زیاد این اتفاق در طول تاریخ افتاده است.
حال تصور کنید که به شما خبری می رسد که یک گروه یا سازمان کوچک گردش فکری کرده و مواضع آنها عوض شده. احتمالاً کمی تعجب کنید چون معمولاً تغییر نظرات یک گروه کم و نادر رخ می دهد و آنها به راحتی نمی توانند همدیگر را اقناع کرده و اجماع بدست آورند، اما باز هم محتمل است البته با ریزشها و هزینه ها و ... (مثل تغییر مواضع خونبار سازمان مجاهدین خلق در سال 54)
حال تصور کنید که به شما خبر می رسد که یک حزب گردش فکری کرده و مواضع آن عوض شده؟ احتمالاً خیلی تعجب کنید، چطور ممکن است یک حزب که دارای آرمان، مرامنامه، اساسنامه، مانیفست رسمی و غیره است. در یک حرکت گردشی فکر می کند چقدر جراحی و ریزش و تنش می خواهد تقریباً احتمال آن خیلی کم است.
حال تصور کنید که خبر برسد یک جناح بزرگ که مرکب از 15 حزب رسمی است تغییر فکری کرده و مواضع آنها در عرض چند سال عوض شده! آیا باورمی کنید؟ حق هم دارید. باور کردن آن خیلی سخت است، چطور ممکن است که یک جناح که نیمی از بدنه سیاسی یک مملکت بزرگ است و خودش مرکب از احزاب رسمی و ریشه دار و سابقه دار و دارای مرامنامه و اساسنامه و ... است، همه با هم در عرض چند سال چرخش کنند و مثلاً از چپ به راست تغییر موضع بدهند!؟
 ولی شگفتی اینجاست. این اتفاق آخری در ایران سال 76 رخ داده است. جریان چپ که با شعارهای تند انقلابی توانسته بود دهه 60 و در مملکت حکومت کند و پیش از پیش از همه خود را به امام خمینی (ره) منسوب کنند و ... اجماع حدود 15 حزب را به دست آورده بود در چرخش عظیم و بی سابقه به راست افراطی تبدیل شد! این جریان در بردارنده احزاب و گروههای زیر بود :
مجمع روحانیون مبارز
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی،
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم،
 خانه کارگر،
 حزب اسلامی کار،
دفتر تحکیم وحدت،
 انجمن اسلامی پزشکان،
 انجمن اسلامی معلمان،
انجمن اسلامی مدرسین،
 جمعیت زنان انقلاب اسلامی،
 نهضت زنان مبارز،
 انجمن اسلامی دانشجویان اروپا،
 انجمن اسلامی فارغ التحصیلان شبه قاره هند
و شعارهای چپ گرایانه انان در دهه 60 و اوایل دهه 70 مشهور بود :
انقلابی، رادیکال، ضد آمریکا و اسرائیل، طرفدار ولایت مطلقه فقیه
طرفدار اقتصاد بسته و دولتی، تأکید بر خط امام (ره) مبارزه با اسلام آمریکایی ، طرح مسأله جنگ فقر و غنا و مبارزه با شکاف طبقاتی، مخالفت با لیبرالیسم و لیبرالها، طرفدار صدور انقلاب، نفی هرگونه رابطه و مذاکره با آمریکا، تأکید بر استقلال سیاسی و اقتصادی؛ دفاع از سیستم کوپنی و سهمیه بندی کالایی برای اقشار مستضعف را می توان نام برد.
روزنامه سلام و نشریه بیان به عنوان بلند گوی مطبوعاتی این جریان شناخته می شد. اما این جریان در چرخش عظیم و بی سابقه و با حمایت همه احزاب و اکثر سران خود به جریانی تبدیل شد که از راست هم افراطی تر شد. و به راست افراطی (اصلاح طلبان) لقب گرفت. در این دگردیسی بی سابقه، این جناح سرمدار جریانی شد که خواهان مذاکره و رابطه با آمریکا شد، طرفدار دولت حداقلی ، بخش خصوصی، طرفدار اقتصاد بازار آزاد شد. طرفدار سکولاریسم دینی و سیاسی شدند، که اولویت توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی را مطرح کردند. دیگر سخنی از جلد 21 صحیفه نور نبود- هرچند عکس و اسم امام خمینی (ره) همیشه زینت افزاست- به سوی جذب مخاطب از طبقات متوسط و مرفه آمده و حتی اسم مستعضفین را به اقشار آسیب پذیر تبدیل کرد و آنها را کم کم از یاد برد، و حمایت شدید از آزادی بیان و تسامح در محصولات فرهنگی راخواست، طرفداری از ولایت فقیه را مشروط کرد، و دم از صدور انقلاب نمی زد. حامی تکنوکراسی و طرفدار درهای باز شد و استقلال را در ارتباط با اقتصاد جهانی و نظم نوین آن تعریف کرد و اهتمام به جمهوریت به جای اسلامیت، طرفداری از دین حداقلی و ... از شاخصه های اصلی فکر این گروه شد.
طرفه آنکه در این دگردیسی فقط چند نفر از چهره های درجه دوم این جناح همراهی نکردند: رحیمیان، سید حمید روحانی، مظفر، و ....
اما همه بزرگان و مشاهیر آن همراه بود و این افکار را تأیید کرده و یا لااقل سکوت کردند. جامعه ایرانی هم واکنش تعجب برانگیز و بهت آوری نسبت به این چرخشها نداشت و خود این افراد و احزاب و روزنامه ها و نشریات آنها هم گویا نمی فهمیدند یا نمی خواستند قبول کنند که در حال چرخش 180 درجه ای هستند!.
و به قول ظریفی در ایران دهه 80 دیگر جناح چپ وجود نداشت و فقط دو جناح راست و متعادل و افراطی، در سر قدرت با هم رقابت می کنند با عناوین اصولگرا و اصلاح طلب.
 حال سؤال اصلی این است که علت این چرخش بزرگ و بی سابقه چیست:
1-    ارتحال امام راحل به عنوان تئورسین اصلی این جناح
2-    وجود جریان چپ مدرن که به عنوان کاتالیزوری برای عبور به سوی اصلاحات بود (مثل نشریه عصر ما و ....)
3-    شکست کمونیست های جهان و فروپاشی شوروی هزیمت جناح چپ ایران را هم به دنبال داشت.
4-    نفوذ تحصیل کردگان غرب زده و آمریکا و اروپا در بدنه فکری این جریان
5-    عدم تقوای سیاسی گروهی و جمعی
6-    عدم اعتقاد واقعی به خط امام و استفاده شعاری ابزاری از افکار امام در دهه 60 برای رسیدن به قدرت
7-    اعتقاد به شخص کاریزمای امام به عنوان ولی فقیه و نه اعتقاد به اصل ولایت فقیه
ولی همه این حدس و گمانها، شاید نتواند این سؤال مهم را جواب دهد. و لازم است که در طی مقالات، کنفرانسها، کتب و پژوهشهای زیادی این مسأله واکاوی و علت یابی شود تا عبرتی برای آیندگان در تاریخ ایران باشد.انشاءالله


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :